خلیج فارس
«هيچ درياي ديگري نيست كه بيش از خليج فارس توجه علماي معرفهالارض و باستانشناس و مورخين و جغرافينويسان و تجار و سياستمداران و جنگجويان را مشتركاً به خود معطوف ساخته باشد.» استخري در باره آن می نویسد: «بزرگترين درياها درياي پارس است و درياي روم و اين دو دريا برابر يكديگرند.» و جاي ديگر در ذكر درياهاي پارس ميگويد: «درياي پارس، درياي بختگان، درياي دشت ارژن، بحيره التّور، بحيره الچوپانان، درياي جنگان» و علت نامگذاري اين دريا به درياي پارس را چنين ميگويد: «درياي پارس خليجي است از درياي محيط در حد چين و حدود واق واق و به هندوستان رسد، و آن را به پارس و كرمان بازخوانند و به حكم آن كه هيچ ولايت از اين آبادانتر بدين دريا نيست. و به روزگار گذشته پادشاهان پارس بزرگتر و قويتر بودهاند و هم در اين روزگار مردمان پارس به هر جايي مستولياند از كرانههاي اين دريا.» ريباً بيست هزار استاد است.» در كتاب عربي زبان نخبه الدهر في عجايب البر والبحر از شمسالدين محمدبن ابي طالب انصاري دمشقي چنين آمده كه «… در آنجا كوهي سياه و بلند و كشيده به نام جمحه قرار دارد كه مرز درياي فارس به شمار ميآيد، درياي جنوب از آغاز اين درياي فارس كه به اقيانوس پيوسته است و خود دريايي جداگانه است ميگذرد و تا بصره، سلمابادان، خوزستان، فارس كرمان، مكران و طوران كه پايان مرزهاي خليج فارس است ميرسد.»
فيليپ خوري حتّي در كتاب خود تاريخ عرب ميآورد: «… بر ساحل غربي خليج فارس دولتي بنياد نهادند و احساء را پايتخت آن كردند.»
آلبرت حوراني در كتاب خود تاريخ مردمان عرب در صفحة 147 اشاره به نام خليج فارس دارد و ساحل غربي خليج فارس را جايگاه زندگي شيعيان ميداند. اين تاريخ و يافتهها و نوشتههاي مورخان بزرگ كه در اين نوشتارآمد سابقه استفاده از خليج پارس و پيشينه ديرين به كار بردن اين نام توسط مورخان و جغرافيدانان اعم از ايراني، عرب وغربی بوده است. نامي از ابتدا پارس ، تا انتها نیز پارس.