اقدامات خيريه فخرالدوله
الهام ملک زاده
اشرف الملوك فخرالدوله دختر مظفرالدين شاه و سرورالسلطنه (حضرت عليا) به سال 1304 ه .ق متولد شد. وي ابتدا نامزد پسرخاله خود ، دكتر محمّد مصّدق بود . اما صدر اعظم ميرزا علي خان امين الدوله به واسطة رقابتهاي سياسي وقت ، تصميم گرفت جهت استحكام قدرت خود با خاندان سلطنتي وصلت كند . در نتيجه فخرالدوله را براي پسر خود ميرزا محسن خان معين الملك (امينالدوله) كه او نيز همسر داشت ، خواستگاري كرد . فخرالدوله كه از ازدواج با پسرخاله راضي نبود ، قبول كرد . ميرزا محسن خان نيز همسر خود را طلاق داد و پس از برگزاري جشني باشكوه ، عروس و داماد به خانة مشترك رفتند . از آن پس بين خاله وي نجمالسلطنه _ باني بيمارستان خيريه نجميه در سال 1305 ه .ش _ و خانواده سرورالسلطنه نقاري عظيم افتاد كه هيچگاه به مودت تبديل نشد.
فخرالدوله به عنوان بانويي مؤمن ، با كفايت و نيكوكار مشهور است كه از ثروت خانوادگي خود با چنگ و دندان محافظت نمود . او با تدبير و کارداني ، خود و خانواده اش را از آشفتگيهاي مربوط به عزل پدرشوهر و غضب دربار به او ، خلع برادرزاده اش احمدشاه از سلطنت ، روي كار آمدن سلسلة پهلوي و ديگر گرفتاريهاي سياسي رهانيد . ضمن آنكه از ثروت خود در امور خيريه فروگذاري نكرد. از جمله كارهاي مهم او تأسيس آسايشگاه سالمندان در املاك موروثياش واقع در كهريزك است كه امروزه جزو عظيم ترين مؤسسات ياري رساني به مصدومان ، از كار افتادگان و سالمندان به شمار ميرود .
وي در اواخر دورة قاجار و در بحبوحة اقدامات سردار سپه، در حدود 78 دختر و پسر يتيم را تحت پوشش قرار داد و به همراه جمعي از زنان خيّر در اطراف پرورشگاه كه بعدها بنگاه خيريه بانوان نيكوكار[1] ناميده شد ، از دختران و پسران نگهداري ميكرد. از جمله كساني كه او را در اين كار ياري ميدادند بايد از جبّاره فرمانفرما ، عزت الملوك فرمانفرما ، هما فرمانفرما (اتحاديه)، همسر دكتر حسين علاء ، قدسي عنايت دختر ظهير الاسلام ، نورافشار _ پايه گذار بيمارستان مسيح دانشوري _ ، همدم نفيسي خواهر سعيدنفيسي _ كه پس از تحصيل مامايي در فرانسه به ايران بازگشت . اما چون جو اجتماعي به گونهاي نبود كه بتواند مستقلاً مطبي باز كند ، در اين بنگاه به كارهاي مربوط به رشته تحصيلي خود و انجام امور خيريه ميپرداخت _ و معصومه اميني (نفيسي) دختر فخرالدوله نام برد كه براساس قوانيني كه براي كار خود تدوين نموده بودند به كودكان بيسرپرستي كه در چارچوب مقررات قرار داشتند ، خدمت ميكردند.
طبق ضوابط و مقررات پرورشگاه ، در صورتي که مادري خواهان نگهداري فرزند خود بود ، ابتدا دو نفر از زنان همكار فخرالدوله به محل زندگي آن مادر رفته ، پس از تهيه گزارشي در چارچوب عقايد هيأت مديره و داشتن شرايط لازم از جمله فقدان پدر ، بچه را تحويل او مي¬دادند .
در مورد اقدامات و فعاليت هاي فخرالدوله مطالب گوناگوني نوشته شده است . از جمله اينکه وي علاوه بر سر و سامان دادن به وضع كودكان بيسرپرست ، به هنگام ازدواج وسايل مورد نياز زندگي آنها را تأمين مي کرد كه همگي اين مطالب صحيح است . اما اين نكته كه فخرالدوله اولين فرد وارد كنندة تاكسي به تهران بود و به پسرهايي كه ميخواستند متأهل شوند يك تاكسي براي امرار معاش هديه ميداد ، اشتباهي است كه بطور مكرر بيان شده است . به تصريح ايرج اميني _ نوه فخرالدوله _ اين اقدام را محمد اميني _ پسر فخرالدوله _ انجام مي داده است .
در ادامة جستجوهاي نگارنده براي آگاهي از اقدامات خيرخواهانه اين بانوي ايراني با يكي از دختران تحت حمايت فخرالدوله به نام سكينه ابراهيمي _ كه امروزه خود صاحب تعدادي فرزند و نوه است _ مصاحبهاي انجام شد كه خاطراتش را از فخرالدوله و فعاليت هاي مؤسسه وي چنين بازگو مي کند که :
« در مؤسسهاي كه خانم فخرالدوله آن را اداره ميكرد ، ضمن برقراري احساس محبت و آرامش ، انضباط خاصي حكمفرما بود . ما ملزم بوديم علاوه بر يادگيري فنون خانهداري ، خياطي و موسيقي ، ادامة تحصيل را از ياد نبريم . چنان كه خود من تا پيش از ازدواج تا كلاس ششم درس خواندم . هنگام آمد و رفت به مدرسه بر اساس انضباط خاصي كه توسط مربيان اجرا ميشد به محل تحصيل رفته و به خوابگاه خود باز ميگشتيم . هنگامي كه همسرم شعبانعلي علايي به عنوان صاحب فروشگاه نزديك بنگاه خيريه مشغول به كار بود ، از لابلاي صحبتهاي آشپزها و نديمههايي كه براي خريد به او مراجعه ميكردند با شيوة تربيت عالي دختران اين مؤسسه آشنا شد و چون پيشنهاد ازدواج با يكي از آن دختران را به وي دادند ، او نيز قبول كرد . آقاي علايي رسماً نزد خانم فخرالدوله آمد و از من خواستگاري كرد . او پس از توضيح كامل در باب زندگي خانوادگياش از سوي خانم فخرالدوله به مدت يك ماه مورد تحقيق قرار گرفت . چند بار هم به مؤسسه احضار شد و از او سؤالاتي در باره دين و مذهب و رعايت شئونات اخلاقي و اسلامي كردند . پس از آن كه تمام مراحل به خوبي پشت سر گذاشته شد ، مرا به خانة هما خانم پيرنيا در رستم آباد شميران بردند تا آنجا تعاليم لازم براي زندگي مشترك به من داده شود . به داماد هم اطلاع داده شد که مراسم هزينه¬اي ندارد ، فقط به اين سئوال پاسخ دهد كه آيا ميخواهد زنش با حجاب باشد يا بيحجاب . كه چون او جواب داد با حجاب . به او گفتند : فقط يك چادر نماز بخرد و اگر تمايل داشته باشد يك حلقه نيز خريداري کند . پس از گذشت يك ماه ، از سوي بنگاه 50 كارت عروسي به داماد داده شد كه براي دعوت اقوام و آشنايان خود از آنها استفاده كند. مراسم ازدواج در پارك امينالدوله و با حضور همسر دكتر مصدق ، دكتر علاء و همسرش و زن هاي مسئول در مؤسسه بر پا شد . در پايان مراسم در حالي كه خانم فخرالدوله قرآني را بالاي سرمان گرفته بود ما را با دعاي خير بدرقه کرد . خانهاي نيز در خيابان گرگان براي ما در نظر گرفتند . همچنين به عنوان كادوي عروسي دفترچة حسابي به نام من در بانك افتتاح كردند . حتي پس از آن كه صاحب فرزند شديم ، سيسموني كاملي برايمان فرستادند . بدين ترتيب اين ارتباط هيچگاه قطع نشد و تا امروز هم هر چه داريم از آن بزرگوار داريم».[2]
خانم فخرالدوله در 25 دي ماه 1334 ه .ش در سن 73 سالگي در تهران درگذشت و در ابنبابويه شهر ري به خاك سپرده شد .[3]
٭ در اينجا بايد از جناب آقاي ايرج اميني نوة خانم فخرالدوله كه زندگينامة جدّه خود را به همراه عكسي منتشر نشده در اختيار نگارنده قرار داد ، صميمانه تشكر نمود . همچنين از مطالبي كه خانم جباره فرمانفرما كه با خانم فخرالدوله ارتباط نزديكي داشتند و در تكميل پژوهش، كمك مؤثري كردند سپاسگذاري شود .
1- به نقل از سخنان خانم جباره فرمانفرما اين بنگاه سالها بعد وسيعتر شد و رياست آن را خانم معصومه اميني دختر خانم فخرالدوله عهدهدار شد كه مقارن جنگ جهاني دوم به نيازمندان سراسر شهر تهران خدمات بسياري كردند.
2- مصاحبه با خانم سکينه ابراهيمي از دختران بنگاه خيريه بانوان نيكوكار.
3- شرح حال رجال ايران، ج 3، ص 199. زندگي نامه رجال و مشاهير ايران، ج 1، صص 294 و 2