نويسنده:كييرا كوچران
ترجمه: نيلوفر مهديان
وبلاگهاي فمينيستي به شدت در حال تكثيرند. آيا آنها به جهاني شدن رهايي زنان منتهي خواهند شد يا تنها اسباب سرگرمي ثروتمندان و تحصيلكردهها را فراهم خواهند كرد؟
به گفتهء بنيانگذار يك سايت زنان «ما هميشه از مردم يا رسانهها ميشنيديم كه زنان جوان نسبت به فمينيسم بيتفاوتند. آنها فمينيست نيستند و اصلائ نميدانند فمينيسم يعني چه. و هميشه از اين حرفها تعجب ميكرديم، چون زنان جوان بسياري را ميديديم كه كارهاي فمينيستي ميكنند. ما ميخواستيم به مردم بگوييم كه فمينيستهاي جوان ديوانه يا احمق نيستند، بلكه فقط كمي سردند. بيشتر فمينيسم پايهاي آكادميك دارد و همين آن را كمي ناخوشايند كرده است. به همين دليل ما فكر كرديم كه بهتر است چيز جديدي را معرفي كنيم كه خشكي فمينيسم آكادميك را نداشته و شاد و بانشاط باشد.»
به اين ترتيب بود كه جسيكا والنتي سايت Feministing.com را بنيان گذاشت. اين سايت اكنون بسيار محبوب شده و صدهزار نفر در ماه از آن ديدن ميكنند. هر روز زندگي پنج تا 10 زن در آن شرح داده ميشود و گزارشها و اخبار متنوعي را، از خندهدار گرفته تا جدي، در بر ميگيرد. به عنوان مثال، مقالهاي دربارهء رييس جمهور زن جديد شيلي، ميشل باشله، در كنار خبري طنزآميز از يك محصول آرايشي جديد به نام «كرم باكره» ميآيد.
و تازه، فقط اين سايت نيست. ظرف دو سال اخير، از زمان شروع به كار اين سايت، سايتها و وبلاگهاي زنان رشدي خيرهكننده داشتهاند. بسياري از آنها كاملائ تخصصي هستند و خوانندگان وفادار خاص خود را دارند و برخي ديگر سرگرم كنندهتر هستند. اطراف جنبش فمينيستي را همواره انواع بحثهاي پيچيده، پردامنه يا داغ احاطه كرده بودند. اما اكنون، به نظر ميرسد به مدد اينترنت، موج سوم فمينيسم فرا رسيده است. در سايتها و وبلاگهاي زنان ميتوانيد نوشتههاي زنان را در مورد طيف خيرهكنندهاي از موضوعها بيابيد. از نرخ بالاي سزارين در هند گرفته تا نابود شدن كلينيكهاي سقط جنين در داكوتاي جنوبي، يا سوابق حقوق بشر رييس جمهور فيليپين، گلوريا آرويو.
برخي از محبوبترين سايتها و وبلاگها عبارتند از: .Bitch PhD, the F-word, Pandagon, AngryBlackBitch, MindtheGapCardiff, Gendergeek طبق يك برآورد تازه، تعداد سايتها و وبلاگهاي فمينيستي 240 هزار عدد بوده است.
بالا بودن سطح علاقه و سواد اينترنتي در ميان زنان نشان ميدهد كه در ميان زنان فمينيست، برتري با جوانان است. والنتي ميگويد: «فمينيستهاي موج دوم، احساس ميكردند كه زنان جوان تمايلي به فمينيسم ندارند. اما اين درست نبود. آنها تنها نميدانستند كه چگونه با ما رابطه برقرار كنند.»
همچنين، اين ظن همواره وجود داشته كه علاقهء زنان جوان به فمينيسم از نوع خاصي است. اين نوع فمينيسم، «فمينيسم دخترانه» ناميده شده و رسانههاي حاكم نيز سعي ميكنند گروهي از زنان جوان را كه افراط در عمليات جنسي را عملي فمينيستي ميدانند، برجسته كنند.
اما با گشتوگذاري در اينترنت، بلافاصله از تنوع خيرهكنندهء عقايد و نظرات، شگفتزده خواهيد شد. چنين تنوعي به عنوان مثال، در وبلاگ گروهي Carnival of Feminists كه ناتالي بنت آن را بنيان گذاشته ديده ميشود. بنت وبلاگ ديگري هم به نام Philobiblion درباره تاريخ زنان دارد. وبلاگ اول در هر ماه دو بار تجديد ميشود و در هر شمارهء آن يك نفر مسووليت اصلي ادارهء وبلاگ را به عهده ميگيرد. اين شخص از مردم دعوت ميكند كه درباره حوادث روز يا يك موضوع عام مثلائ «فمينيسم راديكال» يا «فمينيسم دههء 1970 و معناي امروزي آن» مقاله ارايه كنند يا نظر دهند. سپس بهترين مطالب را كه بين 50 تا يكصد عدد ميشود، انتخاب ميكند و لينكهايي به آنها ميدهد. به اين ترتيب، هر دو هفته يك بار، بررسيها و ديدگاههاي گوناگون راجع به موضوعات مختلف جمعآوري ميشود.
ربكا تريزر، يكي از نويسندگان اصلي سايت Salon.com و بنيانگذار وبلاگ مخصوص زنان در اين سايت به نام Broadsheet ميگويد: «هر روز ميشنويم كه ميگويند فمينيسم مرده است; اما من به اين معتقد نيستم. به نظرم اين جنبش شكلي مدرنو تكنولوژيك گرفته و از اين پس فمينيسم صداهاي متنوع بسياري خواهد يافت كه هر روز در اينترنت بلندتر و بلندتر ميشوند.»
اما آيا اين تنها جار و جنجالي پيرامون فمينيسم نيست؟ وبلاگها همان ايدههاي موج دوم فمينيسم را در مورد بالا بردن آگاهي زنان و ايدهء «شخصي، سياسي است» را مطرح ميكنند.
نينا ويكفورد، جامعهشناس و استاد دانشگاه در مورد اثرگذاري سايتها و وبلاگها بر سياست ترديد دارد. او ميگويد: «به نظر من وبلاگها توانستهاند بحثهاي زيادي را پيرامون فمينيسم برانگيزند; اما معلوم نيست كه آنها چقدر بتوانند فعاليتهاي جدي سياسي را تغذيه كنند. در گذشته، سازمانهاي زنان نقشهاي سياسي مشخصي را ايفا ميكردند. به عنوان مثال نماينده به دولت ميفرستادند; اما مطمئن نيستم كه از طريق وبلاگبتوان سياستهاي عمومي را تغيير داد. اين وبلاگها چه كساني را نمايندگي ميكنند؟»
اين سوال آخر جالب توجه است. جنبش اينترنتي اخير نيز همانند موج دوم فمينيسم متهم به آن است كه تنها زنان سفيدپوست طبقات مرفه را نمايندگي ميكند. جورجيا گيدن، پژوهشگري كه اخيرائ سايتها و وبلاگهاي فمينيستي را مورد مطالعه قرار داده، ميگويد: «وبلاگنويسي هنوز محدود به قشر خاصي است; چون هر چند دسترسي خود ما به اينترنت آسان و عادي شده است، اما هنوز زنان بسياري در سراسر جهان اينترنت را وسيلهاي لوكس ميدانند.»
بسياري از گردانندگان سايتها و وبلاگها با آگاهي از اين ايراد، درصدد رفع آن برآمدهو به مسايل زنان در سطح جهان توجه نشان ميدهند. به عنوان مثال، كارناوال فمينيسم آخرين شمارهء خود را به وبلاگهاي هندي اختصاص داده و نوشتههاي زنان هندي را منعكس كرده و قرار است يك شماره نيز به زنان وبلاگنويس آفريقايي اختصاص يابد.
ارتباطميان سايتها و وبلاگهاي فمينيستي با يكديگر و فعاليتهاي سياسي پديدهاي نوظهور در اينترنت است. در ژانويهء گذشته وبلاگي با موضوع انتخاب در مورد سقط جنين به وجود آمد و اخيرائ نيز وبلاگهاي متعددي به موضوعات آزارهاي خياباني و تبعيض جنسي اختصاص داده شده است. تعداد اين سايتها همچنان در حال گسترش است. اين سايتها نه تنها بينشي از شدت و قوت احساسات فمينيستهاي جوان به دست ميدهند، بلكه جايگزين بهتري براي مجلات زنان به شمار ميروند. گيدن ميگويد: «اگر زني راجع به فمينيسم از من بپرسد، اولين جايي كه به آن ارجاعش ميدهم، فضاي اينترنتي است. در آنجا صداهاي خودجوش بسياري را ميتوان يافت كه واقعائ به هر زني انگيزه ميدهد.»
منبع: گاردين، 31 مارس 2006