برنامه های آینده

 
 
 

 سخنرانی های اخیر انجمن

 
مستوره اردلان تاريخ نگار زن ايراني
حضور ناپيدا زنان صوفي در قرون اوليه اسلامي
بزرگداشت مقام علمي - فرهنگي دكتر منصوره اتحاديه
میراث اسلامی اندلس با معرفی مجموعه "مدینه الزهراء" کوردوبا
تحول مفهوم جنسيت در پارادايم هاي سنت، مدرن و پست مدرن
زن در حکایات عطار نیشابوری
زن و شهرياري در قرآن
زن در ايران سده پنجم و ششم هجري
بررسی جایگاه زن در قرآن
جایگاه زن در سنت نبوی، جایگاهی تاریخی یا شرعی؟
جايگاه زن در تاريخ ايران (از ابتدا تا عهد مغول)
زن از نگاه ناصرالدین شاه در سفر نامه های فرنگستان
تحلیلی بر نقش سیاسی دو زن قدرتمند دوران صفویه
زنان حکومتگر در عصر فترت
زن و آئین های باستانی
 

مستوره اردلان تاريخ نگار زن ايراني

 

سخنران: دكتر اسماعيل شمس
موضوع: مستوره اردلان تاريخ نگار زن ايراني
انجمن زنان پ‍‍‍ژوهشگر تاريخ، عصر روز چهارشنبه 2/2/1388ش. ميزبان اساتيد، دانشجويان و پژوهشگران بود كه جهت شركت در نشست علمي ماهانه در دفتر انجمن، حضور به هم رسانيده بودند. در اين نشست،‌دكتر اسماعيل شمس پژوهشگر تاريخ معاصر به ايراد سخن با موضوع: "مستوره اردلان،‌تاريخ نگار زن ايراني" پرداخت.
ايشان در ابتداي سخنراني خود در معرفي اين تاريخ نگار اظهار داشت: ماه شرف خانم متخلص به مستوره در سال 1219ق. و به روايتي 1220ق. در سنندج متولد شد. پدر وي، ابوالحسين بيك جدش ناظر مالي واليان اردلان بود. در سال 1244ق. با خسرو خان اردلان والي كردستان ازدواج كرد. هر چند شوهر او در سال 1250ق. فوت كرده اما تا سال 1263ق. هم چنان در كردستان ماند و در اين زمان به علت كشمكش هاي داخلي خانواده اردلان به همراه شماري از اقوام به سليمانيه عراق مهاجرت كرد.
پرورش مستوره در خانواده اي فرهنگي و مهم تر از آن، وصلت او با خسرو خان والي، باعث شد تا به كتابخانه بزرگ خانواده اردلان دسترسي ژيدا كند. اين امر او را به مطالعه آثار گذشتگان تشويق كرد.
دكتر شمس سخنان خود را با توضيحاتي در مورد كتاب "تاريخ اردلان" تأليف اين بانوي تاريخ نگار ادمه داد و گفت: سبك نگارش مستوره متأثر از دو مكتب تاريخ نگاري عمومي و سنتي ايران در عصر قاجار و تاريخ نگاري محلي است، تاريخ نگاري محلي كرد كه از بررسي ديگر زمينه هاي پژوهشي آن بانوي تاريخ نگار و تأليفات او در موضوع شرعيات و شعر، پايان بخش اين سخنراني بود.
ابتداي قرن نوزدهم شروع شد، صيغه محلي و سلسله اي دارد. حاكمان اردلان كه با شاهان قاجار رابطه خانوادگي برقرار كرده بودند، از نويسندگان محلي خواستند كه سرگذشت آنان را در تاريخ را در تاريخ هاي مستقل به رشته تحرير درآورند. اين افراد به پيروي از مورخان پيش ار خود، تاريخ اردلان را نوشتند. مستوره نيز به سان خسرو اردلان و ملا محمد شريف قاضي، اوضاع دربار واليان اردلان و جنگ ها را محور تاريخ خود قرار داد. در تاريخ او، موضوعي كه بتوان آن را تاريخ اجتماعي و فرهنگي يا تاريخ مردم، نام نهاد؛ وجود ندارد.
وي نويسنده اي تقدير گراست. هرگاه از واقعه اي سخن مي گويد؛ علت وقوع آن را تقدير الهي مي داند و علاوه بر تقدير، گاه نقش بخت و شانس را نيز برجسته مي كند.
اگر چه مستوره همسر حاكم اردلان و نويسنده اي از دربار است، اما در نگارش تاريخ، اصل بي طرفي را حتي درباره همسر خود رعايت مي كند و از اقدامات او در ابتداي حكومت وي انتقاد كرده و او را فردي جوان و كم تجربه قلمداد مي كند.
مستوره اردلان، يك زن است و شايد بتوان گفت: نخستين زن تاريخ نگار در ايران، اما در كتاب خود، كمترين اشارتي به وضعيت زنان در زمانه خود نكرده است.
از كتاب تاريخ وي، دو نسخه خطي موجود است. نسخه اصلي آن در سال 1325ق. توسط ناصر آزاد پور تصحيح شد و با عنوان: تاريخ اردلان به چاپ رسيد.
نسخه دوم تاريخ وي با عنوان: تاريخ الاكراد" در كتابخانه لندن به شمارهOR – L A 108 موجود است.
كتاب وي، توسط او گينا واسيلوا به زبان روسي و توسط عبدالرحمن شرفكندي به زبان كردي ترجمه شده است.



 

حضور ناپيدا زنان صوفي در قرون اوليه اسلامي

 

خانم دکتر طوبي فاضلي پور از اعضاي انجمن زنان پژوهشگر تاريخ در موضوع: "حضور ناپيدا زنان صوفي در قرون اوليه اسلامي" با حضور تعدادي از استادان، پژوهشگران تاريخ، اعضاي انجمن و علاقمندان به مباحث تاريخي برگزار شد. دکتر فاضلي پور سخنان خود را چنين آغاز کرد که: مساله شخصيت زن و نقش او در تاريخ جوامع اسلامي يكي از مطرح ترين موضوعاتي است كه توجه بسياري از پژوهشگران را به خود جلب كرده است.نا پيدايي حضور زن در روند حركت هاي تاريخي در كشورهايي كه از فرهنگ و غناي تاريخي برخوردار بوده¬اند، نشانه نا آگاهي از موقعيت اين قشر اجتماعي است و اين نظريه را قوت مي بخشد كه زنان اين جوامع در قوانين محدود اجتماعي محصور بوده و هيچ گونه نقشي در تاريخ نداشته اند.
اما تلاش زنان براي ورود به عرصه هاي مختلف با از ميان برداشتن موانع برسر راه، حكايت از عدم تسليم آنها به اين
وضعيت دارد. زنان بنا بر مقتضيات اجتماعي خود در حيطه هاي مختلف به فعاليت پرداخته و در نهايت رد پاي شان جسته و گريخته در منابع قرون مختلف يافت مي شود.
با كند و كاو در تذكره ها و منابع قرون اوليه با زناني آشنا مي شويم كه اهل طريقت بوده¬اند و اهميت آنان تا بدانجاست كه عبدالرحمن سلمي در تذكره اي مستقل به شرح حال آنها پرداخته است. اين كتاب منبع اصلي بخشي از اثر خانم دكتر طاهري با عنوان: "حضور پيدا و پنهان زن در متون صوفيه" است.
ايشان در بخش ديگري از سخنراني خود به فعاليت صوفي زنان در طي طريق پرداخت و اظهار داشت: حضور صوفي زنان در عرصه اهل طريقت چهار قرن اول و تعيين محدوده جغرافيايي فعاليت آنان بر اساس منابع، كار چندان آساني نيست؛ اما با توجه به تذكره سلمي در مورد 80 زن در مقابل 104 مرد كه در كتاب ديگر او آمده است، اهميت و ارزش آنها مشخص مي شود.
اكثر زنان صوفي و خانواده هاي آنها از چهره هاي ماندگار اهل طريقت در خراسان بويژه نيشابور بودند. سلمي خود نيز در چنين خانواده¬اي پرورش يافت و احترام به زن به عنوان عنصر موثر در محيط خانواده، افق فكري او را به سمت ثبت وضبط نام زنان صوفي سوق داد.
در تمام مراحل طي ¬طريق رد پاي زنان نيز ديده مي شود و در نقل تعاليم اهل تصوف روايت هاي كوتاهي از زندگي صوفي زنان آمده است كه ماندگارترين چهره آنان رابعه عدويه؛ صوفي بانويي است كه ظهور او را نقطه عطفي در تاريخ تصوف دانسته اند. زندگي رابعه رنگ اسطوره به خود گرفته است. برخي او را ايراني الاصل منسوب به قبيله اي عرب و برخي او را عرب مي دانند. در نقل زندگاني رابعه، او نخستين عارفي است كه در رابطه انسان و خدا پا را از محدوده شريعت فراتر گذاشته و بي واسطه بودن رابطه را به شکل گذار از مرحله خوف از خدا و ورود به مرحله عشق و محبت به خالق مطرح کرده است. سلمي با در نظر گرفتن زمان و مكان زندگي خود به ترسيم شرح زندگي صوفي- بانوان محدوده جغرافيايي در چهار قرن اول اسلامي پرداخته است. خراسان پس از رابعه مهد پرورش تصوف ايران بود و زنان اين خطه بيش از همه پاي در اين عرصه نهاده اند. خطه اي كه به مدت دو قرن گاه با پذيرش و گاه با مقاومت در برابر اقتدار خلفا يكي از مراكز بزرگ تمدن اسلامي شد و عصر آزادي افكار و عقايد را تجربه كرد.
شايد تساهل وتسامح سامانيان نيز زمينه مساعدي براي رشد اين حركت به وجود آورده باشد. از زنان مشهور اين عصر مي توان فاطمه نيشابوري، ام علي همسر احمد خضرويه، فخرويه، عايشه مروزيه و عايشه دينوري را نام بردكه محبت، اخلاص و دل نبستن به دنيا را سر لوحه فعاليت هاي خود قرار داده بودند.
دشواري ورود زنان به عرصه تصوف از آنجا ناشي مي شد كه مكتب تصوف را مكتبي مردانه دانسته اند. هر چند صوفيان تلاش كردند تا انسان را جدا از جنسيت، رنگ، نام و نسب مطرح کنند، اما به دليل تأكيد آنها بر شرح حال مشايخِ مرد و عدم پذيرش پيش¬كش¬هاي زنان صوفي به بزرگان اهل طريقت كه آن را مذلت ونقصان دانسته اند؛ مكتب تصوف را مكتبي مردانه جلوه داده اند.
زنان براي ورود به اين جرگه بايد از جنسيت خود خارج مي شدند. روايت هاي عطار خود نشانگر اين روند است که وقتي از رابعه سخن مي گويد به ناچار او را مرد مي بيند. چون زن در راه خداي مرد بود او را زن نتوان گفت (تذكره الاولياءص59) و يا آنان را ضعيفه خطاب مي كند.
اين نگاه از آنجا نشأت گرفت كه در تقسيم بندي موجود ات به خير و شر زن موجودي فتنه گر محسوب شد و يا نقص عقل زن سدي در برابر رسيدن به كمالات معنوي بود. اما پس از ملاقات بايزيد، ابوحفص نيشابوري و ذوالنون مصري با زنان صوفي اين نگاه تغيير كرد تا جايي كه بايزيد در حق فاطمه نيشابوري گفت: در عمرم فقط يك زن ويك مرد ديدم و آن فاطمه نيشابوري بود. ويا در نصيحتي كه به احمد خضرويه همسر ام علي نمود، گفت: جوانمردي را از همسر خود (ام علي)بياموز. از قرن سوم، زنان صوفي توانستند تجارب روحاني خود را مطرح نمايند و خراسان مهد اين حركت بود. آنها به دليل خرج كردن ثروت شان در راه فتيان و صوفيان به بلند همتي معروف شدند و در برخي از منابع كراماتي به آنها نسبت داده شده است. حضور آنان در مجالس درس مشايخ، صداي اعتراض مخالفان را بر انگيخت و شرح اين جريان خود سبب دستيابي به نام برخي از صوفي بانوان مي شود. حضور در خانقاه در قرون بعد به خانقاه داري زنان منجر شد. هر چند براي مردم، درك زبان تكلم صوفيان سهل¬تر از فيلسوفان بود، اما بد فهمي نظرات آنان موجب متهم كردن آنها شد. توصيه به اخلاص براي كسب سعادت فردي و اجتماعي اثر مبادي تفكر آنان در زندگي روزمره مردم بود، اثراتي كه برخي از نشانه هاي آن تا به امروز تداوم دارد.



 

بزرگداشت مقام علمي - فرهنگي دكتر منصوره اتحاديه

 

دکتر شيرين بياني اولين سخنران اين مراسم بود که با ذکر خاطراتي در مورد آغاز به کار منصوره جوان در گروه تاريخ دانشگاه تهران تا امروز ذائقه شرکت کنندگان را شيرين کرد.ايشان سخنان خود را اينگونه آغاز کرد: زماني که از من خواسته شد تا به دو مناسبت دهمين سالگرد تأسيس"انجمن زنان پژوهشگر تاريخ"؛ و بزرگداشت دکتر منصوره اتحاديه – نظام مافي- در اين مجلس شريف شرکت کنم، از هر دو خبر بسيار مسرور شدم، زيرا از سوئي شاهد کوشش ها و تلاش هاي انجمن از ابتداي تأسيس تا کنون بوده و هستم و از سوئي ديگر شاهد کوشش ها و تلاش هاي دکتر اتحاديه، از ابتداي ورود به دانشگاه تهران تا کنون بوده ام.
"انجمن زنان پژوهشگر تاريخ" را جمعي از بانوان و دوشيزگان جوان تاريخ دان و يا دوستداران تاريخ به پيش مي برند که با کوشش پي گير و دلسوزانه سرکار خانم محتشمي پور و ياري همکاران شان، تأسيس گرديده است. اين گروه همگون، تا آنجا که من به مناسبت هاي مختلف با شرکت در سمينارها و سخنراني هاي آن شاهد بوده ام، به جدّ کوشيده و مي کوشند تا اولاً: جايگاه زن را در تاريخ و جامعه معاصر ايران به گونه علمي، به درستي و بدون تعصّب، مشخص سازند که يکي از تبّرزهاي آن، همين مجلس بزرگداشت بانويي فرهيخته است و ثانياً با اين شناخت صحيح تا حد امکان، زنان را به سوي ترّقي و تعالي و قرار گرفتن در جايگاه حقيقي شان، رهنمون گردند؛ که البته هنوز کاري بس دشوار و راهي بس دراز در پيش رو دارند. اميدوارم که ساليان سال، با همين جديت و به همين نيکويي راه را ادامه دهند و به اين هدف والا دست يابند.
و اما مناسبت ديگر حضور ما در اين جمع: به ياد دارم که در حدود سي و هفت سال پيش در دانشگاه تهران، روزي که پس از اتمام کلاس درسي براي رفع خستگي وارد دفتر گروه تاريخ شدم، با بانويي جوان، خوش سيما و شاداب روبرو گرديدم. با برخوردي حاکي از مهر و آشنايي سلام گفت. من کنارش نشستم. سر گفتگو باز شد و تقريبا از همان لحظه، دوستي بين ما آغاز گرديد؛ زيرا از گذشته، خانواده هاي يکديگر را مي شناختيم. به دنبال اين گفتگو دريافتم که ايشان در مرکز مطالعات عالي بين المللي و کتابخانه دانشکده حقوق همين دانشگاه، مشغول کارند و مي خواهند به گروه ما منتقل شوند. در آن زمان پدرم که به تازگي تصدي اداره گروه تاريخ را کنار نهاده بود، از اين خبر خوشحال شد. به زودي اين نقل و انتقال انجام گرفت و منصوره به جمع ما پيوست. چندي نگذشت که او تصميم گرفت که براي ادامه تحصيل و گرفتن دکتراي تاريخ به انگلستان، دانشگاه اديمبورو برود. اين همتي بزرگ را مي طلبيد. زيرا خانه، خانواده و کار و در ضمن انقطاع از تحصيل موانع راه بودند. ولي او مصمم و با عزم راسخ و به خصوص به ياري همسر ارجمندش روانشاد دکتر صادق نظام مافي، از پزشکان شهير کشور که يادشان به خير باد و جاي شان در اين محفل بسيار خالي است، توانست اين مهم را از پيش پا بردارد و اين توفيق به سرعت و با حداقل زمام ممکن، که تلاشي مضاعف را مي طلبيد کسب گرديد. منصوره با درجه دکتراي تاريخ به جمع ما به گروه تاريخ دانشکده ادبيات دانشگاه تهران پيوست. سالي نگذشت که به علت تغيير در ترتيب اطاق هاي کار همکاران، من و منصوره هم اطاق شديم و اين اتفاقي خوش آيند و شيرين بود. از آن پس هر روز، رو در روي يکديگر مي نشستيم، کار مي کرديم، به کلاس درس مي رفتيم و اوقات اندک فراغت يا بهتر بگويم "زنگ تفريح" را با يکديگر به گپ زدن دوستانه مي پرداختيم. از هر در سخن مي گفتيم: از خانواده، از خوشي ها و نا خوشي هاي زمانه، از مطالعات پيش رو و خلاصه از هر مقوله درباره گذشته، حال و آينده.
اگر کتابي از ما از زير چاپ بيرون مي آمد، از بابت توفيق-مان شادمان مي شديم، چنانکه امروزه نيز چنين است. منصوره شخصيتي بسيار خوش آيند است. خوش رو، شاد و طنز پرور، از سختي ها نمي هراسد و پر کار و پر توان است. با دلسوزي و پشتکار دانشجويانش را به جلو مي برد و به کار، تشويق شان مي کند. با شرکت در سمينارهايي که در خارج و داخل کشور تشکيل مي شود، شرکت مي کند و همواره دست پر باز مي گردد. امروزه پس از دوران بازنشستگي، با همان توش و توان به کار پژوهش و تدريس، شرکت در محافل علمي، نگاشتن و ترجمه کتاب، اشتغال دارد. مؤسسه "نشر تاريخ ايران" که توسط او تأسيس شده و همچنين تصدي اداره امور آن بر عهده اوست، به وجهي پسنديده پيش مي رود. در تاريخ دوره قاجار خبره است. در داخل و خارج پژوهشگري شناخته شده است و با اشراف کامل به زبان انگليسي و در درجه اي پايين تر فرانسه و شناخت دنياي غرب، پيوسته جهان بيني خويش را توسعه مي بخشد و پژوهش هايش را رو به تکامل مي برد و لحظه اي از فعاليت در اين زمينه ها باز نمي ايستد. اميدوارم که در آينده نيز پيوسته همين نيرو و پشتکار و شادابي را حفظ کند و ما شاهد توفيق روز افزون او در زمينه هاي گوناگون زندگي، به خصوص فعاليت هاي علمي اش باشيم.
پس از آن دکتر احسان اشراقي به بيان خاطرات و نيز موقعيت علمي و فرهنگي همکار ديرين خود پرداخت. سپس دکتر هماي رضواني به عنوان عضو انجمن و شاگرد استاد و بعدها همکار ايشان در دفتر نشر تاريخ از ديون استاد بر گردن خود و آنچه از او آموخته است، سخن گفت و سجاياي اخلاقي و منش و کردار ايشان را ستود. دکتر رضواني، سخن خود را با اشعاري از فردوسي آغاز کرد و اظهار داشت: به دو دليل بنا بر اين شد که بنده در اين جلسه که به مناسبت تجليل از استاد ارجمند سرکار خانم دکتر اتحاديه برگزار مي شود، صحبتي داشته باشم. اول به دليل اين که از نظر سني از پيشکسوتان انجمن محسوب مي شوم و دوم اين که نوع ارتباطي که بنده با دکتر اتحاديه دارم کمي با ديگر اعضاي انجمن متفاوت است. من نه تنها افتخار شاگردي ايشان را داشتم، بلکه چند سال در دفتر نشر تاريخ ايران زير نظر استاد کار کردم. چند سال بسيار مفيد و پر برکت. در خدمت خانم دکتر و در انتشارات نشر تاريخ خيلي چيزها ياد گرفتم. چه از نظر علمي و چه معنوي. با اسناد تاريخي از نزديک آشنايي بيشتري پيدا کردم، به مرور خطوط مختلف اسناد را توانستم بخوانم و با روند کار يک مرکز انتشاراتي و مشکلاتي که دارد آشنا شدم.
محيطي بسيار صميمي بود و اعضاي آن بدون توجه به رتبه و مسئوليتي که داشتند، در کنار هم، دوستانه کار مي کردند و همه اينها از برکت وجود خانم دکتر اتحاديه بود. ايشان با مهرباني و تواضع خاص خود توانسته بود آن محيط دوستانه و صميمي را ايجاد کند. در آنجا مسئله رئيس و مرئوس مطرح نبود. به نظرات افراد بها داده مي شد و در حقيقت کارها به صورت مشورتي و نظر خواهي و البته با تصميم و نظر نهايي خانم دکتر انجام مي شد. مسلم است با چنين روشي با آرامش و علاقه مي توان پيشرفت کرد و روزهاي خاطره انگيزي داشت؛ همان طور که من خاطرات بسيار شيرين از آن ايام دارم.
و اما ارتباطي که ايشان با انجمن دارند. از آنجايي که انجمن هاي غير دولتي نظير انجمن زنان پژوهشگر تاريخ که نهادي است علمي و پژوهشي، نياز به حمايت محققان و پژوهشگران علوم انساني به ويژه استادان رشته تاريخ داشته و دارد. از همان سال هاي اول، انجمن طلب ياري از آناني که دستي در تاريخ و ديگر رشته هاي علوم انساني دارند، نمود و خوشبختانه از جانب بسياري از استادان و پژوهشگران پاسخ محبت آميز دريافت کرد. از جمله از دو بانوي فرهيخته: سرکار خانم دکتر اتحاديه و سرکار خانم دکتر بياني که به معناي واقعي قدم به قدم و در تمام مراحل يار و همراه انجمن بوده و هستند.
از جمله اهداف انجمن تلاش جهت اعتلاي پژوهش هاي تاريخي و نيز ايجاد ارتباط و هماهنگي ميان مراکز آموزشي و پژوهشي و تحقيقات تاريخي است و طبعا براي تحقق اين هدف بايد برنامه ريزي دقيق در ابعاد مختلف پژوهشي و آموزشي داشته باشد و در اين راستا، يکي از برنامه ها برگزاري سمينارها و همايش هايي است در موضوعات مختلف تاريخ
حضار محترم واقفند که چنين برنامه هايي از آغاز تا انجام است. چه مشکلات و سختي هايي دارد و تا چه اندازه هزينه و مهم تر از آن وقت بايد صرف نمود. خانم دکتر اتحاديه که اکنون از اعضاي اصلي و ثابت انجمن هستند، يکي از کساني بودند که در اين راه با محبت و آرامش با انجمن همراهي نمودند. ايشان در تمام همايش هايي که تا کنون از سوي انجمن برگزار شده است از اعضاي اصلي هيأت علمي بودند. در سمينار زنجان رياست علمي همايش را به عهده گرفتند و با انرژي تمام که از ويژگي هاي ايشان است، تا پايان کار انجمن را ياري دادند. تلاش و زحمت ايشان را در موارد مختلف چون داوري مقالات، مشاوره علمي، حضور مستمر در دفتر انجمن حتي روزهاي تعطيل و به خصوص نوع ارتباط ايشان با اعضاي انجمن که هم چنان که قبلاٌ عرض کردم، ريشه در فرهنگ اخلاقي ايشان دارد، از ياد نمي بريم. زبان¬مان قاصر است از بيان احساس¬مان و قدرشناسي نسبت به استاد. اما براي اين که گوشه اي از احساس خود و ديگر اعضاي انجمن را ابراز دارم؛ اين دو بيت زيبا را به هر دو استاد بزرگوار و عزيز، خانم دکتر اتحاديه و خانم دکتر بياني تقديم مي¬کنم:
آواز خوش هزار تقديم تو باد
سرسبزترين بهار تقديم تو باد
گويند لحظه ايست روئيدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد
دکتر علي سجادي به نمايندگي از رئيس مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامي از ابتکار عمل انجمن در بزرگداشت مقام اساتيد تاريخ تشکر کرد و هديه مرکز را شامل شاهنامه فردوسي تقديم دکتر اتحاديه نمود و بالاخره آقاي جمشيد کيانفر همکار انتشاراتي استاد به شرح آثار، تأليفات و تلاش هاي دکتر اتحاديه در حوزه نشر پرداخت. آقاي کيانفر سخنراني خود را با اين جملات آغاز کرد که: نخست دهمين سالگرد تأسيس انجمن زنان پژوهشگر تاريخ را تبريک مي¬گويم و براي هيأت مؤسس و دست¬اندرکاران انجمن آرزوي توفيق دارم. همچنين سپاسگزار از مسئولين انجمن در برگزاري نکوداشت بانوي بزرگوار، استاد تاريخ سرکار خانم دکتر منصوره اتحاديه. سخن گفتن از سرکار خانم دکتر اتحاديه بسيار سخت است به¬ويژه استادان بزرگوار گفتني¬ها را گفتند و به حق ستايش¬ها کردند و زبان الکن اين کم¬ترين را نه تنها بستند، بل دوختند. و آنچه حقير بايد بگويد در حقيقت زيره به کرمان بردن است و بس.
سرکار خانم دکتر اتحاديه بانوئي که استاد تاريخ هستند و مصحح، مترجم، نويسنده و پژوهشگر و افزون بر آن با شهامت که سرمايه خانوادگي را در راه احياء نشر ميراث مکتوب به خطر انداختند و مي¬توانستند به دور از دغدغه و نوسان هاي بازار نشر ايران ـ في¬الواقع مريض ـ به کار پژوهش و تحقيق و ترجمه و تأليف و تصحيح بپردازند.
اهل قلم معمولاً يک بُعدي يا دو بعدي هستند، بدين طريق که شغلي را يدک مي¬کشند و خارج از ساعات اداري به قلم¬فرسائي يا بهتر بگويم به کار دل مشغولند، حال چه در عرصه تحقيق و ترجمه و يا تأليف و تصحيح، اما بانوي بزرگوار ما در چند عرصه به فعاليت مشغولند و هرچه مي-کنند همه کار دل است و بس.
با خلوص نيت و از صميم قلب مي گويم که سرکار خانم دکتر اتحاديه ، هنرهايشان در استادي تاريخ، نويسندگي، ترجمه و تصحيح، نشر کتاب¬هاي تخصصي تاريخ و چندين هنر ديگر است. يکي از آن هنرها حمايت از اهل تحقيق و پژوهش و کمک بديشان و اجازه آنکه نامشان در کنار نام اين بانوي بزرگوار زينت بخش صفحه عنوان و روي جلد کتاب باشد، همچون درختي با ريشه که در زير ساية خود دهها نفر را دربر مي¬گيرد.
قرار بود که اين کمترين، از سرکار خانم دکتر اتحاديه در مقام ناشر سخن بگويد، اما مگر مي¬شود، هنرهاي ديگر حضرت¬شان را ناديده گرفت و فقط گفت که سرکار خانم دکتر اتحاديه ناشر هستند و آن¬هم چه ناشري، با کارنامه¬اي درخشان در طول حيات و فعاليت نشري که به ربع سده مي¬رسد؛ از سالهاي نخستين بعد از انقلاب تا به امروز قريب به صد عنوان کتاب و گاهي هر عنوان در چند مجلد.
کارنامة نشر تاريخ ايران با نام سرکار خانم دکتر اتحاديه عجين شده است و نمي¬توان نشر تاريخ ايران را بدون شخصيت علمي و مديريت¬شان و شخصيت سرکار خانم اتحاديه را بدون نشر تاريخ ايران مورد بررسي و کنکاش قرار داد.
در يک بررسي کوتاه و گذرا، کتاب هاي منتشره از سوي نشر تاريخ به مديريت و بينش سرکار خانم اتحاديه را مي-توان به چند دسته تقسيم کرد:
1. آثار متوني عصر قاجار. شامل: خاطرات، سفرنامه¬ها، اسناد و مکاتبات 2. آثار تحقيقاتي يا تأليفي و پژوهشي3. آثار ترجمه 4. رسائل که نشر آن خود موضوعي بس¬مهم است و خطرآفرين براي سرمايه نشر 5. تاريخ ايران باستان
اما دامنه فعاليت نشر تاريخ فقط بدين چند موضوع محدود نشده و نيست چرا که حتي رمان و داستان هم در ميان آثار منتشره مشاهده مي¬شود و افزون بر آن در عرضه هنر نيز به فعاليت پرداخته است.
سخن را کوتاه کرده، سر تعظيم در برابر اين بانوي بزرگوار صاحب هفت هنر فرود مي¬آورم و با آرزوي توفيق روزافزون براي¬ ايشان و خانواده محترم شان و همچنين مسئولان انجمن زنان پژوهشگر تاريخ رخصت مي¬طلبم.
علاوه بر آن، فرزانگان و بزرگاني چون: دکتر ايرج افشار، دکتر ژاله آموزگار، دکتر محمد تقي امامي خويي و دکتر شهلا اعزازي در اين محفل علمي و فرهنگي حضور داشتند که برخي از آنان از جمله دکتر افشار و دکتر اعزازي ديدگاههاي خود را در ارتباط با اين بانوي سخت کوش عرصه علم و فرهنگ ابراز داشتند.
دکتر اتحاديه نيز طي سخناني از انجمن و اعضاي پر تلاش آن براي تأسيس نهادي استوار و پر ثمر و برگزاري مراسم تجليل از يکي از خدمتگزاران به تاريخ کهن ايران، قدرداني کرد و همچنين حضور همه استادان پژوهشگران ، دانشجويان و علاقمندان به تاريخ را در برنامه ارج نهاد. وي سپس از زندگي و فعاليت هاي خود و نيز از تاريخ و اهميت تاريخ نگاري، تاريخ خواني و تاريخ داني سخن گفت و در پايان لوح تقديري توسط رئيس هيأت مديره انجمن و دکتر شيرين بياني همراه با دسته گل به ايشان اهداء گرديد.
دفتر يادبود مراسم نيز دست به دست مي گشت تا هر يک از حاضران به فراخور حال دستخطي به يادگار گذارند و پس از آن عکس هاي يادگاري و برش کيک تولد 10 سالگي انجمن و 75 سالگي استاد بزرگ تاريخ معاصر ايران پايان بخش مراسم بود



 

میراث اسلامی اندلس با معرفی مجموعه "مدینه الزهراء" کوردوبا

 

در این جلسه دکتر روح الله امانی مهر ،دانشجوی دکتری حفاظت بناها و محوطه های تاریخی از دانشگاه سویل اسپانیا پیرامون میراث اسلامی اندلس با معرفی مجموعه "مدینه الزهراء" کوردوبا به ایراد سخن پرداخت.
دکتر امانی مهر عضو کمیته بین المللی بناها و محوطه ها - ایکو موس - ایران، همکار تحقیقاتی موسسه مطالعات تمدن¬های اسلامی دانشگاه آقاخان لندن و عضو آکادمی تحقیقات تاریخ اسپانیای سده¬های میانه دانشگاه سانتاکروز کالیفرنیا است.
این پژوهشگر جوان در حال حاضر مشغول کار بر رساله دکترای خود درباره حفاظت و تغییر در بناهای مذهبی مذاهب سه گانه در اسپانیای دوره قرون وسطا است.



 

تحول مفهوم جنسيت در پارادايم هاي سنت، مدرن و پست مدرن

 

دکتر انصاري در ابتداي جلسه به تعاريف موجود از زن و تحليل چرايي وضعيت او در تاريخ و زمان حال، از چهار منظر تفسير زيستي، اقتصادي، روانشناختي و فرهنگي – اجتماعي پرداخت و در مورد هر کدام از آنها توضيحات لازم را ارائه داد.
پس از مقدمه، اين مسئله تشريح گرديد که جنسيت (Gender) مفهومي تاريخي است و اين بدان معناست که همانند تمام مفاهيم ديگر بايد دانست که اين مفهوم نيز در ادوار مختلف تاريخ جاري و ساري بوده و برداشت و فهم از مصاديق آن ، حداقل در سه پارادايم فکري و فلسفي مهم و مطرح در حوزه انديشه اجتماعي – سياسي موجود، يعني سنت، مدرنيسم و پست مدرنيسم متفاوت است.
وي گفت: براي شناخت مجملي از اين تفاوتها بايد دانست که بر اساس نظر دانشمنداني همچون توماس کوهن و ميشل فوکو ، هر کدام از اين سه دوره تاريخي داراي يک هسته مرکزي متشکل از اجزاء معين بوده که در واقع شالوده اصلي هر دوره را تشکيل مي دهند.
مهمترين اجزاء معين اين هسته هاي مرکزي عبارتند از:
(نگاه به طبيعت + نگاه به انسان + نگاه به خدا = هستي شناسي) anthology
(معرفت شناسي) Epistemology
نکته قابل توجه آن است که بسياري از مفاهيمي که در قالب هستي شناسي و معرفت شناسي در اين سه فضاي فکري حاکمند نيز با يکديگر متفاوت بوده ، عدم توجه به همين تفاوتها ، اشتباه در شناخت و فهم رفتارها در دوره هاي مختلف فکري را باعث مي شود.
دکتر انصاري در ادامه بحث به بررسي مختصات مهم سه پاردايم فکري مذکور و جايگاه مفهوم جنسيت در آنها به شرح ذيل پرداخت:
1- دوره سنت: اين دوره، دوره خدا محوري (با شناخت خاصي از خدا) است. در اين دوره طبيعت مورد توجه قرار نمي گيرد و انسان هميشه بايد به دنبال عبادت باشد تا از آلودگي خود و طبيعت بکاهد و متاسفانه به خاطر تصوري که از نحوه آفرينش وجود دارد، زن در اين دوره محور گناه بوده ، به عنوان آلوده ترين عنصر حيات شناخته مي شود.
2- اما در دوره مدرن و با ظهور انديشمنداني چون کانت، دو حوزه عقل و ايمان از هم تفکيک شدند، به تدريج نگاه آلوده انگاري به طبيعت و انسان کم رنگ شد و به تدريج خداوند سکولار و طبيعت نيز به ابژه تبديل گرديد.
انسان در اين دوران سوژه شد و اين بدان معنا بود که در اين دوره او را فاعل شناسا، عاقل و آزاد دانسته و همه نوع او را نيز به تدريج با يکديگر برابر پنداشتند. اما بايد دقت کرد که علي رغم اين تغييرات ژرف، تا اواخر همين دوران مدرن، باز هم منظور از انساني که داراي اين ويژگي ها است، جنس مرد است و نگاه به زن هنوز همان نگاه دوران سنت است. براي مثال در اين دوره باز هم تمايز ميان حوزه خصوصي و عمومي وجود داشته، جايگاه مرد همچنان در حوزه عمومي و جايگاه زن به عنوان ما يملک مرد در حوزه خصوصي است. بنابراين تازه در انتهاي دوران مدرن بود که اشخاصي چون جان استوارت ميل به طور جدي به زن هم توجه کردند و در واقع " هم او" بود که براي اولين بار زن را از لحاظ همه شئون انساني، همچون مرد، انسان معرفي کرد و به عبارتي فمنيسم رسمي را پايه گزاري کرد.
3- دوران پست مدرن يک دوران متاخر است که از عمر آن مدت قابل توجهي نمي گذرد.
پست مدرنها مي گويند هيچ چيز قطعي در جهان نداريم ، بنابر اين آنها نسبي گرا هستند. آنها در تعاريفشان از مفاهيم فطرت ، طبيعت و ماهيت استفاده نمي کنند و انسان را تنها محصول فرايند تاريخي مي دانند.
پس در نگاه پست مدرن، زن و مرد هم ديگر تعريف ذات گرايانه ندارند و در اين دوران ديگر چيزي به اسم جنس زن و جنس مرد نداريم ، چرا که هر جا طبقه بندي صورت بگيرد، رتبه بندي نيز حاصل مي شود و در نتيجه، يا همچون بيشتر ايام تاريخ، جنس زن، جنس دوم خواهد بود و يا بر اساس نظر فمنيست هاي راديکال، جنس زن، برتر از جنس مرد معرفي خواهد شد.
پس در پست مدرن همه چيز و حتي ويژگيهاي زنانه و مردانه تاريخي است و هيچ ويژگي ماهوي وجود ندارد ، بلکه همه چيز "بر ساخته هاي" اجتماعي و فرهنگي هستند .
اين استاد دانشگاه در پايان به اين نکته مهم اشاره کرد که فمنيست هاي پست مدرن براي رهايي از وضع موجود (که از نظر آنها وضعي نابرابر و ظالمانه در مناسبات ميان زنان و مردان است) ايجاد تغييرات گوناگون در همه سطوح معرفتي ، فکري و رفتاري را پيشنهاد مي کنند.
براي مثال آنها معتقدند ما ديگر نبايد اسباب بازي پسرانه – دخترانه، لباس پسرانه – دخترانه، تربيت پسرانه – دخترانه و ... داشته باشيم تا به اين طريق بتوان به جهاني خالي از ظلم هاي موجود ميان زن و مرد دست يافت.



 

زن در حکایات عطار نیشابوری

 

سخنران: دکتر نسرین فقیه ملک مرزبان
موضوع سخنرانی: زن در حکایات عطار نیشابوری
خانم دکتر نسرین فقیه ملک مرزبان سخنان خود را پيرامون "زن در حکایات عطار نیشابوری" بدین شرح ايراد نمودند
میان آثاری که به عطار نسبت می دهند، درتعلق چهار مثنوی مصیبت نامه، الهی نامه، اسرار نامه و منطق الطیر به وی تردیدی نیست. فرید الدین عطار نیشابوری روح دریایی خود را با شوری شیرین در حکایات و تمثیل ها عرضه می دارد و معانی نغز و مفاهیم گرانی را در تبیین معارف و دیدگاه خود بدین صورت بیان می دارد. در بسیاری از حکایات این مثنوی ها از شخصیت زنان بهره گرفته شده و در ترکیب ساختاری قصه ها، کاردکردی مؤثر از ایشان به دست داده شده است.
دکتر فقیه در ادامه افزود: نسبت استفاده از شخصیت زنان در این حکایات با دیگر انواع شخصیت ها قابل ملاحظه است و تناسبی عادلانه در آنها دیده می شود. مقام و شخصیت زن در بسیاری از حکایات محترم است و مفاهیم ارزنده ای از زبان و کنش ایشان ابلاغ می شود. صفات زنانه به نیکی در ساختار حکایت مورد بهره برداری قرار می گیرد و ننگ و عار شمرده نمی شود.
به نظر می رسد که دیدگاه عطار که سابقه ای درخشان در حکمت و دانش دارد درباره زنان به صورت عرفانی متعالی در این حکایات متجلی است که به خلاف روزگار خود شخصیت زن را همچون مرد در راه کمال و انسانیت تبیین می کند.



 

زن و شهرياري در قرآن

 

سخنران: حجت الاسلام والمسلمين دکتر ابوالفضل شکوري
موضوع سخنراني: زن و شهرياري در قرآن
دکتر ابوالفضل شکوري در بخشي از سخنان خود اظهار کرد: متاسفانه موضوع زن در قرآن تا کنون در ميان پژوهشگران به طور جدي مورد بحث قرار نگرفته است و صرفاً تک نگاري ها و مطالعات پراکنده اي در اين زمينه وجود دارد که در حال حاضر مهم ترين و بهترين منبع براي بررسي اين موضوع، تفاسير قرآن است.
در قرآن سوره هايي به نام زنان از جمله نساء، مائده، مريم، مجادله - گفتگوي انتقادي يک بانوي مسلمان با پيامبر اسلام در مورد حقوق شخصي زنان مانند طلاق و عدّه - و ممتحنه وجود دارد که مسائل و موضوعاتي را پيرامون زنان مطرح کرده است.
دکتر شکوري ضمن بحث درباره حضور زنان در جامعه بيان کرد که: قرآن، موضوع حضور اجتماعي زن را جدي گرفته و در آيات مختلف به اين مسئله پرداخته است و حتي مشارکت سياسي زنان توسط برخي آيات قرآن مورد تأييد قرار گرفته است. مسئله پادشاهي زن به طور مشخص در سوره نمل آمده است که از زني ياد مي کند که حضرت سليمان توسط هدهد نامه اي براي او فرستاد و به خدايش فرا خواند. بلقيس در جلسه مشورتي که با بزرگان قومش مي گذارد، عليرغم اين که نظر آنان اين بود که تسليم نشود و با سليمان بجنگد تا حمل بر ضعف آنان نشود، چون تصميم نهايي را بر عهده او مي گذارند، بنا را بر صلح مي گذارد. اين زن که حکومتي دموکراتيک و بخردانه دارد، تصميم مي گيرد هدايايي را سوي سليمان بفرستد تا برخورد او را ببيند و تصميم نهايي را بگيرد.
وي در خاتمه گفت: به طور کلي علما در رابطه با مشارکت سياسي زنان دو دسته شدند: عده اي موافق آن هستند و عده اي ديگر مشارکت از جنس وکالت را پذيرفتند نه ولايت را و معتقدند زن مي تواند نماينده مجلس، وزير و شهردار شود، اما قضاوت و رياست جمهوري و هر چه از جنس ولايت است براي زنان مجاز نيست، در حالي که طبق نظر اسلام جنسيت در سياست و قضاوت ملاک نيست.