|
|
مشروطه و جنبش زنان |
|
|
سخنران: دکتر داریوش رحمانیان
عنوان سخنرانی: مشروطه و جنبش زنان
زمان: 2/4/89
مکان: دفتر انجمن
نشست علمي ماهانه انجمن در تيرماه با موضوع مشروطه و جنبش زنان برگزار شد. در اين جلسه که در دفتر انجمن و با حضور پژوهشگران تاريخ و علاقمندان به مطالعات زنان تشکيل شد، دکتر داريوش رحمانيان استاد معاصر تاريخ ايران بي توجهي به مسائل زنان و حقوق آنان و نقش زنان در توسعه جامعه را از علل و عوامل انحطاط ايران برشمرد.
وي با گذري و نظري بر دوره قاجار و نحوه رويارويي ايرانيان با غرب، گفت: در دوره قاجار زمينه براي «مسئله شدن» حقوق زنان در انديشه ايراني فراهم شد. دکتر رحماينان بررسي «مسئله زن» در انديشه و ادب ايراني در دو قرن اخير را با رويکردهاي نوین و به شکل تحليل گفتمان و روش تحليل محتوا يک ضرورت دانست.
اين محقق تاريخ پژوه، ضعف زن و جايگاه خانوادگي و اجتماعي او را نمايانگر ضعف جامعه مدني دانست و گفت با پيروزي مشروطه، استبداد منقرض شد و زمينه براي رشد جنبش ها و خرده جنبش ها مهيا شد از جمله جنبش زنان که ريشه و سر منشأ آن به همان سال اول پيروزي مشروطه بر مي گردد، يعني از زماني که مسئله زن سياسي شد.
در پايان سخنراني دکتر رحمانيان استاد تاريخ دانشگاه، حاضرين پرسش ها و نقطه نظرات خود را پيرامون مباحث بيان شده، مطرح کردند و تبيين روش هاي نوين در تاريخنگاري جنسيتي و تاريخ پژوهي کاربردي را مورد تأکيد قرار دادند.
|
|
|
|
|
|
گزارش بررسی اسناد زنان در دوره مشروطيت (دوره اول و دوم مجلس شوراي ملي) |
|
|
سخنران: فاطمه ترکچی
موضوع سخنرانی: گزارش بررسی اسناد زنان در دوره مشروطيت (دوره اول و دوم مجلس شوراي ملي)
زمان: 5/3/89
مکان: دفتر انجمن
فعاليت زنان و ورود آنها به عرصه جامعه و سياست از ميانه دوره قاجارها، به ويژه در آستانه انقلاب مشروطيت از اهميت ويژهاي برخوردار است. در اواخر عصر قاجار، آنها - به ويژه زنان شهري - بدون توجه به پايگاه و شرايط اجتماعي خود، در امور مهم سياسي، اجتماعي و اقتصادي مداخله كردند؛ و حتي پيشروان آنها - كه از امتياز برخورداري از خواندن و نوشتن بهرهمند بودند - در آگاهساختن ديگر بانوان به واسطه سوادآموزي و حتي راهبري بانوان در جريانهاي سياسي ـ اجتماعي از جمله بلواي نان (شعبان 1277)، جنبش تنباکو (1309ق) و مهمتر از همه، انقلاب مشروطيت (1324ق/1285خ) سهم بسزايي داشتند. آنها انجمنهاي سري و نيمه سري تشكيل دادند و براي آگاهي يكديگر اطلاعرساني كردند. انجمنهاي زنان پس از استقرار مشروطيت، با پيگيري جلسات و مذاکرات مجلس از طريق روزنامهها، چگونگي کارکرد نمايندگان مجلس را درمييافتند و حتي از آنان انتقاد ميکردند، که نمونهاي از آن در روزنامه نداي وطن در سال 1325 قمري چاپ شد.
نشريههايي نيز توسط بانوان ايرانزمين، به ويژه با حمايت و يا دخالت مستقيم اين انجمنها چاپ و پخش ميگرديد که بيانگر رشد آگاهي اجتماعي و سياسي آنها بود. آنها در نشريات خود، افزون بر آگاهي و اطلاعرساني به ديگر زنان، بر سر بهدستآوردن حقوق مدنيشان پاي ميفشردند و شايستگيهاي خود را در انجام امور گوشزد ميکردند.
با شروع مبارزه ضداستبدادي و آزاديخواهانه براي برقراري حکومت قانون و برپايي مجلس شورا، زنان نيز فرصت يافتند که در کنار مردان و با حمايتهاي مادي و معنوي جنبش مشروطهخواهي، به گردونه فعاليتهاي اجتماعي ـ سياسي وارد شوند. لکن به زودي و در عمل ناديده گرفته شدند و از حق رأي و انتخاب محروم گرديدند. به هر روي با برپايي مجلس شورا، زنان درخواستهاي خود را در هر زمينهاي به پارلمان فرستادند تا بلكه نهادي كه براي بنيانش رنج بسيار برده بودند، ياريرسان آنها شود.
همين امر موجب شد تا امروز اسناد ارزشمندي درباره كاركرد آنها در اجتماع و نحوه فعاليتشان در امور سياسي، در آرشيو اسناد كتابخانه مجلس شوراي اسلامي به جاي ماند. خانم ترکچی و همکار پژوهشگرشان، در دفتري با عنوان «اسنادي از زنان در دوره مشروطيت» که نخستين جلد از مجموعه دفترهايي درباره اسناد زنان است، اسناد زنان موجود در آرشيو مرکز کتابخانه مجلس شوراي اسلامي را - که در حقيقت، اسناد تنها آرشيو شوراي ملي است و مجموعهاي از اسناد بينظير و با اهميت از خواستهها، شکوائيهها، فعاليتها و دغدغههاي زنان را از يکصد سال پيش تا کنون در خود جاي داده است - بازيابي، بازخواني و پالايش نموده اند تا در دسترس پژوهشگران حوزههاي مختلف از جمله تاريخ، جامعهشناسي، مطالعات زنان و... قرار گيرد؛ و برمبنای آن آثار ارزشمند علمي و تحليلي خلق شوند.
خانم ترکچی در نشست علمی خردادماه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ، در گزارش نحوه پژوهش و نگارش این اسناد می گوید:
اين اسناد، به ترتيب زمان نگارش و يا نزديکترين تاريخ ثبت شده بر روي سند، تنظيم و چاپ گرديده و عنوانبندي اسناد نيز با توجه به متن آنها انجام پذيرفته است. گفتني است نگارندگان با آگاهي از اينکه از دوره نخست مجلس شورا کمتر برگي موجود است، بازيابي اندکشمار اسناد آن دوره را بر خود فرض دانستند و اسنادي از دوره نخست مجلس شوراي ملي (1287 - 1285خ) کاويدند که متأسفانه حاصلي دربر نداشت و هيچ نوشته و سخني از زنان در آن دوره يافت نشد. اما بيگمان، زنان در نخستين دوره مجلس، نامهها و عرايضي را به مجلس فرستادهاند و اين مهم از لابهلاي نوشته نشريههاي آن زمان به خوبي ديده ميشود و حتي شواهدي به دست آمده که زنان براي سفارتخانههاي خارجي نيز نامهها و عرايضي را ارسال کردهاند که متن يکي از آن نامهها در بخش نسخ خطي کتابخانه بازيابي شد و اين نشان ميدهد که حتي پيش از تأسيس نهاد مجلس در سال 1285خ، بانوان ايراني از آگاهي نسبي برخودار بودهاند و مشکلات و احياناً انتقادها و پيشنهادهاي خود درباره امور مختلف را افزون بر نشريهها، به سفارتخانهها خارجي و مقامهاي دولتي نيز ميفرستادهاند.
اسناد اين دفتر از مجموعه اسناد عرايض مجلس شوراي ملي از دوره دوم و سوم انتخاب شد و در راستاي آن، تمامي اسناد دوره دوم و سوم مجلس بازخواني و برگههاي مربوط به زنان انتخاب گرديد. سپس، اسنادي که از درجه اهميت بيشتري برخوردار بود براي چاپ انتخاب و آماده شد؛ البته در اين ميان كوشيديم اسناد کمي از گردونه چاپ خارج شود.
از جمله مشکلاتي که در زمينه بازيابي اسناد زنان وجود داشت، پراکندگي اين اسناد بود، زيرا در ميان تمام اسناد دورههاي مجلس شوراي ملي جايگاه مشخصي براي اسناد زنان و يا مربوط به شکوائيه زنان پيشبيني نشده بود، در نتيجه براي بازيابي اسناد مورد نظر لازم بود تا تمامي اسناد آن دوره يکبهيک بازبيني شود؛ هرچند در پايگاه اطلاعات جامع رايانهاي کتابخانه، اسناد فهرستنويسي شده اين دوره در دسترس بود، اما براي جامعيت بهتر تصميم گرفته شد يکايک اسناد به صورت دستي ديده شود تا احياناً سندي از ديده دور نماند؛ امري كه نزديک به يک سال زمان برد.
بازخواني و استنساخ اسناد زنان نيز مشکلات اساسي در پي داشت؛ علاوه بر کهنگي، افتادگي و پارگي برخي اسناد، انشاي متن بعضي اسناد نيز بسيار دشوار بود؛ استفاده از زبان عاميانه و كاربرد کلمات مصطلح، دشواري بازخواني را دوچندان ميکرد، اما تمام اين مشکلات با شيريني انشاي اديبانه و منحصربهفرد شماري از بانوان با توجه به بيسوادي و كمسوادي آنها، خستگي را از تن و جانمان دور ميداشت و برطرف ميکرد؛ نمونهاي از آن، درخواستنامههاي تظلمآميز زنان ملايري است.
در ابتدا بر آن بوديم كه اسناد به صورت جداگانه درج گردد؛ اسناد اقتصادي، اجتماعي، حقوقي، فرهنگي، مذهبي و سياسي و هرچند تا حد زيادي اين خواسته انجام شده بود، اما به دليل کمي وقت، ادامه آن ميسر شد و اسناد اين دفتر به دو بخش مجزا تقسيم گرديد: اسناد دوره دوم و اسناد دوره سوم؛ كه البته براي دسترسي آسان به اسناد در آرشيو مرکز اسناد کتابخانه، آدرس هر سند در پاورقي آمده است.
گفتني است كه به زودي دو دفتر ديگر (دورههاي چهارم و پنجم) از اين مجموعه با این امید که اميد که راهگشاي تحقيقات پژوهشگران به ويژه در حوزه مطالعات بانوان ايران زمين باشد، انتشار خواهد یافت.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در پایان گفتارش به معرفی و شرح دو سند مریوط به این دوره پرداخت و به پرسش های حاضران در مورد موضوع سخنرانی خود پاسخ داد.
|
|
|
|
|
|
نقش حزب اراده ملی در مشارکت سیاسی زنان |
|
|
سرکار خانم مریم نوری فارغ التحصیل دانشگاه الزهرا در رشته تاریخ عصر روز جهارشنبه 18/2/89 سخنرانی خود را باعنوان : نقش حزب اراده ملی در مشارکت سیاسی زنان در دفتر انجمن ایراد فرمودند. چکیده ای از مقاله ایشان در ذیل آورده شده و شرح تفصیلی این سخنرانی به زودی منتشر خواهد شد.
حزب اراده ملی در سال 1322 يا 1323 پس از بازگشت سيدضياء از تبعيد و به جای حزب وطن تشکيل شد. هر چند رضا قلی خان هدايت (نيرالملک) سمت رياست تشريفاتی حزب و سيد ضياء سمت منشی کل حزب را بر عهده داشتند اما عملاً سيد ضياء حزب را رهبری می نمود. مظفر فيروز، صادق سرمد، حبيب اله رشيديان، بهاءالدين حسام زاده، پازارگاد و کلنل کاظم خان سياح از ديگر اعضای حزب اراده ملی بودند. روزنامه رعد امروز و پس از آن نشريه هور ارگان حزب و نشريات روستا، سرگذشت، کاروان، کشور، نسيم صبا، نسيم شمال، صدای ايران، ندای آسمان، صدای وطن، وظيفه، کانون، کوشش و اقدام از جمله جرايد وابسته به آن بوده و ائتلافهای مطبوعاتی متعددی از جمله اتحاد جرايد ملی، جبهه مطبوعات متفق و جبهه استقلال به اين حزب تمايل داشتند. حزب اراده ملی دارای تشکيلاتی منسجم و سازمان سراسری گسترده در سطح کشور و وابسته به بيگانه بوده و از نظر تشکيلات و انسجام در رتبه دوم پس از حزب توده قرار می گرفت. مبارزه با حزب توده از جمله مهمترين اهداف اين حزب به شمار می رود. سرانجام در بهار 1325 با دستگيری سيدضياء توسط قوام، حزب اراده ملی منحل و اموال آن مصادره گرديد و عوامل آن يا به عضويت ديگر احزاب در آمدند يا به دنبال کار خويش رفتند. به نظر می رسد فقدان اصول محکم حزبی از ابتدا در اين حزب سبب اضمحلال آن گرديد چرا که عملاً آن را فاقد ايدئولوژی و بيشتر شبيه به باشگاه سياسی شخص سيد ضياء و هوادارنش ساخته بود. حزب اراده ملی در راستای ضديت با حزب توده ، از استفاده از هر گونه ابزاری فروگذار ننموده و به جذب طبقات سنتی و محافظه کار مانند گروههای مذهبی و اصناف پرداخت و جنبش زنان دوران رضاشاه را بعنوان ابزاری جهت انتقاد از وضع موجود قرار داد. اين در حالی بود که تغييرات و دگرگونی های بسياری در نتيجه سياست های رضا شاه در کشف حجاب در اوضاع دهه بيست رخ داده بود. بازگشت وسيع حجاب، تلاش همه جانبه و هماهنگ علما و طلاب در لغو قانون کشف حجاب و سپس موافقت دولت های وقت مانند دولت سهيلی با تقاضای روحانيون برای تعطيلی مدارس مختلط و آزاد گذاردن زنان در انتخاب حجاب، برخی از رويدادهای اين دوران بحرانی می باشد که به تنش بين سنت و مدرنيته در قالب متجددين که بازگشت حجاب را سرآغازی بر از دست دادن تمامی دستاوردهای دوران رضا شاه و آزادی زنان می دانستند و گروههای سنتی و مذهبی می انجاميد که تا حدی به خصومت بين راست به رهبری حزب اراده ملی و چپ به رهبری حزب توده انطباق می يافت. تأسيس مؤسسات صنايع دستی و هنرهای زيبا برای جلوگيری از بيکاری و فقر زنان، مقدم داشتن مردان بر زنان در مشاغل دولتی به استثنای مشاغل طبی ، پرستاری و آموزگاری و از همه مهمتر اهتمام در تربيت و تعليم دختران و زنان و سعی در تربيت فکری و رشد اجتماعی و مستعدسازی نسوان برای نيل به حقوق سياسی و شرکت در انتخابات فرهنگی بهداشتی از جمله موارد موجود در مرامنامه حزب اراده ملی بود. شکل گيری حزب زنان سبب تغيير رويه حزب اراده ملی گرديد. هر چند اين حزب در ابتدا مقاله ای در نشريه رعد امروز به منظور تأييد جنبش زنان و تأکيد بر لزوم حفظ حقوق زنان در اسلام و سپس به انتشار اخبار فعاليت های حزب زنان پرداخت اما با همکاری زنان با جناح چپ، به تمسخر مشارکت آنان در مجلس در قالب طنز پرداخت و دست آخر تساوی حقوق زنان و مردان را مخالف شئون اسلام معرفی نمود. به هر حال دامنه حملات حزب اراده ملی به رهبران حزب توده، به دو شکل مشارکت سياسی و حزبی، زنان را متأثر ساخت بطوريکه در ابتدا با حمله به فعاليت زنان عضو حزب توده و زنان فعال در جنبش زنان به شکل مستقيم حقوق مدنی و مشارکت حزبی زنان را زير سئوال برد، سپس در پوشش مسئلة حجاب به تخريب زمينه های مساعد مشارکت زنان در اجتماع پرداخت. بالاخره با اعلام ائتلاف حزب زنان، تشکيلات بانوان و جبهه آزادی و بالا گرفتن تبليغات به نفع اهداف تشکل زنان، حزب اراده ملی با تحريک عامه مردم، سياسی تر نمودن مسائل زنان و تشديد خشونت فضای اجتماعی – که محصول حملات متقابل اين حزب و حزب توده به يکديگر بود-، موجبات توقف جريان جامعه پذيری سياسی زنان که بصورت رکود در پيشرفت فرهنگی، کاهش زمينه های مساعد حضور اجتماعی، اختلال در روند رشد و آگاهی زنان، کاهش آمار دختران دانش آموز، و کاهش مشارکت سياسی آنان نمود يافت، گرديد. البته به نظر می رسد به مدد تبليغات وسيع اين حزب، ناخواسته طيف وسيعی از احزاب و روشنفکران آزاديخواه و مترقی زن و مرد هوادار حقوق زنان ائتلاف نموده، موجبات بسط کسب حق رأی زنان را فراهم آرند.
|
|
|
|
|
|
به دنیا آوردن نسل جدید : شغل مامایی درسیستم بهداری |
|
|
عصر روز چهارشنبه 25/1/88 سرکار خانم دکتر الهام ملک زاده سخنرانی خود را با عنوان : به دنیا آوردن نسل جدید : شغل مامایی درسیستم بهداری در دفتر انجمن به استحضار علاقمندان و اعضای محترم انجمن رسانید.
دوره سلطنت رضاشاه درایران، در شمار دوره هاي تاريخي اي است که حکومت به عنوان حامی تغییر وضعیت زنان درجامعه، به فعالیت های متعددی مبادرت ورزید. عرصه های اجتماعی، اقتصادی وحتی حضورسیاسی زنان در جامعه، البته با رعایت سیاست های حاکمیت پهلوی اول، ازجملة میدان های عمليی بودکه درظاهرزنان می توانستند درآن حوزه ها به فعاليت بپردازند. در راستای اجرای سیاست های حکومت درارکان مختلف کشور، از جمله امورمربوط به زنان، می توان رسیدگی به وضعیت بهداشت و سلامت زنان را نام برد،که مورد توجه خاص حکومت وقت قرارگرفت. مسلماً این امر، زمانی می توانست نتیجه بخش باشد،که ابتدا متولیان امور بهداشت جامعة زنان، ازآموزه هاي لازم برخوردار مي شدند. یکی از مهم ترین و اصلی ترین این حوزه ها، نظام شغلی قابلگی درسازمان بهداری دورۀ رضاشاهی است، که نگارنده در اين مقاله گرد محور آن به تجزيه و تحليل دست يازيده است.
این مقاله، باتکیه براسناد ومدارک منتشرنشدة موجود در بايگاني ملی ایران، همچنین کتاب ها، مجّله ها و روزنامه های دورۀ رضاشاهی، برآن است تا شغل مامایی را درسازمان بهداری دورۀ رضاشاهي مورد بررسی و تجزيه وتحلیل قرار دهد و نقش مؤثر این تحول را در زایش نسل نو در ایران دورۀ رضاشاهی- همچون مرحلة گذار از دوره ای قدیم به دوره ای جدید- شناسایی وارائه كند.
|
|
|
|
|
|
تجلیل از مقام علمی و فرهنگی استاد ارجمند سرکار خانم دکتر شیرین بیانی |
|
|
روز سه شنبه یازدهم اسفندماه سال جاری، همزمان با شب ولادت انسان کامل و پیامبر خاتم و افتخارخلقت محمد مصطفی (ص) انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با کسب اجازه از محضر سراسر خشوع و بی رنگی استاد فرزانه و پیشکسوت تاریخ دکتر شیرین بیانی، مراسم نکوداشتی را برای ایشان، در پژوهشگاه امام خمینی و انقلاب اسلامی برگزار کردند. شرکت کنندگان در این محفل انس علاوه بر اساتید و محققین و دانشجویان تاریخ که به دعوت انجمن قدم رنجه نموده بودند، عده ای از علاقمندان خرد و فرزانگی در این دیار ادب خیز و جهل ستیز بودند که برای تاریخ هم از این رو اجر و قدر قائلند. در این مراسم همکاران ارجمندی چون دکتر منصوره اتحادیه از اساتید دانشمند تاریخ معاصر ایران و دکتر ژاله آموزگار استاد برجسته زبان و فرهنگ ایرا باستان دانشگاه تهران که خود از زنان نام آور ایران معاصر هستند و نیز دکتر ایرج ناصری تنهاتن همکار قدیم استاد و دکتر منظورالاجداد رئیس گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس و شاگرد ایشان، در باب شخصیت و اندیشه ها و آثار ایشان و ویژگی های مبرزش چون خردورزی، فرزانگی، فروتنی،مهربانی بی حد و حصر، دلسوزی، دقت نظر، انضباط ،همه جانبه نگری و وطن دوستی، سخن گفتند. وقتی مجری چیره دست و خوش گفتار مراسم از یاروفادار زندگی شیرین بیانی خواست تا مخاطبین را چندکلامی میهمان کند وی به رعایت احترام جمع، پشت میکروفون قرار گرفت و گفت بنای صحبت ندارم چرا که نزدیک ترین کس نباید از نزدیکترین کسش بگوید و من قادر به انجام این کار نیستم و مانند مراسمی که انجمن مفاخر برای ایشان برگزار کرد تنها بیتی شعر می خوانم: «من چه گویم یک رگم هوشیار نیست شرح آن یاری که او را یار نیست» اما استاد مسلم ادبیات پارسی، در حین قرائت این بیت شعر نتوانست مانع بروز احساسات خود شود و زیباترین و شکوهمندترین لحظات در این برنامه درست زمانی بود که این یار مهربان در تحسین همراه همیشگی زندگیش گریست و همه حاضران همراه او گریستند و قدردانی این پیرانه سر از همسرش، با همان یک بیت شعر برای همیشه در لوح جان شاگردانشان ثبت و ضبط شد. و حالا نوبت خود استاد بود که در جایگاه سخنرانان قرار گیرد وی ابتدا با تشکر از انجمن زنان پژوهشگر تاریخ که ازابتدای تأسیس دورادور در جریان فعالیت های مستمر پژوهشی آن بوده و از اعضای سخت کوش آن برای برگزاری سمینارهای بین المللی و تلاش های فرهنگی دیگر و نیز برپایی مراسم نکوداشت، در باب اهمیت تاریخ و پژوهش های تاریخی سخن گفت و باز هم با نصایحی درخور شاگردانش را از دانسته های ذیقیمت خویش برخوردار کرد. پس از آن حاضرین هریک به فراخور حال و در حد بضاعت و توان با نقل خاطره و یادی از روزگار شاگردی و یا همکاری با ایشان، تلاش در ثبت گوشه هایی جذاب و شنیدنی از آن دوران نمودند. فخرالسادات محتشمی پور عضو هیأت مؤسس و هیأت مدیره انجمن، ضمن سپاس از فروتنی استاد و همسر ارجمندشان دکتر محمد علی اسلامی ندوشن که اجازه برپایی چنین مراسمی که هرگز در خور شأن ایشان نخواهد بود، به شاگردان وفادارشان داده اند، از دوران دانشجویی خود و نقش همزمان مادر- معلم دکتر بیانی در ایجاد علاقه به ایران و تاریخ و فرهنگ تمدن ایرانی در جان و دل شاگردانش که به حق آنان را فرزندان خود می دانست، سخن گفت و یادآور شد که اگر دلسوزی های مادرانه و توصیه های مدبرانه و پشتیبانی ایشان در کنار دیگر اساتید عزیز نبود، هرگز انجمن پا نمی گرفت و نقشهای ماندگار بر صحنه تاریخ ایران نمی زد. وی دکتر شیرین بیانی را نمونه تمام عیار زن ایرانی که در متون اساطیری و باستانی ترسیم شده دانست و پایبندی او را به ارزش های اخلاقی و قدردانستنی توصیف کرد و اظهار امیدواری کرد که با معرفی هرچه بهتر این الگوهای برجسته در ایران معاصر،نسل امروز و فرزندان ایران خود را بی نیاز از فرهنگ های بیگانه بدانند.دکتر بهشتی سرشت رئیس گروه تاریخ پژوهشگاه امام خمینی دیگر فرهیخته سخنور در این مراسم بود که نمونه ای از گشاده دستی استاد را در ترویج تاریخ و فرهنگ ایران معرفی کرد. و گفت که ایشان با دراختیار گذاشتن سندی مربوط به مدرس که دستنوشته او و خاطرات زندانش است پژوهنده ای را موفق به انتشار این اثر تاریخی منحصر به فرد نموده اند. اهدای لوح یادبود توسط انجمن به مهربان ترین و دوست داشتنی ترین معلم و راهنمایشان همراه با دسته گل و دیگر هدایای معنوی توسط رئیس هیأت مدیره انجمن و با حضور دکتر ژاله آموزگار و فخرالسادات محتشمی پور و گرفتن عکس های یادگاری پایان بخش این برنامه باشکوه و به یادماندنی بود. لازم به ذکر است در ابتدای برنامه طبق معمول نشست های اسفندماه، گزارشی از سخنرانی های ماهانه انجمن که در محل دفتر انجمن و پژوهشگاه امام خمینی و انقلاب اسلامی برگزار شده بود، توسط خانم حوریه سعیدی رئیس هأت مدیره انجمن ارائه شد. عناوین سخنرانی های امسال انجمن به شرح ذیل بوده است : - حضور ناپیدای زن صوفی در قرون اولیه اسلامی - مستوره اردلان، اولین زن تاریخ نگار ایرانی - زن و موسیقی در عهد عباسیان - معرفی زنان واقف عهد صفوی - زنانی که زیر مقنعه کلاهداری کرده اند - تجلی زن در مثنوی معنوی - مطالعات زنا فرصت ها و تهدیدها - توراکیناخاتون، زن قدرتمند عصر مغول که توسط اعضای انجمن، خانم ها فاضلی پور، مجیدیان و دکتر احمدی و اساتید تاریخ و ادبیات، آقایان دکتر فرهانی منفرد، دکتر شمس و خانم ها دکتر اتحادیه و دکتر صلاحی مقدم ارائه شده است.
|
|
|
|
|
|
تورکينا خاتون زن قدرتمند عصر مغول |
|
|
ويژگي¬هايی که مورخين در مورد جايگاه و موقعيت زنان مغول نگاشته¬اند در مقايسه با زنان جوامع ديگر متفاوت است. در بررسی¬های انجام شده اينطور به نظر میرسد که اين قدرت، آزادی عمل، احترام و اهميت به زن، موردی و يا استثنايی نبوده بلکه زن به عنوان يک عنصر و عضو در ضمير و شاکلهی جامعهی مغولی چنين پرورش يافته است و اين نتيجهی زندگی آزاد و بیپيرايه در دشت¬های وسيع و عدم وابستگی او به خانه وعدم سکونت در يک محدودهی خاص است.
همسر خان يا فرمانروای مغول، بنا بر سنت قبيله¬ای رسماٌ در کار ملک و فرمانروايی شوهر سهيم و دخيل بود و پس از تشکيل حکومت توسط چنگيز و توسعهی تشکيلات حکومتی نقش خاتون¬ها بيشتر شد. خاتون عضو مؤثر شوراها (قوريلتا) بوده، و در حل و فصل قضايای سياسی و اجتماعی از مهمترين ارکان حکومت بوده است.
زنان نامدار نايبالسلطنه در دوران مغول که مدت نسبتاً طولانی بر اريکهی قدرت تکيه زدند، توراکينا خاتون و اغول غايميش بودند.
توراکينا خاتون همسر اگتای قاآن زنی باهوش و کاردان بود. پس از مرگ اگتای با اتخاذ سياست¬های مدبرانه در مقابل مدعيان سلطنت ايستاد و به مدت چهار سال و اندی بر کليهی امور کشوری و لشگری سلطه داشت. اغول غايميش مهمترين همسر گيوک که در کار سياست وارد بود علی¬رغم اعتقاد مذهبی گيوک و دربار که مسيحی بودند، به دين آبا و اجدادی شمنی باقی مانده بود. در اين دوران ايران اسلامی يکی از ادوار مشقتبار تاريخ خود را سپری میکرد. پس از مرگ گيوک و بنا بر سنت مغولی تا تعيين تکليف جانشينی، کارهای امپراطوری به دست اغول غايميش سپرده شد. مدت حکومت اغول غايميش حدود پنج سال به درازا کشيد. که درازای اين مدت خبر از مبارزات درونی بر سر مسائل جانشينی مي¬داد. او که معتقد به حفظ حاکميت مغول بر اساس نظام ياسا و آيين شمنی بود، جان خود و خانواده¬اش را در اين راه فدا کرد.
|
|
|
|
|
|
مطالعات زنان، فرصت ها و تحديدها |
|
|
در این سخنرانی کوتاه دکتر فرهانی منفرد با اشاره به نادیده گرفته شدن زنان در نقل تاریخی که توسط مردان نوشته شده است، به تأثیر و حضور واقعی آنان در جوامع تاریخی تأکید نمود و همچنان که مطالعات مبتنی بر نقش زنان را ضروری دانست، محدودیتهای آن را نیز شرح داد.
|
|
|
|