دکتر شيرين بياني اولين سخنران اين مراسم بود که با ذکر خاطراتي در مورد آغاز به کار منصوره جوان در گروه تاريخ دانشگاه تهران تا امروز ذائقه شرکت کنندگان را شيرين کرد.ايشان سخنان خود را اينگونه آغاز کرد: زماني که از من خواسته شد تا به دو مناسبت دهمين سالگرد تأسيس"انجمن زنان پژوهشگر تاريخ"؛ و بزرگداشت دکتر منصوره اتحاديه – نظام مافي- در اين مجلس شريف شرکت کنم، از هر دو خبر بسيار مسرور شدم، زيرا از سوئي شاهد کوشش ها و تلاش هاي انجمن از ابتداي تأسيس تا کنون بوده و هستم و از سوئي ديگر شاهد کوشش ها و تلاش هاي دکتر اتحاديه، از ابتداي ورود به دانشگاه تهران تا کنون بوده ام.
"انجمن زنان پژوهشگر تاريخ" را جمعي از بانوان و دوشيزگان جوان تاريخ دان و يا دوستداران تاريخ به پيش مي برند که با کوشش پي گير و دلسوزانه سرکار خانم محتشمي پور و ياري همکاران شان، تأسيس گرديده است. اين گروه همگون، تا آنجا که من به مناسبت هاي مختلف با شرکت در سمينارها و سخنراني هاي آن شاهد بوده ام، به جدّ کوشيده و مي کوشند تا اولاً: جايگاه زن را در تاريخ و جامعه معاصر ايران به گونه علمي، به درستي و بدون تعصّب، مشخص سازند که يکي از تبّرزهاي آن، همين مجلس بزرگداشت بانويي فرهيخته است و ثانياً با اين شناخت صحيح تا حد امکان، زنان را به سوي ترّقي و تعالي و قرار گرفتن در جايگاه حقيقي شان، رهنمون گردند؛ که البته هنوز کاري بس دشوار و راهي بس دراز در پيش رو دارند. اميدوارم که ساليان سال، با همين جديت و به همين نيکويي راه را ادامه دهند و به اين هدف والا دست يابند.
و اما مناسبت ديگر حضور ما در اين جمع: به ياد دارم که در حدود سي و هفت سال پيش در دانشگاه تهران، روزي که پس از اتمام کلاس درسي براي رفع خستگي وارد دفتر گروه تاريخ شدم، با بانويي جوان، خوش سيما و شاداب روبرو گرديدم. با برخوردي حاکي از مهر و آشنايي سلام گفت. من کنارش نشستم. سر گفتگو باز شد و تقريبا از همان لحظه، دوستي بين ما آغاز گرديد؛ زيرا از گذشته، خانواده هاي يکديگر را مي شناختيم. به دنبال اين گفتگو دريافتم که ايشان در مرکز مطالعات عالي بين المللي و کتابخانه دانشکده حقوق همين دانشگاه، مشغول کارند و مي خواهند به گروه ما منتقل شوند. در آن زمان پدرم که به تازگي تصدي اداره گروه تاريخ را کنار نهاده بود، از اين خبر خوشحال شد. به زودي اين نقل و انتقال انجام گرفت و منصوره به جمع ما پيوست. چندي نگذشت که او تصميم گرفت که براي ادامه تحصيل و گرفتن دکتراي تاريخ به انگلستان، دانشگاه اديمبورو برود. اين همتي بزرگ را مي طلبيد. زيرا خانه، خانواده و کار و در ضمن انقطاع از تحصيل موانع راه بودند. ولي او مصمم و با عزم راسخ و به خصوص به ياري همسر ارجمندش روانشاد دکتر صادق نظام مافي، از پزشکان شهير کشور که يادشان به خير باد و جاي شان در اين محفل بسيار خالي است، توانست اين مهم را از پيش پا بردارد و اين توفيق به سرعت و با حداقل زمام ممکن، که تلاشي مضاعف را مي طلبيد کسب گرديد. منصوره با درجه دکتراي تاريخ به جمع ما به گروه تاريخ دانشکده ادبيات دانشگاه تهران پيوست. سالي نگذشت که به علت تغيير در ترتيب اطاق هاي کار همکاران، من و منصوره هم اطاق شديم و اين اتفاقي خوش آيند و شيرين بود. از آن پس هر روز، رو در روي يکديگر مي نشستيم، کار مي کرديم، به کلاس درس مي رفتيم و اوقات اندک فراغت يا بهتر بگويم "زنگ تفريح" را با يکديگر به گپ زدن دوستانه مي پرداختيم. از هر در سخن مي گفتيم: از خانواده، از خوشي ها و نا خوشي هاي زمانه، از مطالعات پيش رو و خلاصه از هر مقوله درباره گذشته، حال و آينده.
اگر کتابي از ما از زير چاپ بيرون مي آمد، از بابت توفيق-مان شادمان مي شديم، چنانکه امروزه نيز چنين است. منصوره شخصيتي بسيار خوش آيند است. خوش رو، شاد و طنز پرور، از سختي ها نمي هراسد و پر کار و پر توان است. با دلسوزي و پشتکار دانشجويانش را به جلو مي برد و به کار، تشويق شان مي کند. با شرکت در سمينارهايي که در خارج و داخل کشور تشکيل مي شود، شرکت مي کند و همواره دست پر باز مي گردد. امروزه پس از دوران بازنشستگي، با همان توش و توان به کار پژوهش و تدريس، شرکت در محافل علمي، نگاشتن و ترجمه کتاب، اشتغال دارد. مؤسسه "نشر تاريخ ايران" که توسط او تأسيس شده و همچنين تصدي اداره امور آن بر عهده اوست، به وجهي پسنديده پيش مي رود. در تاريخ دوره قاجار خبره است. در داخل و خارج پژوهشگري شناخته شده است و با اشراف کامل به زبان انگليسي و در درجه اي پايين تر فرانسه و شناخت دنياي غرب، پيوسته جهان بيني خويش را توسعه مي بخشد و پژوهش هايش را رو به تکامل مي برد و لحظه اي از فعاليت در اين زمينه ها باز نمي ايستد. اميدوارم که در آينده نيز پيوسته همين نيرو و پشتکار و شادابي را حفظ کند و ما شاهد توفيق روز افزون او در زمينه هاي گوناگون زندگي، به خصوص فعاليت هاي علمي اش باشيم.
پس از آن دکتر احسان اشراقي به بيان خاطرات و نيز موقعيت علمي و فرهنگي همکار ديرين خود پرداخت. سپس دکتر هماي رضواني به عنوان عضو انجمن و شاگرد استاد و بعدها همکار ايشان در دفتر نشر تاريخ از ديون استاد بر گردن خود و آنچه از او آموخته است، سخن گفت و سجاياي اخلاقي و منش و کردار ايشان را ستود. دکتر رضواني، سخن خود را با اشعاري از فردوسي آغاز کرد و اظهار داشت: به دو دليل بنا بر اين شد که بنده در اين جلسه که به مناسبت تجليل از استاد ارجمند سرکار خانم دکتر اتحاديه برگزار مي شود، صحبتي داشته باشم. اول به دليل اين که از نظر سني از پيشکسوتان انجمن محسوب مي شوم و دوم اين که نوع ارتباطي که بنده با دکتر اتحاديه دارم کمي با ديگر اعضاي انجمن متفاوت است. من نه تنها افتخار شاگردي ايشان را داشتم، بلکه چند سال در دفتر نشر تاريخ ايران زير نظر استاد کار کردم. چند سال بسيار مفيد و پر برکت. در خدمت خانم دکتر و در انتشارات نشر تاريخ خيلي چيزها ياد گرفتم. چه از نظر علمي و چه معنوي. با اسناد تاريخي از نزديک آشنايي بيشتري پيدا کردم، به مرور خطوط مختلف اسناد را توانستم بخوانم و با روند کار يک مرکز انتشاراتي و مشکلاتي که دارد آشنا شدم.
محيطي بسيار صميمي بود و اعضاي آن بدون توجه به رتبه و مسئوليتي که داشتند، در کنار هم، دوستانه کار مي کردند و همه اينها از برکت وجود خانم دکتر اتحاديه بود. ايشان با مهرباني و تواضع خاص خود توانسته بود آن محيط دوستانه و صميمي را ايجاد کند. در آنجا مسئله رئيس و مرئوس مطرح نبود. به نظرات افراد بها داده مي شد و در حقيقت کارها به صورت مشورتي و نظر خواهي و البته با تصميم و نظر نهايي خانم دکتر انجام مي شد. مسلم است با چنين روشي با آرامش و علاقه مي توان پيشرفت کرد و روزهاي خاطره انگيزي داشت؛ همان طور که من خاطرات بسيار شيرين از آن ايام دارم.
و اما ارتباطي که ايشان با انجمن دارند. از آنجايي که انجمن هاي غير دولتي نظير انجمن زنان پژوهشگر تاريخ که نهادي است علمي و پژوهشي، نياز به حمايت محققان و پژوهشگران علوم انساني به ويژه استادان رشته تاريخ داشته و دارد. از همان سال هاي اول، انجمن طلب ياري از آناني که دستي در تاريخ و ديگر رشته هاي علوم انساني دارند، نمود و خوشبختانه از جانب بسياري از استادان و پژوهشگران پاسخ محبت آميز دريافت کرد. از جمله از دو بانوي فرهيخته: سرکار خانم دکتر اتحاديه و سرکار خانم دکتر بياني که به معناي واقعي قدم به قدم و در تمام مراحل يار و همراه انجمن بوده و هستند.
از جمله اهداف انجمن تلاش جهت اعتلاي پژوهش هاي تاريخي و نيز ايجاد ارتباط و هماهنگي ميان مراکز آموزشي و پژوهشي و تحقيقات تاريخي است و طبعا براي تحقق اين هدف بايد برنامه ريزي دقيق در ابعاد مختلف پژوهشي و آموزشي داشته باشد و در اين راستا، يکي از برنامه ها برگزاري سمينارها و همايش هايي است در موضوعات مختلف تاريخ
حضار محترم واقفند که چنين برنامه هايي از آغاز تا انجام است. چه مشکلات و سختي هايي دارد و تا چه اندازه هزينه و مهم تر از آن وقت بايد صرف نمود. خانم دکتر اتحاديه که اکنون از اعضاي اصلي و ثابت انجمن هستند، يکي از کساني بودند که در اين راه با محبت و آرامش با انجمن همراهي نمودند. ايشان در تمام همايش هايي که تا کنون از سوي انجمن برگزار شده است از اعضاي اصلي هيأت علمي بودند. در سمينار زنجان رياست علمي همايش را به عهده گرفتند و با انرژي تمام که از ويژگي هاي ايشان است، تا پايان کار انجمن را ياري دادند. تلاش و زحمت ايشان را در موارد مختلف چون داوري مقالات، مشاوره علمي، حضور مستمر در دفتر انجمن حتي روزهاي تعطيل و به خصوص نوع ارتباط ايشان با اعضاي انجمن که هم چنان که قبلاٌ عرض کردم، ريشه در فرهنگ اخلاقي ايشان دارد، از ياد نمي بريم. زبان¬مان قاصر است از بيان احساس¬مان و قدرشناسي نسبت به استاد. اما براي اين که گوشه اي از احساس خود و ديگر اعضاي انجمن را ابراز دارم؛ اين دو بيت زيبا را به هر دو استاد بزرگوار و عزيز، خانم دکتر اتحاديه و خانم دکتر بياني تقديم مي¬کنم:
آواز خوش هزار تقديم تو باد
سرسبزترين بهار تقديم تو باد
گويند لحظه ايست روئيدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد
دکتر علي سجادي به نمايندگي از رئيس مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامي از ابتکار عمل انجمن در بزرگداشت مقام اساتيد تاريخ تشکر کرد و هديه مرکز را شامل شاهنامه فردوسي تقديم دکتر اتحاديه نمود و بالاخره آقاي جمشيد کيانفر همکار انتشاراتي استاد به شرح آثار، تأليفات و تلاش هاي دکتر اتحاديه در حوزه نشر پرداخت. آقاي کيانفر سخنراني خود را با اين جملات آغاز کرد که: نخست دهمين سالگرد تأسيس انجمن زنان پژوهشگر تاريخ را تبريک مي¬گويم و براي هيأت مؤسس و دست¬اندرکاران انجمن آرزوي توفيق دارم. همچنين سپاسگزار از مسئولين انجمن در برگزاري نکوداشت بانوي بزرگوار، استاد تاريخ سرکار خانم دکتر منصوره اتحاديه. سخن گفتن از سرکار خانم دکتر اتحاديه بسيار سخت است به¬ويژه استادان بزرگوار گفتني¬ها را گفتند و به حق ستايش¬ها کردند و زبان الکن اين کم¬ترين را نه تنها بستند، بل دوختند. و آنچه حقير بايد بگويد در حقيقت زيره به کرمان بردن است و بس.
سرکار خانم دکتر اتحاديه بانوئي که استاد تاريخ هستند و مصحح، مترجم، نويسنده و پژوهشگر و افزون بر آن با شهامت که سرمايه خانوادگي را در راه احياء نشر ميراث مکتوب به خطر انداختند و مي¬توانستند به دور از دغدغه و نوسان هاي بازار نشر ايران ـ في¬الواقع مريض ـ به کار پژوهش و تحقيق و ترجمه و تأليف و تصحيح بپردازند.
اهل قلم معمولاً يک بُعدي يا دو بعدي هستند، بدين طريق که شغلي را يدک مي¬کشند و خارج از ساعات اداري به قلم¬فرسائي يا بهتر بگويم به کار دل مشغولند، حال چه در عرصه تحقيق و ترجمه و يا تأليف و تصحيح، اما بانوي بزرگوار ما در چند عرصه به فعاليت مشغولند و هرچه مي-کنند همه کار دل است و بس.
با خلوص نيت و از صميم قلب مي گويم که سرکار خانم دکتر اتحاديه ، هنرهايشان در استادي تاريخ، نويسندگي، ترجمه و تصحيح، نشر کتاب¬هاي تخصصي تاريخ و چندين هنر ديگر است. يکي از آن هنرها حمايت از اهل تحقيق و پژوهش و کمک بديشان و اجازه آنکه نامشان در کنار نام اين بانوي بزرگوار زينت بخش صفحه عنوان و روي جلد کتاب باشد، همچون درختي با ريشه که در زير ساية خود دهها نفر را دربر مي¬گيرد.
قرار بود که اين کمترين، از سرکار خانم دکتر اتحاديه در مقام ناشر سخن بگويد، اما مگر مي¬شود، هنرهاي ديگر حضرت¬شان را ناديده گرفت و فقط گفت که سرکار خانم دکتر اتحاديه ناشر هستند و آن¬هم چه ناشري، با کارنامه¬اي درخشان در طول حيات و فعاليت نشري که به ربع سده مي¬رسد؛ از سالهاي نخستين بعد از انقلاب تا به امروز قريب به صد عنوان کتاب و گاهي هر عنوان در چند مجلد.
کارنامة نشر تاريخ ايران با نام سرکار خانم دکتر اتحاديه عجين شده است و نمي¬توان نشر تاريخ ايران را بدون شخصيت علمي و مديريت¬شان و شخصيت سرکار خانم اتحاديه را بدون نشر تاريخ ايران مورد بررسي و کنکاش قرار داد.
در يک بررسي کوتاه و گذرا، کتاب هاي منتشره از سوي نشر تاريخ به مديريت و بينش سرکار خانم اتحاديه را مي-توان به چند دسته تقسيم کرد:
1. آثار متوني عصر قاجار. شامل: خاطرات، سفرنامه¬ها، اسناد و مکاتبات 2. آثار تحقيقاتي يا تأليفي و پژوهشي3. آثار ترجمه 4. رسائل که نشر آن خود موضوعي بس¬مهم است و خطرآفرين براي سرمايه نشر 5. تاريخ ايران باستان
اما دامنه فعاليت نشر تاريخ فقط بدين چند موضوع محدود نشده و نيست چرا که حتي رمان و داستان هم در ميان آثار منتشره مشاهده مي¬شود و افزون بر آن در عرضه هنر نيز به فعاليت پرداخته است.
سخن را کوتاه کرده، سر تعظيم در برابر اين بانوي بزرگوار صاحب هفت هنر فرود مي¬آورم و با آرزوي توفيق روزافزون براي¬ ايشان و خانواده محترم شان و همچنين مسئولان انجمن زنان پژوهشگر تاريخ رخصت مي¬طلبم.
علاوه بر آن، فرزانگان و بزرگاني چون: دکتر ايرج افشار، دکتر ژاله آموزگار، دکتر محمد تقي امامي خويي و دکتر شهلا اعزازي در اين محفل علمي و فرهنگي حضور داشتند که برخي از آنان از جمله دکتر افشار و دکتر اعزازي ديدگاههاي خود را در ارتباط با اين بانوي سخت کوش عرصه علم و فرهنگ ابراز داشتند.
دکتر اتحاديه نيز طي سخناني از انجمن و اعضاي پر تلاش آن براي تأسيس نهادي استوار و پر ثمر و برگزاري مراسم تجليل از يکي از خدمتگزاران به تاريخ کهن ايران، قدرداني کرد و همچنين حضور همه استادان پژوهشگران ، دانشجويان و علاقمندان به تاريخ را در برنامه ارج نهاد. وي سپس از زندگي و فعاليت هاي خود و نيز از تاريخ و اهميت تاريخ نگاري، تاريخ خواني و تاريخ داني سخن گفت و در پايان لوح تقديري توسط رئيس هيأت مديره انجمن و دکتر شيرين بياني همراه با دسته گل به ايشان اهداء گرديد.
دفتر يادبود مراسم نيز دست به دست مي گشت تا هر يک از حاضران به فراخور حال دستخطي به يادگار گذارند و پس از آن عکس هاي يادگاري و برش کيک تولد 10 سالگي انجمن و 75 سالگي استاد بزرگ تاريخ معاصر ايران پايان بخش مراسم بود
