خانم دکتر طوبي فاضلي پور از اعضاي انجمن زنان پژوهشگر تاريخ در موضوع: "حضور ناپيدا زنان صوفي در قرون اوليه اسلامي" با حضور تعدادي از استادان، پژوهشگران تاريخ، اعضاي انجمن و علاقمندان به مباحث تاريخي برگزار شد. دکتر فاضلي پور سخنان خود را چنين آغاز کرد که: مساله شخصيت زن و نقش او در تاريخ جوامع اسلامي يكي از مطرح ترين موضوعاتي است كه توجه بسياري از پژوهشگران را به خود جلب كرده است.نا پيدايي حضور زن در روند حركت هاي تاريخي در كشورهايي كه از فرهنگ و غناي تاريخي برخوردار بوده¬اند، نشانه نا آگاهي از موقعيت اين قشر اجتماعي است و اين نظريه را قوت مي بخشد كه زنان اين جوامع در قوانين محدود اجتماعي محصور بوده و هيچ گونه نقشي در تاريخ نداشته اند.
اما تلاش زنان براي ورود به عرصه هاي مختلف با از ميان برداشتن موانع برسر راه، حكايت از عدم تسليم آنها به اين
وضعيت دارد. زنان بنا بر مقتضيات اجتماعي خود در حيطه هاي مختلف به فعاليت پرداخته و در نهايت رد پاي شان جسته و گريخته در منابع قرون مختلف يافت مي شود.
با كند و كاو در تذكره ها و منابع قرون اوليه با زناني آشنا مي شويم كه اهل طريقت بوده¬اند و اهميت آنان تا بدانجاست كه عبدالرحمن سلمي در تذكره اي مستقل به شرح حال آنها پرداخته است. اين كتاب منبع اصلي بخشي از اثر خانم دكتر طاهري با عنوان: "حضور پيدا و پنهان زن در متون صوفيه" است.
ايشان در بخش ديگري از سخنراني خود به فعاليت صوفي زنان در طي طريق پرداخت و اظهار داشت: حضور صوفي زنان در عرصه اهل طريقت چهار قرن اول و تعيين محدوده جغرافيايي فعاليت آنان بر اساس منابع، كار چندان آساني نيست؛ اما با توجه به تذكره سلمي در مورد 80 زن در مقابل 104 مرد كه در كتاب ديگر او آمده است، اهميت و ارزش آنها مشخص مي شود.
اكثر زنان صوفي و خانواده هاي آنها از چهره هاي ماندگار اهل طريقت در خراسان بويژه نيشابور بودند. سلمي خود نيز در چنين خانواده¬اي پرورش يافت و احترام به زن به عنوان عنصر موثر در محيط خانواده، افق فكري او را به سمت ثبت وضبط نام زنان صوفي سوق داد.
در تمام مراحل طي ¬طريق رد پاي زنان نيز ديده مي شود و در نقل تعاليم اهل تصوف روايت هاي كوتاهي از زندگي صوفي زنان آمده است كه ماندگارترين چهره آنان رابعه عدويه؛ صوفي بانويي است كه ظهور او را نقطه عطفي در تاريخ تصوف دانسته اند. زندگي رابعه رنگ اسطوره به خود گرفته است. برخي او را ايراني الاصل منسوب به قبيله اي عرب و برخي او را عرب مي دانند. در نقل زندگاني رابعه، او نخستين عارفي است كه در رابطه انسان و خدا پا را از محدوده شريعت فراتر گذاشته و بي واسطه بودن رابطه را به شکل گذار از مرحله خوف از خدا و ورود به مرحله عشق و محبت به خالق مطرح کرده است. سلمي با در نظر گرفتن زمان و مكان زندگي خود به ترسيم شرح زندگي صوفي- بانوان محدوده جغرافيايي در چهار قرن اول اسلامي پرداخته است. خراسان پس از رابعه مهد پرورش تصوف ايران بود و زنان اين خطه بيش از همه پاي در اين عرصه نهاده اند. خطه اي كه به مدت دو قرن گاه با پذيرش و گاه با مقاومت در برابر اقتدار خلفا يكي از مراكز بزرگ تمدن اسلامي شد و عصر آزادي افكار و عقايد را تجربه كرد.
شايد تساهل وتسامح سامانيان نيز زمينه مساعدي براي رشد اين حركت به وجود آورده باشد. از زنان مشهور اين عصر مي توان فاطمه نيشابوري، ام علي همسر احمد خضرويه، فخرويه، عايشه مروزيه و عايشه دينوري را نام بردكه محبت، اخلاص و دل نبستن به دنيا را سر لوحه فعاليت هاي خود قرار داده بودند.
دشواري ورود زنان به عرصه تصوف از آنجا ناشي مي شد كه مكتب تصوف را مكتبي مردانه دانسته اند. هر چند صوفيان تلاش كردند تا انسان را جدا از جنسيت، رنگ، نام و نسب مطرح کنند، اما به دليل تأكيد آنها بر شرح حال مشايخِ مرد و عدم پذيرش پيش¬كش¬هاي زنان صوفي به بزرگان اهل طريقت كه آن را مذلت ونقصان دانسته اند؛ مكتب تصوف را مكتبي مردانه جلوه داده اند.
زنان براي ورود به اين جرگه بايد از جنسيت خود خارج مي شدند. روايت هاي عطار خود نشانگر اين روند است که وقتي از رابعه سخن مي گويد به ناچار او را مرد مي بيند. چون زن در راه خداي مرد بود او را زن نتوان گفت (تذكره الاولياءص59) و يا آنان را ضعيفه خطاب مي كند.
اين نگاه از آنجا نشأت گرفت كه در تقسيم بندي موجود ات به خير و شر زن موجودي فتنه گر محسوب شد و يا نقص عقل زن سدي در برابر رسيدن به كمالات معنوي بود. اما پس از ملاقات بايزيد، ابوحفص نيشابوري و ذوالنون مصري با زنان صوفي اين نگاه تغيير كرد تا جايي كه بايزيد در حق فاطمه نيشابوري گفت: در عمرم فقط يك زن ويك مرد ديدم و آن فاطمه نيشابوري بود. ويا در نصيحتي كه به احمد خضرويه همسر ام علي نمود، گفت: جوانمردي را از همسر خود (ام علي)بياموز. از قرن سوم، زنان صوفي توانستند تجارب روحاني خود را مطرح نمايند و خراسان مهد اين حركت بود. آنها به دليل خرج كردن ثروت شان در راه فتيان و صوفيان به بلند همتي معروف شدند و در برخي از منابع كراماتي به آنها نسبت داده شده است. حضور آنان در مجالس درس مشايخ، صداي اعتراض مخالفان را بر انگيخت و شرح اين جريان خود سبب دستيابي به نام برخي از صوفي بانوان مي شود. حضور در خانقاه در قرون بعد به خانقاه داري زنان منجر شد. هر چند براي مردم، درك زبان تكلم صوفيان سهل¬تر از فيلسوفان بود، اما بد فهمي نظرات آنان موجب متهم كردن آنها شد. توصيه به اخلاص براي كسب سعادت فردي و اجتماعي اثر مبادي تفكر آنان در زندگي روزمره مردم بود، اثراتي كه برخي از نشانه هاي آن تا به امروز تداوم دارد.
