« فوریه 2008 | صفحه اصلی | آوریل 2008 »

شنبه،16 مارس 2008

زن و آئین های باستانی

زن و آئین های باستانی
صبح روز پنج شنبه 23 اسفند 86ش. دفتر انجمن میزبان عزیزانی بود که برای استماع سخنرانی سرکار خانم سیما سلطانی با عنوان : "زن و آئین های باستانی" حضور به هم رسانیده بودند.
انجمن چند سالی است که در هفته پایانی زمستان به استقبال بهار و نوروز می رود و پس ار برگزاری میزگرد پایان سال خود در اوایل اسفند که در واقع آخرین نشست علمی از سلسله سخنرانی های ماهانه سال جاری است، ویژه برنامه عید نوروز را در قالب سخنرانی به دوستداران تاریخ باستانی ایران تقدیم می کند.
مراسم استقبال از نوروز امسال که با گستراندن سفره هفت سین در دفتر انجمن همراه بود، ساعت 9:30 صبح آغاز شد و خانم سیما سلطانی از اعضای انجمن و متخصص تاریخ ایران باستان در مورد "زن و آئین های باستانی" سخن گفت و به بیان نقش و حضور زنان در آئین های باستانی ایران و تشریح این آئین ها پرداخت.
ایشان در ابتدا اظهار داشت: اگر چه اسباب متفاوتی موجب به وجود آمدن آئینی تازه می شود، اما آئین های ایرانی یکسره با جشن و شادی و خوردن همراه بوده اند. از دوران باستان، جز آئین همگانی سوگ سیاوش، بقیه آنها با شادی همراه بوده و مردمان را به بازی و سرور رهنمون می شده اند.
وي بررسی آیین ها و جشن های باستانی را با نوروز آغاز کرد و گفت: از اسطوره های نوروزی اسطوره رپیتوين، ایزد بانوی گرماست. وظیفه او چنین است که آن هنگام که زمستان به زمین حمله می برد، وی به زیر زمین می رود و آب های زیر زمین را گرم نگه می دارد تا گیاهان و درختان نمیرند و آنها را از گزند دیو سرما برهاند. بازگشت پیروزمندانه او در بهار است واین بازگشت نشان از شکست دیو سرما دارد.
از نمادهای سال نو، به میهمانی آمدن فروهرها در پنج روزه پایان سال و پنج روزهی آغاز سال نو است. آنها نیروهایی هستند که از نزد اهورا مزدا آمده اند و سه روز پس از مرگ همزادانشان در زمین، به سوی او باز می گردند. اینک با پایان گرفتن سال، فروهرهای نیاکان در زمین هستند و در این ده روزه میهمان خویشان و نزدیکان خود بوده، با کنجکاوی به خانه و کاشانهی خویشان می نگرند و از این است که ایرانیان و بیش از همه، زنان ایرانی به خانه تکانی می پردازند، لباس نو می دوزند و بر تن ساکنان خانه می کنند و آتش خانه را روشن نگاه می دارند تا فروهر نیاکان بتوانند خانه را بیابند و به آن برکت بخشند.
از رسم های کهن ایرانیان که دیگر در یادها نمانده است، افروختن آتش پیش از دمیدن آفتاب در اولین روز فروردین است. مردان آتش روشن می کردند و زنان آب و کوزه های سبزه دمیده، میوه های برش خورده و شیر و می و گل بر لب بام خانه می نهادند تا بوی آنها به مشام فروهرهای رفتگان برسد و آنان را نیز از خوردنی های عید سهمی باشد.
از دیگر آیین های نوروزی که هنوز ایرانیان به آن پای بندند و البته این زنان ایرانی هستند که در انجام آن تلاش می کنند، آیین خوان نوروزی است، ایرانیان بر آن بوده اند که بر سر خوان نوروزی هفت امشاسپند نیز حضور دارند. از این رو خوان نوروزی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. گرد سفرهی نوروزی همه اعضای خانواده می نشینند و این بی شک فرصتی است تا قهر و کین، اگر بوده، به آشتی و مهربانی بدل گردد.
در آیین هایی چون فال کوزه، قاشق زنی، کجاوه بازی و آش نذری، نقش زنان بسیار پر رنگ بوده است.
جشن مهرگان نیز که سبب آن را ایزد بانوی مهر از سویی و رهایی از بیداد بزرگ ضحاک بر ایرانیان، از سوی دیگر دانسته‌اند، جشن آزادی و پیروزی روشنایی بر تاریکی خوانده شده است.
بهمنگان از جمله آیین های کهنی است که دیگر اثری از آن به جای نمانده است. اما آن زمان که بوده با پختن آشی تعاونی وار شکل می گرفته است که هر خانواری سهم خود را از گیاهان و غلات آش به دیگ بهمنگان اضافه می کرده است تا با هم بپزد و همه با هم از آن بخورند.
این عضو انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در دفتر مرکزی، شرح آئین های باستانی ایران را با اسفندگان به پایان برد و اظهار داشت که: جشن اسفندگان متعلق به زنان بوده است و اگر چه از چگونگی آن کمتر چیزی می دانیم، اما همین تعلق یک جشن از جشن های دوازده گانه به زنان، از اهمیت نقش آنان در جامعهی باستانی ایران نشان دارد. ابوریحان بیرونی در کتاب خود گفته است که در زمان گذشته این ماه به طور کلی و این روز به ویژه به زنان تعلق داشته است. در زمان او در برخی مناطق ایران، در روز اسفندگان مردان به زنان هدیه می داده اند. بیرونی نام این جشن را مردگیران آورده است و در توضیح این نام نوشته است که چون زنان از شوهران خویش درخواست هایی داشته اند، این روز به این نام خوانده می شده است.