« 2008 | صفحه اصلی | 2008 »

11, 2008

مطالعات تاریخ زنان در ایران با بحران کمبود منابع روبروست

اسناد جديدي از تاثير كودتا بر جامعه زنان و فعاليت هاي اقتصادي زنان قاليباف در سال هاي 1911 تا 1923 به تازگي به دست آمده كه حاصل سفرنامه هاي يك زن آمريكايي است كه 12 سال به همراه شوهر بريتانيايي خود در ايران زندگي كرده است.» مجيد تفرشي، پژوهشگر تاريخ معاصر ايران مقیم بریتانیا با اشاره به اين نكته در جلسه اخير انجمن پژوهشگران تاريخ از اسنادي مي گويد كه به تازگي از وجود آن ها با خبر شده است: «سال گذشته پيرمردي 89 ساله به نام ادموند ادواردز متولد همدان و ساكن بريتانيا قصد اهداي اسناد خانوادگي اش رابه مركز اسناد بريتانيا داشت كه اين اسناد حاوي سفرنامه هاي پدر و مادرش، سيسيل ادوارز و كلارا كري بود كه 12 سال در ايران زندگي كرده بودند.» او با اشاره به اينكه «مطالعات تاريخ زنان در ايران با بحران كمبود منابع تاريخي مواجه است» گفت: از آنجا كه منابع دست اول زيادي در اين باره پيدا نمي شود، بيش تر تحقيق هاي انجام شده باز توليد كارهاي قبلي است. در حالي كه كشف چنين اسنادي كه مربوط به اوضاع و تحولات تاريخ ايران و وضعيت زنان در سال هاي 1911 تا 1923 است، مجموعه گرانبها و دست نخورده اي براي تاريخ نگاري معاصر ايران است.» او در ادامه گفت: «سيسيل ادموند ادواردز و كلارا كري كيس ادوادرز در سال 1911 براي زندگي و فعاليت اقتصادي وارد ايران شدند.
ادوادرز به عنوان نماينده كمپاني از سوي امپراتوري عثماني به ايران آمد که كار اين كمپاني خريد فرش در سراسر ايران و توزيع آن از طريق عثماني به سراسر جهان بود.»تفرشي ادامه داد: «سيسيل ادواردز در دنياي هنر سرشناس است و كتاب فرش ايراني يكي از مشهورترين كتاب هاي فرش ايران، نوشته اوست وكلارا همسر او كه حسابدار نيمه وقت در شركت همسرش بوده مابقي اوقات خود را به نوشتن سپري كرده طوري كه چهار هزار برگ كاغذ شامل نامه هايي از تحولات و اوضاع اجتماعي ايران و شهرهاي مختلف ايران به ويژه همدان را به طور هفتگي براي خانواده اش نگارش مي كرده است.»به گفته تفرشي، نوشته هاي روزانه بسياري از كلارا درباره وضع زنان شهري و روستايي وجود دارد. در عين حال كلارا سفرنامه هاي بسياري درباره اوضاع شهرهاي مختلف ايران دارد كه اين اسناد علاوه بر اهميت آن به جهت تحولات اقتصادي مردم در آن دوران به مناسبات مردم با حكومت نيز اشاره دارد.تفرشي معتقد است كه تاكنون تنها دو بار از اين اسناد استفاده شده اسنادي كه اصل آن ها در كالجي است در پنسيلوانيا كه محل تحصيل كلارا بوده است: «يك بار يك آمريكايي براي نوشتن تاريخ فرش ايران از اين اسناد استفاده كرده و بار ديگر دونامه از اين مجموعه كه حاوي اطلاعاتي در مورد فرش بوده در «هلي» معروف ترين نشريه صنعت فرش دنيا به چاپ درآمده است.»تفرشي به مزيت اطلاعاتي كه از سفرنامه هاي كلارا به دست آمده اشاره كرد: «نگاه كلارا به زن ايراني همانند ديگر سفرنامه نويس ها از روي تحقير نيست بلكه نگاهي همراه با همذات پنداري است.»او معتقد است كه ديگر سفرنامه هايي كه غربي ها از ايران نوشته اند با سفرنامه كلارا تفاوت دارند چرا كه بيش تر كساني كه در سفرنامه هایشان از ایران، نوشته اند، براي مدت كوتاهي به ايران آمده اند و با طبقات پايين جامعه زياد در ارتباط نبوده اند. آن ها يا فقط وقايع پايتخت را نوشته اند يا تنها منطقه اي كه در آن ساكن بوده اند. اما اين زوج كه به خاطر ماهيت كارشان دايم در سفر به مناطق مختلف ايران بوده اند، توانسته اند يك گزارش مقايسه اي از تحولات ايران در 12 سال ارايه دهند.
به گفته تفرشي، كلارا زمان زيادي را براي گفت وگو با زنان طبقات مختلف گذاشته به طوري كه در نوشته هاي او گفت وگوهايش با كلفت ها و دايه هاي كودكش هم به چشم مي خورد.

تفرشي يكي از مزيت هاي اين اسناد را در داشتن اطلاعات مربوط به تاثير كودتا بر جامعه زن ايراني مي داند: «حكومت كودتا ابتدا اصلاحاتي را در زمينه های اجتماعی پیش می گیرد اما به زودی اين اصلاحات رها مي شود و مردم می فهمند که حکومت کودتا نمی تواند خواسته هایشان را برآورده کند و این امر موجب سرخوردگي زنان و از جمله زنا شاغل در صنعت قاليبافي مي شود که به بهبود وضعیت خود امید بسته بودند.

شبی با شاهنامه

شبی با شاهنامه

گزارشی از نشست علمی و فرهنگی نکوداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها

شاهنامه حکیم طوس، بی تردید ارزشمندترین و بزرگ ترین سند هویت ملی ایرانیان است. سندی که واژه واژه آن با خون دل و دیده پیر فرزانه و خردمند دیار اندیشه و حکمت بر خاک این دیار و بر دل های اندشه ورزان حک گردیده است. آنچه در پی می آید گزارشی است از برنامه نشست علمی و فرهنگی نکوداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، که در شب گذشته از سوی گروه هنر و ادبیات موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها و در محل آن موسسه برگزار گردید. در این مراسم که بیش از صد تن از استادان و اهالی فرهنگ و اندیشه حضور داشتند؛ آقایان سید محمد خاتمی، دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، احمد مسجد جامعی و دکتر سید عبدالحمید ضیایی به سخنرانی پرداختند.
به گزارش روابط عمومی موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، در ابتدا پس از خواندن آیاتی از قرآن ، مجری برنامه  با اشاره به برنامه ریزی های موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها جهت استمرار و تداوم نشست های علمی و فرهنگی از یکی از اعضای هیات مدیره موسسه برای ایراد سخنرانی دعوت کرد.
احمد مسجد جامعی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی، که محور سخنرانی خویش را تصویر سازی و نگارگری بر اساس داستان های شاهنامه قرار داده بود، به بررسی تصویرگری شاهنامه در دوره های مختلف تاریخ ایران پرداخته و از شاهنامه به عنوان داستان ملی ایرانیان که با جان و خرد آنان آمیخته است و در همه فراز ها و فرود های تاریخی به گونه ای پیوسته مورد اقبال و توجه هنرمندان و جامعه هنری بوده، نام برد
 و ی در این زمینه افزود: این اثر دربردارنده داستان های حماسی و پهلوانی و موضوعات متنوع ملی و میهنی است، گزارش ها، مضامین و روایت های پندآموز این اثر به نحوی است که قابلیت های تصویری بالایی دارد از این رو زمینه ای را فراهم آورده است که از مهمترین کتاب های ایرانی برای تصویرگری محسوب می شود.
سپس حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها با طرح این پرسش که چرا فردوسی را حکیم می نامند، سخنان خویش را آغاز کرد.
 و ی با تاکید بر این که حکیم خواندن بزرگ ادب فارسی از روی تفنن نبوده، به نکته هایی درباره حکمت و فلسفه پرداختند تا موضوع روشن تر شود .
سید محمد خاتمی در ادامه اظهار داشت:  وقتی ما به شاهنامه نگاه می کنیم در نگاه اول یک اثر ادبی است و البته هدف ادبیات اگر ما به فرهنگ اصیل خود توجه کنیم چیزی بیش از صناعت هایی است که در تناوب گفتار به کار می رود، هدف فرزانگی، اخلاق و حکمت است و به هر حال اثر فردوسی در نگاه اول یک اثر ادبی است که به صورت نظم بیان شده است، نوع این ادب حماسه است و مضمون آن اسطوره. وقتی ما از حماسه و اسطوره صحبت می کنیم هر دوی این ها به شدت با خیال سر و کار دارد. خیال پردازی وقتی با حماسه و اسطوره همراه باشد، مساله خیال مضاعف می شود. هنر بی مانند فردوسی این است که اسطوره را در قالب حماسه چنان بیان می کند که ظرفی فوق العاده ممتاز برای بیان نظر و حکمتی است که در آن حکمت، خیر، زیبایی و حقیقت یکی است.
رییس جمهور سابق کشورمان   هم چنین با اشاره به مفهوم حکومت و گونه های آن در دنیای قدیم و دنیای جدید، اینکه فردوسی از قوم ایرانی می گوید و درباره حکومت و حکمرانی به موضوع فرهی می پردازد، فرهی را فرزانگی نام نهاده و بر این پایه که فردوسی کسی را شایسته حکومت دانسته که باید از فرزانگی و حکمت نظری و عملی برخوردار باشد، اظهارداشت "فردوسی افلاطونی است و افلاطونی می اندیشد".
خاتمی کلام خویش را این گونه به پایان رسانید که فردوسی نماینده بزرگ فرهنگ ممتاز ایرانی است که با اسلام هم بارور شده است و امروز ما نیاز داریم با فرهنگی که منشاء هویت ماست و فردوسی بیانگر او بود، با توجه به فرهنگ امروز ما که به شدت مضطرب و آشفته است، گفت و گو کنیم و نیز با این ایده که در گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها می توان از نگاه فردوسی و از نگاه هویت ممتاز ایران به گونه ای که فردوسی بیان می کند، با فرهنگ های دیگر سخن گفت و وارد گفت و گو شد.
در ادامه این نشست علمی و فرهنگی، مجری برنامه ضمن پاسداشت مقام علمی دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، وی را به جایگاه فراخواند.
"اگر شاهنامه نبود، ایران چه می شد؟" عنوان سخنرانی ایشان بود. استاد اسلامی ندوشن در ابتدا از نولدکه، ایران شناس آلمانی، و عبارت شنیدنی اش «شاهنامه کتابی است که هیچ ملتی نظیر آن را ندارد» سخن گفت و پیرامون اهمیت این عبارت و نقش مهم شاهنامه در سرنوشت ایران و ایرانی توضیحاتی داد.
دکتر اسلامی ندوشن در پاسخ به این پرسش که اگر شاهنامه نبود ایران چه می شد؟ و درباره کار سترگ حکیم توس به نکته هایی مهم پرداخت:  واقعیت این است که ایران حافظه تاریخی اش را از دست می داد یعنی که از یک دورانی به قبل حافظه ایرانی گم شده بود، نتوانسته بود به یاد آورد و البته ایران، دوران تمدن سازی را گذرانیده بود و لازم بود این گذشته به یاد بماند و شاهنامه این کار را کرده است، هیچ کتاب دیگری نمی توانست این کار را بکند، اگر شاهنامه نبود این حافظه از دست می رفت. وی در فرازی دیگر از سخنرانی خویش به اهمیت کوشش های فردوسی در استحکام بخشیدن به زبان فارسی اشاره کرد و به موضوعی پرداخت که جای اندیشیدن بسیار دارد: ما امروز هنوز در واقع به زبان فردوسی در هزار سال پیش حرف می زنیم و می خوانیم، در حالی که زبان های دیگر این طور نیست، نسل امروزی انگلستان زبان شکسپیر را به آن معنا نمی فهمد، اگر برای اش معنی نکنند، تفسیر نکنند، خوب متوجه نمی شود و یا در زبان فرانسوی
هم چنین، در این برنامه دکتر سید عبدالحمید ضیایی، پژوهشگر ایرانی، با اشاره به زمانه فردوسی، به ارائه تصویری از جامعه معاصر این شاعر و حکیم ایرانی پرداخت و یاد آور شد:  روزگار فردوسی، روزگار غریبی بود، از سویی ترکان نو مسلمان غزنوی از شمال شرق و اعراب از جنوب غربی با هم یگانه و متحد شده و حاکمیتی بیگانه را در ایران پایه ریزی کرده بودند، نیاز مند نیروی فیزیکی و سلاح ترکان غز بودند و ترکان نیازمند توجیه جنایات و کارهای ناصواب خویش.
 وی در ادامه سخنان خویش، شاهنامه را کتابی هول آور و هراس انگیز دانست، کتابی که در آن حکیم طوس از این که در لاهوت و ماوراء غرق شده و از واقعیت های زندگی غفلت ورزد، سخت پرهیز کرده است و بر خلاف دیگر شاعران که معرفت آنها در مرحله منش و نظریه متوقف مانده است، شاهنامه را آمیزه ای از منش و کنش دانست که می تواند راهنمای عملی سلوک اجتماعی به شمار آید. و با احترام به آراء اثرگذار عارفانی چون ابن عربی،حافظ، مولانا و... ابراز داشتند که این بزرگان از توجیه زیستن بر خاک و تبیین ظاهر زندگی ناتوان بوده و باطن گرایانی ژرف اندیش اند که در پیچ و خم نظریات عرفانی گرفتار آمده اند اما شاهنامه آشتی زمین و آسمان یا ناسوت و لاهوت است.
دکتر ضیایی خرد گرایی فردوسی را مهم تر و ارجمند تر از عقل گرایی دیگر شاعران و متفکران ایرانی برشمرد و افزود: بیش از سایر شاعران، در کتاب شاهنامه ستایش خرد دیده می شود، آن هم خرد آزاد. گر چه ناصرخسرو ابیاتی گرانسنگ در باب خرد دارد اما خرد ناصرخسرو در خدمت توجیه عقاید اسماعیلیه به کار رفته است، به علاوه فردوسی حدود و حریم عقل را نیز مشخص نموده و با لحنی ادیبانه و بسیار مودبانه به نقد نارسایی های عقل جزوی پرداخته است. بر خلاف شاعران عارفی چون عطار و مولانا که با گزنده ترین و تندترین الفاظ، عقل جزوی را فرو کوفته و از هیچ طعن و لعنی در حق آن فروگذار نکرده اند.
وی در پایان نیز تاکید کرد:نیاز به شاهنامه در هر زمانی که خرد، خوار و جادو ارجمند شود و شادی بن مایه زندگی نباشد و خرد و جان بی حرمت باشد، امری واضح و بی نیاز از دلیل و برهان است.
گفتنی است در این برنامه علمی و فرهنگی دکتر شیرین بیانی، دکتر سید ابوطالب میرعابدینی،دکتر حسین معصومی همدانی، استاد فریدون مجلسی، دکتر محمد جواد فریدزاده، دکتر احمد جلالی، دکتر محمد دهقانی، دکتر مصطفی معین،دکتر هادی خانیکی،حجت الاسلام والمسلمین محمد علی ابطحی،دکتر فیاض زاهد، مهندس جیحونی،سید مصطفی تاج زاده،مصطفی رحماندوست،فریدون عموزاده خلیلی،اصغر محمد خانی ،فخرالسادات محتشمی پور و شخصیت های علمی،فرهنگی،سیاسی و نیز جوانان محقق و علاقه مند حضور داشتند.