در این برنامه ابتدا خانم محتشمي پور ضمن خير مقدم به حضور مهمانان گرامي توضيحاتي از برنامه هاي انجام شده انجمن و برگزاري مجمع عمومي ارايه داد و سرعت گرفتن برنامه هاي مربوط به سمينار بين المللي آتي كه در آذرماه برگزار خواهد شد را مورد تأکيد قرار داد. همچنين گزارشي اجمالي از انتخابات هيأت مديره جديد در مجمع عمومي دهم كه خانم حوريه سعيدي به عنوان رئيس هيات مديره انجمن انتخاب شد ارائه نمود و از حضور سركار خانم دكتر اتحاديه به عنوان يكي از اعضاي هيات مديره اظهار خوشوقتي کرد و اين مسئله را يک فرصت براي انجمن دانست.
در ادامه خانم حوريه سعيدي بعنوان رئيس جديد هيأت مديره گفت: مصوبات بر اساس سياست هاي پيشين همچنان پيگيري شده و استمرار و قوت خواهد يافت از جمله مصمم بودن انجمن به برگزاري سميناربين المللي زن در تاريخ اسلام در آذرماه و نيز برگزاري بزرگداشت سركار خانم دكتر شيرين بياني در پايان سال با سرعت و دقت بيشتري انجام شود و به عنوان حسن ختام با قدرداني از زحمات و تلاش هاي خانم محتشمي پور براي اعتلاي انجمن اظهار اميدواري كرد كه كارهاي جاري و آتي انجمن و سلسله سخنراني هاي ماهانه انجمن را مورد تأکيد قرار داد.
سپس خانم دكتر نزهت احمدي به عنوان دبير علمي سمينار گزارشي از روند سمينار ، چكيده و مقالات رسيده ، داوري آنها و همچنين تمديد مدت ارسال مقالات و ثبت نام علاقمندان به مدعوين ارايه داد.
ايشان در بخش بعد، سخنراني كوتاهي با عنوان : "زنان صفوي در بازار بزرگ شهر" ارائه کرد. خلاصه اي از سخنان ايشان در ادامه به شرح ذيل آمده است.
غالباً ما حضور زنان در عرصه¬هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي را محصولي از دوره مدرن و متأثر از تجدد و نوآوري مي¬دانيم. اما نبايد غفلت کرد که در طول تاريخ اين مرز و بوم هميشه زنان به اشکال مختلف در صحنه اجتماع حضور داشته¬اند. با توجه به اين کمتر انتظار مي¬رود که مثلاً زنان دوره صفوي شغلي خارج از خانه داشته باشند و يا دست به تجارت و کسب و کار بزنند يا اديب و سخنور و اهل علم و دانش باشند. غالباً براي آنان محدوده¬اي را در حرمسرا در نظر گرفته¬ايم که خروج از آن اگر غير ممکن نبود دست کم دشوار به نظر مي¬رسيد. منابع تاريخي نيز چندان کمکي در زدودن اين باورهاي ذهني ما نمي¬کنند. اين منابع کمتر از زنان نامي برده¬اند و اگر هم ذکري کرده¬اند بيشتر از زنان خاندان سلطنتي است که گاه به واسطه آن که خواسته-اند فرزندان يک شاه را نام ببرند از دخترانش هم يادي کرده¬اند و يا زناني که به نوعي در سياست دستي داشته¬اند و در مواردي نيز شايد نام زني سخنور را آورده باشند. اما چه انتظار است در جايي که از وضعيت اجتماعي مردان هم سخن نگفته¬اند بگويند که زنان چه نوع فعاليت¬هايي را انجام مي¬داده¬اند. حتي از ديدگاه بسياري از آنان چنين فعاليت¬هايي که امروز ما مشتاقانه در جستجوي سر نخ¬هايي از آن هستيم کارهايي سطح پايين و مخصوص زنان دون پايه مي¬دانستند. کارهايي چون فروشندگي، پرستاري بيماران در شفاخانه¬ها، قابلگي، دلاکي و... همه کارهايي است که بر اساس اسناد مي¬دانيم بخشي از زنان شهري در آن مشغول بوده¬اند اما اگر مختصر گزارش سفرنامه نويسان نبود امروز به درستي در مورد آن اطلاعي نداشتيم.
منابع ما نه تنها از ذکر چنين کارهايي غفلت کرده¬اند حتي کارهاي بزرگ و بيمانندي که زنان آن عصر چون ساخت و سازهاي عمراني انجام داده¬اند را نيز ناديده گرفته¬اند و اگر به آن پرداخته¬اند در اين حد است که فلان خانم باني خير بوده و مثلاً مدرسه يا مسجد و ... فلان را ساخته است.
بنابر اين وقتي مي¬خواهيم از نقش زنان صفوي در بازار بزرگ شهر سخن بگوييم کاري دشوار خواهد بود و اصلاً اين پرسش مطرح مي¬شود که آيا آنان واقعاً نقشي داشته¬اند؟ اگر داشته¬اند چگونه نقشي بوده است؟
با توجه به شواهد و مدارک موجود تعداد بسياري بناهاي عام المنفعه در بازارهاي شهرهاي مختلف ايران هنوز باي مانده است که نام زني را يدک مي¬کشد. اين زن يعني واقف بنا، شايد به طور مستقيم در کسب و کار بازار نبود اما بنايش نمادي از حضور و توجه وي به اين بخش از جامعه است. زنان دوره صفوي نه تنها شرکت در امر وقف را بر خود فريضه دانسته¬اند که ايجاد بهترين بناها را مد نظر داشته¬اند. آنان در اين موقوفات خود را زير ساية هيچ مردي قرار نداده¬اند بلکه جسورانه و بدون هيچ تعصبي حتي نام کوچک خود را بر فراز موقوفه بر سنگ و کاشي نقش کرده¬اند که همه رهگذران در طول تاريخ بداند که اين بنا را چه کسي ساخته است. در ساخت بنا هم نه تنها کم و کسري از بناهايي که مردان ساخته¬اند نگذاشته¬اند که گاه در هنر و معماري جلوه¬هاي بديع آفريده¬اند.
تنها مسأله آن بوده که بضاعت مالي¬اش را داشته باشند. هيچ کجا هم قيد نشده که براي اين کار از مردي، حتي شوهر خود اجازه-اي دريافت کرده باشند. تنها قيد کرده¬اند که آن چه را وقف کرده¬اند از مال حلال خود و طيب و طاهر بوده است.
زنان براي انتخاب محل موقوفه خود نيز هيچ قيد و شرطي نپذيرفته¬اند. هر جا که ميلشان کشيده و يا احساس کرده¬اند بهترين جا براي ساخت بناست حتماً همان را برگزيده¬اند. به عنوان مثال بسياري از مدارس و مساجد موقوفه زنان در بازارها قرار دارد. مکاني پر رفت و آمد که نه تنها اهل شهر از آن گذر مي¬کنند که هر بيگانه¬اي هم که وارد شهر شود لاجرم گذرش به بازار خواهد افتاد.
اگر بخواهيم به اين پرسش پاسخ دهيم که چرا زنان به چنين موقوفاتي روي آوردند بايد بپذيريم که ساخت و سازهاي هر دوره-ي تاريخي معرف جنبه¬هاي مختلف جامعه آن روز است، بي¬شك بناي مدرسه آن هم در زمان و مكاني نزديك به هم ارزش گذاري¬هاي جامعه بر امري واحد است كه مداقه بيشتري را طلب مي¬كند.
هر چه به اواخر دوره صفويه نزديک مي¬شويم شايد از آن جايي که شمشير قزلباشان کارائي لازم جهت اشاعه¬ي مذهب را از دست داده است توجه به مسائل تبليغي_ فرهنگي افزايش مي¬يابد از جمله توجه به ساخت مدارس علميه بيشتر مي¬شود و در اين ميان توجه به ساخت اين مدارس در بازار نيز افزايش مي¬يابد.
اين مطلب مي¬تواند به دليل تجمع زياد جمعيت و کثرت رفت و آمدها به بازار و احتمالاً علاقه واقفان به جذب بيشتر طلاب، حتي طلاب نيمه وقت که براي مطالعه برخي دروس به مدارس مراجعه مي¬کردند، باشد تا به اين وسيله بر ميزان دانش ديني و فقهي کسبه و اهل حِرف نيز افزوده شود. اگر واقعاً چنين هدفي را مدّ نظر داشته¬اند، بسيار قابل تقدير است چرا که غير مستقيم کسبه و اهل حِرف را به تعليم واداشته¬اند.
همچنين بازار به عنوان مکاني عمومي تجمعي از تمام اقشار را در خود جاي داده و کمتر از محلات شهري دسته¬بندي¬هاي متداول زمان در آن نمود دارد. به علاوه آن که محل رفت و آمد افراد غير بومي بسياري از شهرها و روستاهاي مختلف و حتي کشورهاي ديگر است. از اين روي بازار به نوعي مرکز مبادلات فرهنگي عصر است و بي¬شک ساخت مدرسه در چنين فضايي مطلوبيت¬هاي بسياري مي¬تواند داشته باشد. علاوه بر اين دوري بازار از دسته¬بندي¬هاي محلات شهري و نزاع¬ها و اختلافات آن باعث مي¬شد که افراد بيشتري براي تحصيل بدان رو آورند و حتي تاريخ نشان داده است که با زوال شهرها، بازار در مقايسه با محلات شهر، کمترين آسيب را در اين بخش از بناهاي خود داشته است.
در جمع¬بندي مطالب مي¬توان گفت که زنان اگر چه به طور مستقيم در عرصه بازار و فعاليت¬هاي اقتصادي دخالتي نداشتند اما با به عنوان باني بناهايي چون مدارس و مساجد و غيره در داخل بازار حضور خود را در آن مکان به تثبت رسانده بودند.
همچنين بناهايي که در بازار قرار داشتند بهتر از همتايان خود در خارج از محدوده¬ي بازار، از گزند حوادث مصون مانده¬اند. همچنين شخصيت واقف و اين که در جامعه مورد بغض و کينه واقع نشده باشد مي¬تواند تا حد زيادي بر تداوم بناي احداث شده بيفزايد. از اين روي زنان که کمتر در امور سياسي دخالت داشتند به نسبت بناهايشان تداوم بيشتري يافته است.
همچنين زنان در اين دوره متأثر از گرايشات فکري جامعه عصر خود بودند و از اين روي به همان نوع موقوفاتي روي آوردند که در عرف جامعه مقبوليت بيشتري داشت و مردان هم درصدد ايجاد آن بودند.
جنسيت در امر وقف و حتي حضور زنان در جايي بسيار مردانه چون بازار دخالتي نداشته است.
و بلاخره خانم دكتر اتحاديه به معرفي كتاب جديد خود با عنوان «ملك تاج نجم السلطنه زني كه در زير مقنعه كلاهداري مي كرد» پرداختند .
ايشان ابتدا به معرفي نجم السلطنه پرداخت و گفت: دختر فيروزميرزا پسر عباس ميرزا نايب السلطنه و حاجيه هما خانم دختر بهمن ميرزا بهاءالدوله بود. او متولد 1270هـ.ق و درگذشته 1350هـ.ق. است. وي خواهر عبدالحسين ميرزا فرمانفرما بود كه بسيار هم مورد توجه واحترام وي بود. نجم السلطنه سه بار ازدواج كرد كه حاصل ازدواج دوم او با ميرزا هدايت آشتياني وزير دفتر پسري بود به نام محمد كه بعدها لقب مصدق السلطنه يافت . وي در آينده يكي از مردان بزرگ تاريخ معاصر ايران و باني ملي شدن صنعت نفت درايران شد.
نجم السلطنه زني خير بود و هر چند كه به مانند ديگر زنان درباري ثروتي بسيار نداشت ولي همان را هم بعد از هزينه فرزندان صرف امور عام المنفعه مي نمود. چنان كه بيمارستان نجميه كه با دستور و نظارت وي ساخته شده يكي از موقوفاتي است كه او با هزينه شخصي ايجاد نمود. اين بيمارستان كه بعهدها هم با حمايت دكتر مصدق اداره مي شد همچنان پابرجاست.
