صفحه اصلی | 2009 »

16, 2008

الهام ملک زاده

الهام ملک زاده عضو هيأت علمي گروه تاريخ دانشگاه آزاد واحد شهرري و از اعضاي کميته پژوهش انجمن زنان پژوهشگر تاريخ به سال 1352ش. در اهواز متولد شد . تحصيلات مقدماتي تا متوسطه را به ترتيب در دبستان آزادي ، مدرسه شهيد زهره بنيانيان و دبيرستان حضرت فاطمه (س) در زادگاه خود گذراند . در سال 1369ش. با پذيرش در رشته تاريخ دانشگاه آزاد واحد شهرري به تهران عزيمت کرد و پس از اخذ مدرک کارشناسي ، بدون وقفه تحصيلات خود را در مقطع کارشناسي ارشد همان دانشگاه ادامه داد که در سال 1376ش. با کسب رتبه اول فارغ التحصيل شد . وي از سال1377ش. تا کنون به عنوان عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد واحد  شهرري به تدريس در زمينه تاريخ ديپلماسي ، مسئله نفت در خاور ميانه ، تاريخ تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران در دوره هاي افشار و زند و دوران قاجار اشتغال دارد .
ملک زاده به مدت 5 سال به عنوان پژوهشگر در نگارش دايره المعارف اعلام رجال تاريخي در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي زير نظر استاد خود ، دکتر عبد الحسين نوائي مشغول به کار بود . ضمن آن که به مدت 10 سال از 1373ش. تا1383ش. نيز به عنوان دستيار  آن استاد فقيد ، همکاري هاي علمي متعددي با ايشان داشت که ثمره آن نگارش و تصحيح چندين کتاب و مقاله است .
وي در طي سال هاي 1383ش. و 1384ش. به عنوان پژوهشگر برتر مورد تقدير قرار گرفت و جزو دانشجويان ممتاز در مقطع دکتري واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد در رشته تاريخ پذيرفته شد . همچنين در دانشگاه الزهراء نيز در همين رشته با رتبه اول مورد پذيرش قرار گرفت که درحال حاضر به عنوان دانشجوي دکتري اين دانشگاه مشغول به تحصيل است و رتبه ممتاز دانشجوي پژوهشگر سال 1384ش. اين دانشگاه را به خود اختصاص داده است .
ملک زاده در مورد تاريخ معتقد است که : مطالعه تاريخ و نگاه تخصصي به آن عشق و هدف مي خواهد . تاريخ با اين رويکرد نه قصّه است و نه زنگ تفريح براي پر کردن ملالت هاي روزمره . مورخ و پژوهشگر تاريخ ، بررسي منابع و اسناد تاريخي را براي خود حريم مقدسي مي داند که با تسلط بر اين ابزار درصدد شناخت بهتر منطق حاکم بر تاريخ در جهت بهبود زندگي آينده خود و جامعه است و به قول استاد فقيد ، دکتر عبدالحسين نوائي : تاريخ اگر عبرت بود همان 10 صفحه اولش بس بود . «تاريخ آينه عبرت» بودن تا زماني که منطق حاکم بر آن دروني نشود ، کلامي بي معناست . رهرو راه تاريخ با داشتن انگيزه و هدف به اين ابزار و اين جايگاه عبرت دست خواهد يافت .
از ملک زاده کتب و مقالات متعددي منتشر و يا در دست انتشار است . همچنين مقالاتي را در سمينارهاي داخل و خارج از کشور ارائه داده است که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود .
کتاب ها :
1- زندگي نامه دکتر عبدالحسين نوائي و خدمات علمي و فرهنگي او ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ايران / 1379ش.
2- سرگذشت صفاريان بر اساس کتاب سيستان ، انتشارات اهل قلم / 1381ش.
3- اسناد دانشجويان ايراني در اروپا بر اساس قانون اعزام محصل سال 1307ش. سازمان اسناد ملي ايران / 1382ش.
 4- تاريخ روابط ايران و ونيز (تصحيح و مقدمه نگاري) دانشگاه آزاد اسلامي شهرري / اسفند 1383ش.
5- روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه (تصحيح ، ويرايش و توضيح مقدمه) سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران / 1384ش.
کتاب هاي زير چاپ :
1- نگاهي به امور خيريه ايران در دوره قاجار ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرري
2- تصحيح و تعليق نسخه خطي سام و بهرام ، اثر فياض لاهيجي ، با همکاري مرحوم دکتر نوائي . انتشارات لوح محفوظ
3- مجموعه مقالات در بزرگداشت مقام علمي و فرهنگي دکتر عبدالحسين نوائي . انتشارات نوگل
مقالات :
- وضعيت امور خيريه اردبيل در عصر قاجار / فصل نامه تخصصي گنجينه اسناد
- وضعيت امور خيريه رشت در عصر قاجار / فصل نامه تخصصي گنجينه اسناد
- وضعيت امور خيريه قزوين در عصر قاجار / فصل نامه تخصصي گنجينه اسناد
- هيأت تفتيشي از دوره قاجار / فصل نامه تخصصي گنجينه اسناد
- مادام توماسن يکي از بانوان نيکوکار فرانسوي در ايران / فصل نامه تخصصي گنجينه اسناد
- اقدامات خيريه و فعاليت هاي عام المنفعه زهرا سلطان نظام مافي ، وقف ميراث جاويدان / بهار 1384ش.
- مدرسه عباسقلي خان مشهد و نزاع بين وارثان آن و متوليان وقت ، وقف ميراث جاويدان / تابستان 1385ش.
- تصاويري از ايران ، سفرنامه سرهنگ کلمباري ، سفرنامه اي از دوره فتحعلي شاه قاجار ، کتاب ماه _ تاريخ و جغرافيا / زمستان 1383ش.
- سيماي امام علي (ع) در برخي از آثار چاپي _ ويژه تاريخ تشيع ، کتاب ماه _ تاريخ و جغرافيا / اسفند 1379ش.
- معرفي کتاب رجال کتاب حبيب السير ، کتاب ماه _ تاريخ و جغرافيا / ارديبهشت 1380ش.
- معرفي و نقد کتاب نايبيان کاشان بر اساس اسناد ، کتاب ماه _ تاريخ و جغرافيا / شهريور 1380ش.
- معرفي و نقد کتاب سورم سرا بالا محله کردکوي ، کتاب ماه _ تاريخ و جغرافيا / شهريور 1380ش.
- کارنامه درخشان علمي دکتر عبدالحسين نوايي ، کتاب ماه _ تاريخ و جغرافيا / مهر 1383ش.
 - نقد کتاب تاريخ عضدي يا ناگفته هايي از دربار فتحعلي شاه ، کتاب ماه _ تاريخ و جغرافيا / دي 1379ش.
- تاريخ و فرهنگ مردم ژاپن ، کتاب ماه _ تاريخ و جغرافيا / 1381ش.
- ديدار از ژاپن ، ويژه نامه ژاپن ، کتاب ماه / تاريخ و جغرافيا – 1381ش.
- نقد و معرفي کتاب اسناد مدارس دخترانه در دوره قاجار و پهلوي ، کتاب ماه / تاريخ و جغرافيا – 1381ش.
- گزارش دومين سمينار بين المللي زن در تاريخ ايران معاصر ، انجمن زنان پژوهشگر تاريخ ، کتاب ماه / تاريخ و جغرافيا – 1381ش.
- اين دولت و ملک مي رود دست به دست . اشراقي نامه . 1382ش.
- فولکور در ايل بختياري ، ءاوينه  1376ش.
- تصحيح و توضيحي بر نسخه تفضيل دارالفنون اثر موسي مرآت الممالک با همکاري دکتر نوائي ، مجله تاريخ دانشگاه تهران 1383ش.
- چو ايران نباشد تن من مباد ، کتاب هفته / مهر 1384ش.
مقالات زير چاپ :
- چهار مقاله با عناوين : معروف ترين قنات ايران ، بزرگ ترين کنيسه کليميان تهران ، مشهورترين سقاخانه تهران ، مراسم تاج گذاري احمد شاه ، رويدادها و يادمان هاي تهران / دفتر پژوهش هاي فرهنگي شهرداري
- موقعيت سياسي ، اجتماعي زنان در دوره مغول و ايلخاني ، مجموعه مقالات سمينار بين المللي زن در ادوار مختلف تاريخ ايران نشر برگ زيتون
- وضعيت امور خيريه تهران عصر مشروطه ، گنجينه اسناد ملي ايران ، ويژه نامه مشروطيت
مقالات ارائه شده در سمينارها و همايش ها :
- نگاهي به فعاليت هاي خيريه انجمن هاي زنان ارمني تهران در تاريخ معاصر ايران در عصر قاجار ، سمينار بين المللي زن در تاريخ معاصر ايران / زنجان : اسفند 1384ش.
- اقليت هاي ديني شيراز در عصر زنديه ، کنگره بزرگ فارس شناسي / شيراز : ارديبهشت 1384ش.
- تأسيس و گسترش مدارس دختران در تاريخ معاصر ، همايش زن و علم در عصر حاضر ، دانشگاه صنعتي شريف / تهران : آبان 1384ش.
- موقعيت سياسي و اجتماعي زنان در ايران عصر مغول و ايلخاني ، سمينار بين المللي زن در ادوار مختلف تاريخ ايران / شيراز : بهمن 1381ش.
- وضعيت امور خيريه و تحولات آن پس از مشروطه ، همايش بزرگداشت مشروطه / شبستر : مرداد 1382ش.
- حوزه علميه نصيري و رصدخانه آن ، مهم ترين نهاد آموزشي علمي ايلخاني ، کنگره فرهنگ و تمدن ايران عصر ايلخاني و طرح احياي ربع رشيدي / تبريز : ارديبهشت 1384ش.
- ديلمان ، جايگاه قلاع تاريخي ، همايش ديلمان شناسي / سياهکل : 1384ش.
- حضور اجتماعي و فعاليت هاي زنان ارمني تهران در بحبوحه مشروطه و پس از استقرار آن ، همايش بين المللي بزرگداشت يکصدمين سالگرد مشروطيت / تهران : ارديبهشت 1384ش.
- نقش مترقيانه زنان ارمني در ايران قرن بيستم ، بينال بين المللي Iran Study/ لندن 2006م.
- سير تحول و تأثيرات مشروطيت بر اقدامات عام المنفعه ايران در عصر قاجار ، کنگره جهاني سالگرد مشروطيت / آکسفورد 2006م.

فاطمه قاضيها

فاطمه قاضيها در سال 1335ش. در يکي از محلات قديمي تهران، از پدر و مادري اصفهاني متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در دبستان شجاعي طي نموده و دوره متوسطه را در رشته طبيعي دبيرستان اسدي به پايان رسانيد.
در سال1350ش. وارد دانشگاه الزهرا شد و در سال 1354ش. به اخذ درجه کارشناسي روان شناسي در آن  دانشگاه نائل گرديد. دوره کارشناسي ارشد را در سال 1368ش. در رشته کتابداري نسخ خطي و آثار کمياب دانشگاه تهران آغاز کرد که طي دوره دانشجويي به دليل علاقه به تاريخ در اين زمينه مطالعات فراواني را به انجام رسانيد.
در سال 1354ش. به عنوان کارشناس امور آموزشي مؤسسه آموزش عالي آمار و انفورماتيک و در سال 1359ش. در سازمان اسناد ملي ايران مشغول به کار شد. وي طي 26سال حضور در اين سازمان در پست هاي کارشناس اسناد, رئيس گروه تنظيم و طبقه بندي اسناد, معاون مديريت پژوهش و تحقيقات, معاون پژوهشکدة اسناد, سرپرست پژوهشکدة اسناد و مديرکل خدمات آرشيوي (اطلاع رساني اسنادي) در سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران خدمت کرده است که از 1384ش. تا کنون به عنوان سرپرست کتابخانه و مرکز اسناد واطلاعات بنياد ايران شناسي مشغول به کار است..
آثار منتشر شده وي به دو بخش کتب و مقالات تقسيم مي شود که به شرح ذيل است:
الف: کتب
- روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر سوم فرنگستان, با همکاري دکتر محمداسماعيل رضواني, سازمان اسناد ملي ايران, سه جلد به ترتيب در سال هاي 1369, 1371, 1373ش.
- اسنادي از روند اجراي معاهده ترکمانچاي, تهران،  سازمان اسناد ملي ايران, 1374ش.
- روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر اول فرنگستان, تهران، سازمان اسناد ملي ايران, 1377ش. (از روي اصل دستخط ناصرالدين شاه)
- روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر دوم فرنگستان, تهران، سازمان اسناد ملي ايران, 1379ش. (از روي اصل دستخط ناصرالدين شاه)  
- اسناد روابط ايران و روسيه در دوره فتحعلي شاه و محمدشاه , وزارت امور خارجه, 1380ش.
- اسناد روابط ايران و روسيه از ناصرالدين شاه تا سقوط قاجاريه, وزارت امور خارجه, 1380ش.
- سفرهاي ناصرالدين شاه به قم, سازمان اسنادو کتابخانه ملي ايران، 1381ش.
- مراسم دربار ناصري « جشن آش پزان», سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران 1382ش.
مقالات:
- دارالفنون, گنجينه اسناد, دفتر دوم, زمستان 1368ش. صص 143 ـ 119.
- نگاهي به برخي اسناد روابط خارجي ايران در دوره قاجار, گنجينه اسناد, سال اول, دفتر دوم, تابستان 1370ش. صص 50 - 38.
- اشاره اي به روش تصحيح متون, صص 46 - 23. (دفتر 23 - 21, نشريه کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران, شماره 46, 1374ش.
- زن از نگاه ناصرالدين شاه در سفرنامه هاي فرنگستان, بخش اول: حقوق زنان, شماره اول.
- زن از نگاه ناصرالدين شاه در سفرنامه هاي فرنگستان, بخش دوم: حقوق زنان, شماره دوم.
- خاطرات ناصرالدين شاه در سفر به قم, گنجينه اسناد، بهار و تابستان 1379ش. سال دهم, شماره 38 و 37. صص33 - 23
- نگاهي به پيامد جنگ هاي ايران و روس, گنجينه اسناد - پائيز و زمستان 1379ش. شماره 39 و 40.
- حاج ملاهادي سبزواري از نگاه و قلم ناصرالدين شاه, گنجينه اسناد، سال يازدهم - دفتر چهارم، زمستان 1380ش. شماره 44.
- رؤياهاي ناصرالدين شاه, گنجينه اسناد , دفتر اول و دوم ـ بهار و تابستان 1381ش. شماره 45 و 46.
- فخرالدوله دختر شاعر و اديب ناصرالدين شاه, گنجينه اسناد - پائيز و زمستان 1381ش. شماره 47 و 48.
- خاطرات ناصرالدين شاه در سفر ناتمام گيلان «نامواره دکتر محمود افشار» پژوهشهاي ايران شناسي, جلد چهاردهم , 1382ش. پيوست 2, صص 699 - 669.
- قم از نگاه ناصرالدين شاه و سياحان فرنگي معاصر او, سخنراني در همايش ايران شناسي,1381ش.
- جشن عروسي کامران ميرزا نايب السلطنه به روايت ناصرالدين شاه, گنجينه اسناد، شماره 49 و50
- اشاره اي به روابط ايران و آمريکا در دوره ناصري، مجله اسناد تاريخي, 1382ش.
- نقش زنان در معاونت اسناد ملي سازمان اسناد و کتابخانه ملي، سخنراني در سمينار پلي بين تمدن ها در بلغارستان
- شرح حال عبدالحسين انصاري از رجال دوره پهلوي ـ زندگي نامه و خدمات علمي و فرهنگي نوش آفرين انصاري, انجمن آثار و مفاخر فرهنگي, 1383ش. ص 145 - 127.
- فروغ الدوله «ملکه ايران» دختر شاعر ناصرالدين شاه, گنجينه اسناد - شماره 51 و 52.
- بانوي عظمي, افتخارالدوله دختر ناصرالدين شاه, گنجينه اسناد، بهار 1383ش. شماره 53 , صص 22 ـ 12.
- شاه بيگم ضياء السلطنه دختر شاعر و هنرمند فتحعلي شاه, گنجينه اسناد، شماره 56 , زمستان 1383ش. صص 28 - 8.
- اسنادي از کتاب فروشان در سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران, صص 421 تا 401, يادنامة بابک افشار اسفند 1383ش. انتشارات شهاب ثاقب.
- تاراج کتابخانه سلطنتي, نامة بهارستان, سال پنجم, بهار و زمستان 1383ش. صص 274 ـ 181
- دريافت لوح تقدير در مراسم بزرگذاشت حاميان نسخ خطي، 1384ش.
- سخنراني تحت عنوان دختران منورالفکر ناصرالدين شاه در انجمن زنان پژوهشگر تاريخ، آذر 1383ش.
- فرمان فتحعلي شاه مبني بر آزار و شکنجه همسر و عروس صادق خان شقاقي در ملاء عام, مجله بخارا, فروردين و ارديبهشت 1385ش. شمارة 50, ص 345.
- مدخل «ترکمانچاي»  در دائرﺓ المعارف بزرگ اسلامي
- قطره اي از دريا
- مدخل"بنياد ايران شناسي در فر هنگ نامه کودک و نوجوان"
- از معاهده ترکمانچاي تا عهد نامه مودت. گنجينه اسناد،  شماره 63،  پاييز1385ش.
- سفرهاي نا صرالدين شاه به دوشان تپه.  انجمن آثار و مفاخر فرهنگي
- سخنراني تحت عنوان: " دارالفنون در زما ن رياست اعتضادالسلطنه " در هما يش153 سالگي دارالفنون- دي ماه 1383ش. درمحل دارالفنون.
- مراسم جشن نوروز به روايت ناصرالدين شاه، بخارا  شماره64 اسفند، 86ش. صص 184- 173

استاد علی دوانی

حجت الاسلام علي دواني در سال 1308ش. در شهرستان كازرون ديده به جهان گشود. وي در سال 1322ش. به نجف اشرف عزيمت كرد و دروس مقدماتي و عالي حوزه را در محضر شيخ عبدالحسين خراساني، مرحوم شيخ احمد اردبيلي، شيخ كاظم تبريزي، شهيد آيه الله مدني و ميرزاعلي فلسفي گذراند، سپس در سال 1327ش. به ايران بازگشت و در محضر بزرگاني چون؛ امام خميني(ره)، آيه الله بروجردي، آيه الله طباطبايي و ... تلمذ كرد و از سال 1348ش. به تهران آمد و به تحقيق و تأليف پرداخت كه حاصل آن انتشار بيش از يكصد و ده جلد كتاب در حوزه علوم اسلامي است. وي كه از چهره هاي شاخص حوزه علميه قم در دهه هاي 30 و 40 بوده است که تا به امروز در عرصه هاي مختلف فرهنگي به ويژه تحقيقات تاريخي منشأ خدمات ارزشمندي به جهان اسلام مي باشد. ايشان براي نخستين بار زندگي نامه بزرگان از عصر غيبت صغري امام زمان(عج) تا قرن ها بعد را تدوين كرد و نسل حاضر را با «مفاخر اسلام» آشنا نمود. مهمترين اثر استاد دواني «نهضت روحانيون ايران» است كه آن را در سال 1342ش. و در 11 جلد به رشته تحرير در آورد. برخي وي را اولين نويسنده تاريخ انقلاب مي دانند، اثر مشهور او در اين زمينه كتاب «نهضت سه ماهه روحانيت» است كه به وقايع سال 1340ش. و موضوع انجمنهاي ايالتي و ولايتي مي پردازد.از ديگر فعاليتهاي مرحوم دواني مي توان به انتشار مقالات مطبوعاتي اش اشاره كرد. وي از بنيانگذاران مجله «مكتب اسلام» بود و حتي پيش از آن در مجله «حكمت» كه دهه 20 در قم منتشر مي شد، مقالاتي مي نوشت.استاد علي دواني كه از مشاهير تاريخ نگاري معاصر بوده است، همواره مورد توجه پژوهشگران و انديشمندان كشورمان قرار داشت. وي از نسل نوانديش حوزه علميه قم بود و در كنار دوستان خود تحولي را در سبك و سياق نوشته هاي ديني ايجاد كرد. از بهترين آثار ايشان شرح حال آيه الله العظمي بروجردي است كه به نوعي تاريخ حوزه علميه قم به شمار مي رود.
مرحوم دواني كارهاي سودمندي در زمينه سيره نبوي انجام داد و در مجموع مي توان گفت ايشان گام مهمي را در تاريخ نگاري، چه در تاريخ اسلام و چه تاريخ معاصر، برداشته است.
قابل ذكر است استاد علي دواني با صفحات فرهنگي روزنامه قدس همراه بودند و آخرين مقاله محققانه ايشان با عنوان «واقعه غدير» در آستانه عيد سعيد غدير در اين روزنامه درج شد. استاد علي دواني هجدهم دي ماه سال 1385ش. مطابق با روز عيد غدير در سن 77 سالگي درگذشت.

دکتر روح الله بهرامي

دکتر روح الله بهرامي به سال 1347ش. در روستاي ظاهروند دهستان دهليلان از توابع شهرستان شيروان ايلام متولد شد . تحصيلات مقدماتي تا متوسطه را به ترتيب در دبستان رضازاده شفق ، مدرسه راهنمايي آيت الله طالقاني و دبيرستان امام خميني اسلام آباد غرب گذراند . در سال 1367ش. در رشته تاريخ دانشگاه شهيد بهشتي تهران پذيرفته شد که با خاتمه اين دوره ، بلافاصله در مقطع کارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس به تحصيلات خود در همان رشته ادامه داد و از پايان نامه خود با عنوان : "تاريخ سياسي و اجتماعي لرستان پشت کوه در عهد فرمانروايي واليان علوي لر در دوره قاجار" دفاع کرد .
مقطع دکتراي تاريخ را نيز طي سال هاي 83 – 1376ش. در دانشگاه تربيت مدرس گذراند و پايان نامه خود را با عنوان : "ريشه هاي سياسي و اجتماعي جنبش هاي کيساني و نقش آنها در زوال خلافت امويان" ارائه داد .
دکتر بهرامي در حين تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد و دکتري ، فعاليت هاي آموزشي را فراموش نکرد . ابتدا در فاصله سال هاي 4 – 1373ش. به تدريس دروس معارف اسلامي ، قرآن و تاريخ در دبيرستان هاي تهران پرداخت و در همين زمان ضمن تدريس در دانشگاه رازي کرمانشاه با گروه معارف آن مرکز آموزشي نيز همکاري داشت . ايشان در سال هاي 82 – 1381ش. در دانشگاه الزهرا و مؤسسه آموزش عالي باقرالعلوم قم به تدريس پرداخت و از سال 1383ش. تا کنون به عنوان عضو هيأت علمي و استاديار گروه تاريخ دانشگاه لرستان مشغول به تدريس است .
اهم آثار چاپ شده  دکتر بهرامي به شرح ذيل است :
الف) کتب:
1. دولت هاي ايران از ميرزا نصر الله خان مشير الدوله تا مير حسين موسوي ، با همکاري آقايان : عليرضا اسماعيلي و علي اکبر علي اکبري بايگي ( تدوين ، تصحيح و تأليف)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1378ش.
2. محمد نخشب - فعاليت هاي سياسي و اجتماعي - مرکز اسناد انقلاب اسلامي ، 1383ش.
3. اسنادي از احزاب سياسي ايران ( 1332ش.– 1320ش.) ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1379ش.
4. اسنادي از حزب ايران و حزب سعادت ملي ايران ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1380ش.
5. اسنادي از آثار باستاني و بناهاي تاريخي ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1380 ش.
6. اسنادي از قيام سي تير ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1382ش.
ب) مقالات:
1- تاريخ نگاري ايراني و هويت ملي ، مجله مطالعات راهبردي ، شمارة 14 ، 1381ش.
2- هويت ملي در انديشة تاريخ نگاران ايراني عربي نويس ، مجلة مطالعات راهبردي ، شمارة 16 ، 1382ش.
3- گفتمان انتقادي در انديشة تاريخ نگاري مسعودي ، مجموعه مقالات دانش تاريخ و تاريخ نگاري در اسلام به اهتمام : حسن حضرتي ، بوستان کتاب ، قم ، 1382ش.
4- نقش نقل و روايت شفاهي در تاريخ نگاري ايران اسلامي ، همان مجموعه.
5- تقويم ، نجوم و گاه شماري در انديشة تاريخ نگاري مسعودي ، مجلة تاريخ اسلام ، شمارة 5 ، 1380ش.
6- نقدي بر خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني ، مجلة پانزده خرداد ، بي نام ، 1377ش.
7- جناحيه و جنبش عبدالله بن معاويه ، با راهنمايي : دکتر سيد هاشم آغاجري ، مجلة تاريخ دانشگاه الزهراء ، شمارة 47 – 46 ، 1383ش.
8- پيمان مواخاه ، مجلة تاريخ اسلام ، ويژة سال پيامبر اعظم ، 1385ش.
9- سياست هاي قومي رضا شاه و قوم لر ، مجلة مطالعات راهبردي - ويژة قوميت و امنيت در جمهوري اسلامي ايران -  1377ش.
10- حسينقلي خان سردار اشرف ابوقداره ، مجلة تحقيقات اسلامي ، بنياد دايره المعارف اسلامي - يادنامة استاد عباس زرياب خويي - 1375ش.
11- آل خورشيد و دولت شيعي صفوي ، مجلة لرستان پژوهش ، شمارة 1 و 2 ، 1377ش.
علاوه بر آن حدود 3 مقالة کوتاه در هفته نامة محلي طليعه در باب تاريخ مناطق غربي کشور ( ايلام ، کرمانشاه و لرستان ) و بيش از 30 کتاب و مقالة کوتاه و مدخل پژوهشي ديگر چاپ شده يا در دست چاپ از تأليفات دکتر بهرامي به شمار مي رود . ايشان همچنين با مؤسسات و مراکز پژوهشي ، اسنادي و برخي نشريات و مجلات علمي پژوهشي – تخصصي از جمله مرکز اسناد انقلاب اسلامي ، مرکز اسناد رياست جمهوري ، مجله پانزده خرداد و مجله طليعه همکاري دارد .
دکتر بهرامي در باب انسان و تاريخ نظراتي دارد که عبارات زير بخشي از ديدگاه هاي ايشان است :
«دانش تاريخ از گسترده ترين معارف بشري است که در پيوند با انسان معنا پيدا مي کند. افعال ، افکار ، تغييرات ، تحولات و تطورات ، حرکت انسان را در کليه زواياي مادي و معنوي مورد بحث و بررسي قرار مي دهد. در واقع تاريخ ، داراي بنيادي دو وجهي است . وجهي از تاريخ که تطور انديشه و حيات فکري و تکاپوهاي ذهني انسان است و وجهي ديگر که تطور و تحول مظاهر مادي و افعال و دستاوردهاي عيني حيات بشري است که از تصميم و ارادة معطوف به عمل انسان ناشي مي شود. البته اين بدان معنا نيست که دانش تاريخ را به صــورت ثنويتي مادي – معنوي گســسته از همديگر تصور کنيم ، بلکه از آن نظر که انســان في نفسه داراي دو بعد نفساني و جسماني ، نظري و عملي ، روحي و غير روحي ، خاکي و اثيري ، آسماني و زميني ، مادي و معنوي و ذهني و عيني است و اين دو بُعد نيز بدون پيوندشان با يکديگر فاقد معني اند . بنابراين ، جهاني را که به نام جهان تاريخ مي سازد به خاطر وضعيت بنيادينش در دو بعد اساسي انساني فوق شکل مي گيرد و در عين حال نمي توان اين دو را از همديگر منفک نمود . لذا تاريخ تجلي اين دو بُعد است که وجود انســان با پيوند اين دو معنا مي يابد و دانش تاريخ با آميختگي اين دو ، معنا پيدا مي کند، البته آميختگي اين دو وجه حالتي ديالکتيکي دارد که همديگر را عرصة تغيير و تحول مي سازند. در واقع همة تاريخ ، تاريخ انســان است. زمــان ، مکــان و طبيعت با همة گريخت ها و گسست هاي آن با انسان معنا مي يابد و فهم و چگونگي اين معنايابي نيز در خود انسان تجلي پيدا مي کند و تاريخ يعني تجليات ناشي از وجود انسان . با اين رويکرد ، تاريخ تجلي معناي تام و تمام انسان است و تاريخ يعني تماميت آنچه که انسان مي فهمد ، مي شناسد و مي سازد » .

دکتر شهلا بختياري

دکتر شهلا بختياري به سال 1349ش. در زنجان متولد شد . پس از خاتمه تحصيلات متوسطه در سال 1365ش. تحصيلات عالي را در همان سال با ورود به دانشگاه تهران در رشته تاريخ آغاز کرد . مدرک کارشناسي ارشد را در سال 1370ش. از دانشگاه الزهرا کسب نمود ، سپس در سال 1382ش. با دفاع از پايان نامه خود تحت عنوان "سياست مذهبي خلفاي عباسي در عصر اول" به اخذ درجه دکتري با گرايش تاريخ اسلام نائل آمد .
فعاليت ها
آموزشي:
تدريس در مقاطع دبيرستان و مراکز تربيت معلم شهر زنجان  1379ش. – 1368ش. ، تدريس در دانشگاه زنجان 1380ش. – 1379ش. ، دانشگاه علوم پزشکي زنجان 1379ش. – 1374ش. ، دانشکده کتابخانه ملي 1379ش. – 1378ش. ، دانشگاه تهران ، دانشکده ادبيات 1379ش. – 1377ش. و دانشگاه الزهرا 1376ش. تا کنون .
اجرايي :
مدير گروه تدوين اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامي 1382ش. – 1375ش. ، معاون اداري و مالي دانشکده ادبيات و زبان ها و تاريخ دانشگاه الزهرا 1385ش. – 1382ش. و مدير گروه دوره نيمه حضوري تاريخ آن دانشکده از 1382ش. تا کنون .
تأليفات
کتاب ها:
1- شهيد صدوقي ، افکار و مبارزات ، تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامي ، 1378ش.
2- دولت مماليک و نقش سياسي – تمدني آنها در تاريخ اسلام – ترجمه – قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ،1380ش.
3- مفاسد خاندان پهلوي ، تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامي ، 1384ش.
4- چهارشنبه سوري ، باورها و آئين ها ، تهران ، مرکز پژوهش هاي سيما ، 1385ش.
5- تاريخ تمدن چين ، تهران ، مؤسسه تحقيقات و نشر ذکر – زير چاپ –
6- تاريخ تمدن ايران ، تهران ، مؤسسه تحقيقات و نشر ذکر – زير چاپ –
7- جامعه مدينه در عهد پيامبر (ص) – ترجمه – قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه – زير چاپ –
8- نوروز و اعياد ايراني ، تهران ، مرکز پژوهش هاي سيما ، 1381ش.
9- تولد و آئين مادري در ايران ، تهران ، مرکز پژوهش هاي سيما ،1382ش.
10- حزب پان ايرانيست ، تهران مرکز اسناد انقلاب اسلامي – زير چاپ –
مقالات:
1- حکومت سياسي عثمان و نقش حزب اموي در آن ، کيهان انديشه ، 1376ش.
2- قانون نامه مدينه ، کيهان انديشه ، 1377ش. – ترجمه –
3- تاريخ و مورخان در عهد اول عباسي ، فصلنامه تاريخ اسلام ، سال يکم ، شماره يکم ، 1381ش. _ ترجمه –
4- خلفاي عباسي مصر ، مقالات و بررسي ها ، 1377ش.
5- يهود در مدينه ، فصلنامه ميقات حج ، 1376ش.
6- بني غانيه خانداني حکومتگر در غرب اسلامي ، فصلنامه تاريخ اسلام ، 1383ش.
7- جنبه اي از زندگي اجتماعي غرب در آغاز عهد اسلامي ، فصلنامه تاريخ اسلام ، 1382ش.
8- وضعيت اقتصادي مدينه در عهد پيامبر (ص) ، فصلنامه تاريخ اسلام ، 1385ش.
9- قيام هاي زيدبن علي و يحيي و نقش عباسيان در آن ، مجله علمي – پژوهشي دانشگاه الزهرا – زير چاپ –
10- اللهيار صالح ، دانشنامه جهان اسلام – زير چاپ –
11- علي اکبر داور ، دانشنامه جهان اسلام – زير چاپ –
دکتر بختياري درباره تاريخ ، مطالعات تاريخي و حوزه هاي ميان رشته اي معتقد است : تاريخ هر ملتي را مي توان يکي از مهم ترين ارکان و مؤلفه هاي هويت ملي آنها به شمار آورد . در کلام زيباي معصوم (ع) "حب الوطن" از ايمان شناخته شده است . لذا يکي از راه هاي صيانت از وطن ، آگاهي از تاريخ سرزمين خودمان است .
امروزه پژوهشگران تاريخ به دنبال بررسي تمامي حوزه ها و جنبه هاي تاريخ هستند . به طوري که تاريخ سياسي تنها يکي از حوزه ها تلقي مي شود و نگاه به حوزه هاي اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي براي مطالعات تاريخي وسعت و قوت بيش از پيش يافته است . اين امر مستلزم نگاه تازه تري به حوزه مطالعات تاريخي است . کمک گرفتن از ساير حوزه ها که منجر به تأسيس حوزه هاي ميان رشته اي شود ، به طور قطع در هدايت امر به سوي بهره گيري بهتر از داده هاي تاريخي مؤثر خواهد بود .
دکتر فاطمه جان احمدي                         
دکتر فاطمه جان احمدي استاديار گروه تاريخ دانشگاه الزهرا به سال 1343ش. در تهران متولد شد . پس از طي تحصيلات مقدماتي و متوسطه وارد دانشگاه شهيد بهشتي شد و موفق به دريافت ليسانس کارشناسي تاريخ گرديد . کارشناسي ارشد خود را در دانشگاه الزهرا ادامه داد و مدرک دکتراي تاريخ با گرايش تاريخ اسلامي را از دانشگاه تربيت مدرس اخذ نمود . در حال حاضر علاوه بر تدريس در گروه تاريخ دانشگاه الزهرا معاونت آن گروه را نيز بر عهده دارد .
زمينه هاي تدريس ايشان تاريخ تحولات سياسي ، اجتماعي و اقتصادي جهان اسلام تا قرن 4 هجري و به طور تخصصي تاريخ فاطميان در مغرب و مصر اسلامي ، تارخ اسماعيليه مستعلويه در مصر و يمن و گسترش اسلام در شمال آفريقا و جنوب اروپا است .
دکتر جان احمدي همچنين داراي مقالات متعددي با محوريت تاريخ اسلام است که از آن جمله مي توان به اين موارد اشاره داشت :
1- مباني مشروعيت فاطميان
2- داعيان حکومتگر يمن ، صليحيون
3- الصليحيون و آثار هم في المعماريه
4- سهم و نقش مورخان شيعه در تاريخ نگاري اسلامي
5- حميدالدين کرماني تئوريسين ايدئولوژي اسماعيليه
6- رسمي شدن کيش اسماعيليه و نتايج آن در مصر اسلامي
7- نهضت ترجمه در جهان اسلام و علل و پيامد آن
افزون بر آن ، وي مقالاتي را در کنفرانس هايي به شرح ذيل ارائه داده است . مقاله اي با عنوان : 
- صنعا عاصمة لدولة الصليحيه در "کنفرانس بين المللي صنعا الحضارة و التاريخ" ، يمن – دانشگاه صنعا ، سال 2004م.
- مقاله اي با عنوان : نهادهاي شيعي و گسترش فرهنگ اسلام و نقش دانشمندان هندي در بالندگي تمدن اسلامي در "کنفرانس بين المللي نقش زبان گفتگوي تمدن ها" ، ايران – دانشگاه اصفهان ، سال 1384ش.
و دو سخنراني در موضوع :
1- اسماعيليه و تئوري امامت
2- راه هاي تجاري در ايران اسلامي تا پايان قرن 4 هجري از جمله سخنراني هاي ايشان در سال 1384ش. است .

دکتر نزهت احمدي

دکتر نزهت احمدي در تيرماه سال 1341ش. در اصفهان متولد شد و دوران تحصيل خود از دبستان تا متوسطه را در همان شهر به پايان رساند . در سال 1364ش. در رشته تاريخ دانشگاه اصفهان پذيرفته شد . مقطع کارشناسي ارشد تاريخ را از سال 1370ش. تا 1373ش. در دانشگاه الزهرا با دفاع از پايان نامه خود تحت عنوان : "اصفهان بر اساس اسناد وقفي" به پايان رساند . سپس مقطع دکتري را در همان دانشگاه با گرايش تاريخ ايران اسلامي و ارائه پايان نامه تحت عنوان : "نهاد وقف ، دگرگوني ها و کارکردهاي آن در عصر صفوي" گذراند . در سال 1380ش. فارغ التحصيل شد و در حال حاضر نيز به عنوان عضو هيأت علمي دانشگاه الزهرا مشغول به کار است . دکتر احمدي در طي دوران تحصيل و تدريس همواره به پژوهش و نگارش تاريخ با محوريت وقف  و مسايل مربوط به تاريخ ايران در دوره صفويه اشتغال داشته است که فهرستي از تأليفات ، اعم از مقالات مندرج در مجلات و ارائه شده در کنفرانس ها و سخنراني ها ، همچنين طرح هاي پژوهشي وي به شرح ذيل آورده مي شود :
مقالات :
1- ساختار نهاد وقف در عصر صفوي ، مجله علمي – پژوهشي دانشگاه الزهرا ، 1381ش.
2- شيوه اداره مدارس بر اساس وقفنامه ها ، ميراث جاويدان ، 1381ش.
3- ويژگي هاي بافت شهر اصفهان در اواخر دوره صفوي (ترجمه) ، ميراث جاويدان ، 1380ش.
4- وقفنامه هاي بانوان در دوره صفوي ، ميراث جاويدان ، 1375ش.
5- دو وقفنامه از دو زن ، زبيده بيگم و گوهر شاد بيگم ، ميراث اسلامي ايران ، کتابخانه مرعشي ، 1376ش.
6- چهار وقفنامه از چهار مدرسه اصفهان در دوره صفوي ، ميراث جاويدان ، 1379ش.
سخنراني ها :
1- حمايت مادي  زنان از جمعيت شير و خورشيد سرخ ايران ، سميناربين المللي زن در تاريخ ايران معاصر ، انجمن زنان پژوهشگر تاريخ ، زنجان ، 1383ش.
2- جايگاه تبريزيان مهاجر در پايتخت صفوي ، همايش صفوي شناسي ، دانشگاه تبريز ، 1383ش.
3- تأثير وقف بر نظام آموزشي دوره صفوي ، همايش فاضل سراب و اصفهان عصر وي ، 1382ش.
4- وقف و آداب و رسوم مذهبي درعصر صفوي ، ميزگرد صفوي شناسي ، بامبرگ آلمان ، 1382ش.
5- زنان واقف در پايتخت صفوي ، همايش صفوي شناسي ، اصفهان ، 1380ش.
طرح هاي پژوهشي :
1- طرح بازخواني اسناد ، اداره کل اوقاف تهران -  در حال اجرا -
2- پروژه شهر قديم کرمان با همکاري دکتر ليزا گلمبک و دکتر سوسن بابايي و با حمايت دانشگاه ميشيگان و موزه سلطنتي تورنتو
همچنين مقاله اي از دکتر احمدي تحت عنوان : "تأثير رويا در امور سياسي دولت صفوي" پذيرفته شده است که در مرداد 1385ش. در ششمين بيِنال ايران شناسي لندن ارائه خواهد داد .

دكتر مهدي فرهاني منفرد

دكتر مهدي فرهاني منفرد به سال 1343ش. درتهران به دنيا آمد و تحصيلات متوسطه خود را در سال1362ش. به پايان برد . مقاطع ليسانس و فوق ليسانس را دررشته تاريخ و تا سال 1370 در دانشگاه فردوسي مشهد پشت سر گذاشت و در سال 1378ش. از دانشگاه تربيت مدرس تهران با اخذ مدرك دكتري فارغ التحصيل شد . از جمله فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي او به ترتيب  مي توان به عناوين زير اشاره كرد :                    
آموزش :
تدريس در گروه تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد / 1367-1374ش.
تدريس در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي/1382ش.
تدريس در گروه تاريخ دانشگاه الزهرا / 1378ش. تا كنون
پژوهش :
پژوهشگر بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي    
پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسي/1374ش.-1381ش.
عضو شوراي تخصصي گروه  تاريخ   دفتر مطالعه وتدوين كتب درسي                                        
تأليفات:                                                           
- گزيده تاريخ بيهقي ، تهران ، قدياني، 1375ش.      
- گزيده قابوسنامه ، تهران ، قدياني ، 1376ش.
- گزيده سياستنامه ، تهران ، قدياني ، 1377ش. -
 - تاريخ(جلد هشتم از مجموعه هزارويك پرسش و پاسخ) تهران،  افق ، 1377ش.
- مهاجرت علماي شيعه از جبل عامل به ايران در عصر صفوي ،‌تهران ،اميركبير،1377ش.
- پيوند سياست و فرهنگ در عصر زوال تيموريان و ظهورصفويان،انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1382ش.                                                           
- اميرعلي شير نوايي ، خمسة المتحيرين ، ترجمه : محمد نخجواني – به كوشش مهدي فرهاني منفرد ، ضميمه نامه  فرهنگستان زبان و ادب فارسي ، تهران ،خرداد 1381-ش12
مقالات :
- مناصب اصلي دولت صفوي در خلال پادشاهي شاه طهماسب يكم (ترجمه) – فصلنامه مطالعات تاريخي – مشهد ، 1369ش.
- پيوند تاريخ و ادبيات ، كيهان فرهنگي ، تهران ، دي 1372ش. 
- ابن مطروح ، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي –ج 4،تهران1371ش.                 
- نامه هاي خان احمد خان گيلاني : كوششي نا تمام ، جهان كتاب ،س1 ،ش6دي1374ش.
 - ديباي خسرواني بيهقي شط ملتقاي تاريخ و ادبيات ، نامه پارسي- س1 ،ش3 ، 1375ش.
- اصلاحات ميرزا حسين خان سپهسالار و دورويه تمدن بورژوازي غرب ، گنجينه اسناد ، ش23/24 ، 1376ش.
- منصب كلانتر و چند سند در مورد دو تن از كلانتران عصر صفوي ، گنجينه اسناد ، ش35/36 ، 1378ش.
- ديدگاه ها و تكاپوهاي سياسي خواجه ناصرالدين عبيدالله احرار، فصلنامه علمي –  پژوهشي  دانشگاه الزهرا ، س8 ، ش26/27 ، 1377ش.                                                                  
- بني قينقاع ، دانشنامه جهان اسلام ،ج 4 ، 1378ش.            
- مناسبات ديپلماتيك تيموريان : دوره زمامداري سلطان حسين بايقرا ، فصلنامه تاريخ روابط خارجي ، س1 ، 1378ش.
- هزاره ها كيستند (ترجمه) – فصلنامه تاريخ روابط خارجي ، س1/ش4 ، 1379ش.
- نقدي بر كتاب تاريخ روابط ايران وهند در دوره صفويه و افشاريه ، فصلنامه تاريخ روابط خارجي ، س1/ش4 ، 1379ش.
- دكتر عبدالهادي حائري و زبان و ادب فارسي ، خود آگاهي و تاريخ پژوهشي ، تهران ، 1380ش.
- تحول نگرش نظامي به نگرش فرهنگي ، ايران و توران در منابع عصر تيموري ، دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران ، ش3 ، 1382ش.
- غازان نامه شاهنامه اي از عصر مغول ، كتاب ماه تاريخ و جغرافيا ، ش81و83 ، 1383ش.
- تأملي در ديدگاه هاي معرفت شناختي و روش شناختي ابن خلدون ، فصلنامه تاريخ اسلام ، ش13 س1382ش.
- مروري بر حضور ايرانيان و نفوذ زبان فارسي در حكومت بهمنيان ، فصلنامه انجمن ، ش3 ، پاييز 1383ش.
كتاب زير چاپ :                                           
- تيمور ، انتشارات مدرسه                               
دكتر مهدي فرهاني منفرد درباب مورخان ، تاريخ و
انجمن هاي تاريخ معتقد است :                           
 مورخان گذشته تاريخ را به عنوان يك علم چندان جدي نگرفته اند . سايه نگرش سنتي و مطالعات نقلي بر علم تاريخ چنان سنگين بوده است كه اجازه نداده است اين رشته از معرفت ، راه مستقل خود را پيدا كند . مطالعۀ تاريخ و پژوهش تاريخي بيش و پيش از هر چيز به روحي حقيقت جو نياز دارد و شخصيتي كه بتواند حقايق تاريخي را بي كم و كاست بازگو كند . امروزه در جهان مسألۀ روش پژوهش و آموزش تاريخ متحول شده است ، در حالي كه هنوز بر مدار همان آموزه هاي سنتي كه متأسفانه نظام دانشگاهي گرفتار آن است مي چرخيم و در جا مي زنيم . بررسي هاي روش شناختي و مطالعات ميان رشته اي در حوزه تاريخ مي تواند راهگشاي نسل فردا درآموزش و پژوهش تاريخي باشد.
ما به داشتن "انجمن تاريخ" نيازمنديم . موانع اين كار ظاهراً به اندازه اي زياد است كه عده اي فكر آن را هم رها كرده اند . بخشي از اين موانع موهوم و تخيلي و بخشي ديگر ناشي از كج سيلقگي ها است . انجمن مطالعات تاريخي مي تواند در ميان مورخان ما حركت هاي فكري و علمي جديدي را به وجود آورد . وقتي تحقق شكل معكوس آن امكان پذير نيست ، بايد همين روش را پذيرفت . دفاع از منافع ملّي و مواضع فرهنگي ، در قالب چنين تشكلي امكان پذيرتر است .                                                                                                   

دکتر سيمين فصيحي

دکتر سيمين فصيحي به سال 1340 شمسي در سبزوار متولد شد و دوران تحصيل خود را تا پايان متوسطه در همان شهر سپري کرد . پس از آن در دانشگاه تهران پذيرفته شد و مقاطع ليسانس و فوق ليسانس خود را در همان دانشگاه و کماکان با رتبۀ اول به پايان رساند . دورۀ دکتري تاريخ را هم با کسب همين رتبه در دانشگاه شهيد بهشتي پشت سر نهاد . سپس جهت تکميل تحقيقات پايان نامه دکتري خود مدت 5 سال در تورنتو کانادا اقامت نمود . در حال حاضر ، وي به عنوان استاديار گروه تاريخ دانشگاه الزهرا مشغول به کار است . عمدۀ وقت دکتر سيمين فصيحي به تأليف و ترجمه گذشته است و  تحقيقات جديد ايشان نيز بيشتر در حوزۀ مطالعات زنان و تاريخ نگاري متمرکز شده است . وي در مورد علائق آموزشي و پژوهشي خود مي گويد : "تاريخ ايران عهد قاجار و اوايل دوره پهلوي ، رويکرد تاريخي به مسأله سنت و مدرنيته در ايران ، مکاتب نوين تاريخ نگاري در غرب موضوعاتي هستند که داراي اهميت و جاذبه هاي خاص خود است" از جمله فعاليت هاي علمي دکتر  فصيحي شرکت در کنفرانس هاي مختلف داخلي و خارجي است که بخشي از آن به شرح زير است
1- "سنت و مدرنيته در ايران عهد ناصري" کنفرانس سيرا ، تورنتو ، 1379
2- "بررسي مباني افکار مدرن در انديشه متفکران عهد قاجار" کانون ايرانيان دانشگاه تورنتو ، 1380
3- "رنج مجاهدت و ثمره محروميت : تحليل تاريخي محروميت زنان از حق رأي در مجالس اول و دوم مشروطه"  سمينار بين المللي زن در تاريخ ايران معاصر ، زنجان ، 1383
4- "تاريخ نگاري زنان در مشروطه" سمينار يکصدمين سالگرد انقلاب مشروطه ، تهران ، ارديبهشت 1384
همچنين در تاريخ 4/8/1384 ، در انجمن زنان پژوهشگر تاريخ نشستي با حضور محققان ، دانشجويان و اعضاي انجمن بر پا شد که خانم دکتر فصيحي با موضوع :"تاريخ نگاري زنان در جهان تاريخ نگاري و ايران" به ايراد سخنراني پرداخت . از جمله ديدگاه هاي ايشان ، که در اين سخنراني و مقاله اي که در کنفرانس مشروطه ارائه شده بيان شده است ، "رويکرد جنسيتي به تاريخ است" . وي معتقد است که اين رويکرد داراي مؤلفه هايي است که اگر بدان توجه نشود ، چنان که در بحث مربوط به تلاش زنان در هنگامۀ انقلاب مشروطه بي ثمر باقي مانده و از داشتن حق رأي در مجالس اول و دوم محروم ماندند ، در اين بخش هم داراي وضعيتي انفعالي بوده و توفيقي نصيبشان نخواهد شد ." همچنين در يکي ديگر از آثار خود به نام "ايران عصر قاجار" و اساساً با توجه به نگاه ايشان به مقوله تاريخ نگاري ، کار شرق شناسان از جمله لمبتون را به نقد کشانده ، ضمن آن که از نظام دانشگاهي حاکم بر دانشگاه ها هم نقادانه سخن رانده است . کتاب "جريان هاي اصلي تاريخ نگاري در دوره پهلوي" را در سال 1372 منتشر نمود و کتاب "ايران عصر قاجار در مواجهه با ارکان سه گانه مدرنيته (بازنگري رساله دکتري) " از جمله آثار در دست تأليف وي است . چنان که گفته شد کتاب "ايران عصر قاجار" نوشته لمبتون از ترجمه هاي دکتر فصيحي است که به ضميمه گفتاري در باب ايران شناسي به سال 1375 منتشر شده است . مقالاتي هم از ايشان به چاپ رسيده که بدين شرح است :
1- "آدميت و تک نگاري" مجله کلک ، ش 94 ، س.1376
2- "ضرورت ابهام زدايي از تفکر تاريخي شريعتي" در حاشيه متن ، انتشارات شهر آفتاب ، تهران ، 1379
3- "نگاهي به ماهيت نوسازي سنت در ايران عصر قاجار" خود کاوي ملي در عصر جهاني شدن ، انتشارات قصيده سرا ، تهران ، 1382
4- ترجمه "پرتو جديدي بر نهضت مشروطيت" نوشته پروفسور بگلي ، مجله کلک ، سال 1376
5- ترجمه "شريعتي : بحران هويت ايراني – ذهن بنيادي" کاري از دکتر فرزين وحدت ، انتشارات قصيده سرا ، سال 1382
6- ترجمه "ايده ايران" نوشته جرالد ونولي ، همان کتاب
همچنين ايشان در حال ترجمه 2 کتاب است که هنوز به اتمام نرسيده است .

دكتر غلامرضا وطن دوست

دكتر غلامرضا وطن دوست در سال 1325ش. در تهران متولد شد . دوران تحصيل ابتدايي و متوسطه را درهمان شهر پشت سر گذاشت و به سال 1345ش. براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه مكالستر ايالت ميني سوتاي آمريكا شد و رشته علوم سياسي و روابط بين الملل را در سال 1349ش. به پايان رسانيد .                               
در طي دوران تحصيل با دكتر يحيي ارمجاني آشنا شد . اين آشنايي به يك رابطه عميق دوستي و عاطفي انجاميد كه دكتر ارمجاني وي را به ادامه تحصيل در رشته تاريخ تشويق نمود .لذا در دانشگاه واشنگتن و در شهر سياتل به سال 1352ش. مدرك كارشناسي ارشد تاريخ را اخذ نمود و دستيار استاد خود گرديد . بلافاصله دوره دكتري تاريخ و تمدن خاورميانه را آغاز كرد و توانست از تز خود با عنوان : "افكار و انديشه هاي سيد حسن تقي زاده و روزنامه كاوه" به سال 1356ش. دفاع نمايد .   
پس از فراغت ازتحصيل به ايران بازگشت وبه عنوان استادياردانشگاه شيرازمشغول به كار شد. در سال 1376ش. رتبه دانشياري يافت و درطي سال هاي 72-1364 و83-1381ش. به عنوان استاد مدعو دانشگاه واشنگتن به تدريس اشتغال داشته است . در حال حاضر نيز كماكان به عنوان استاد دانشگاه شيراز مشغول به تدريس است . ضمن آن كه عضو هيأت علمي دانشگاه تازه تأسيس قشم نيز محسوب مي شود .
دكتر وطن دوست ، سايت "جامعه مورخان ايران" را نيز با هدف معرفي استادان تاريخ و ايجاد ارتباط ميان استادان داخل و خارج از كشور با آدرس زير به راه انداخته است .
www.SRLST.COM/SiH.htM
SiH@SRLST.COM
از وي كتاب ها و مقالات متعددي به چاپ رسيده است كه از جمله آنها مي توان به چند اثر زير اشاره داشت .
1- تمدن روم ، مسيحيت و اسلام                                                          
2- راهنماي تاريخ ايران                                                                    
3- اسناد سازمان سيا در باب كودتاي 28 مرداد
4- تصحيح و بازنگري كتاب پاسارگاد تأليف علي سامي                                
5- سردار سپه و فروپاشي دودمان قاجار                                                 
6- اسناد وزارت امورخارجه بريتانيا پيرامون شيراز و فارس (1902-1903م.)
دكتر وطن دوست معتقد است كه وظيفه معلم ، بيداري و آگاهي بخشيدن به جامعه است و در اين كار صداقت را عنصري اساسي و مهم مي داند .
دكتر وطن دوست خطاب به جامعه و جوانان مي گويد كه از تاريخ خودمان غافل نشويم . بايد به واقعيت ها پي ببريم و ببينيم ضعف مان كجاست تا بتوانيم آن را اصلاح كنيم . ما كشوري هستيم كه نواقص و كمبودهاي زيادي داريم . اما بايد به گذشته خودمان هم بباليم و خود ما بايد ايران را بسازيم .
خاطر نشان مي شود كه دكتر غلامرضا وطن دوست ، استاد گروه تاريخ دانشگاه شيراز در سمينار بين المللي زن در تاريخ ايران معاصر كه از سوي انجمن زنان   پژوهشگر تاريخ ، اسفند ماه 83 در زنجان برگزار شد ، شركت داشت و مقاله خود رابا عنوان "نشريه اختر و مقام زن" ارائه داد .
همچنين در پي سلسله سخنراني هاي سالانه دفتر مركزي انجمن در تهران ، سخنراني ايشان در بهمن ماه 84 با موضوع "تاريخ و مطالعات زنان" ارائه خواهد گرديد .

14, 2008

دكتر محمد حسين منظورالاجداد

دكتر محمد حسين منظورالاجداد از اساتيد و محققان برجسته رشته تاريخ است كه بنا به گفته خودش 3 ساعت پس از درگذشت آيت الله بروجردي متولد شد و در خانواده اي روحاني و فرهنگي پرورش يافت . دبستان را در مدرسه علوي گذراند و از همين مؤسسه به سال 1356به دريافت ديپلم تجربي نائل آمد . پس از آن در رشته دندان پزشكي تحصيلات عالي را ادامه داد ، اما در سال 1362و پس از خاتمه تعطيلي دانشگاه ها - در پي انقلاب فرهنگي - رشته خود را تغيير داد و در دانشگاه مشهد به تحصيل تاريخ پرداخت . كارشناسي ارشد را در دانشگاه تهران گذراند و از پايان نامه خود با عنوان "خاندان انجو" دفاع كرد و هم زمان در سازمان اسناد ملي ايران به كار مشغول شد . در دانشگاه تربيت مدرس نيز مقطع دكتري را با دفاع از پايان نامه اي با عنوان "اماميه در عصر سلجوقيان" با موفقيت به پايان رساند و در حال حاضر نيز در همين دانشگاه به عنوان هيأت علمي به تدريس و تحقيق مشغول است . دكتر منظورالاجداد ‌برخورداري از محضر اساتيد برجسته را از ابتداي تحصيلات مقدماتي اش تا مقطع دكتري عامل مهمي بر تفكرات علمي و آموزه هاي امروزي خود مي داند . اساتيدي چون نيرزاده - مبتكر شيوۀ نوين آموزش الفبا - ، شيخ علي اصغر كرباسچيان  -- مدرس اخلاق در مدرسه علوي - ، دكتر عبدالهادي حائري - تاريخ نگار برجسته دانشگاه مشهد - ، دكتر محمد اسماعيل رضواني و ديگر اساتيد بزرگواري كه ابعاد وجودي هر يك از آنها تأثير بسياري بر وي باقي گذاشتند.
پيشينه خانوادگي و تربيتي او موجب شد كه پس از حضور در سازمان اسناد ملي ايران مقالاتي پراكنده در زمينه بهداشت و بهداري تهران دوره ناصري ، اسناد قتل صنيع الدوله ، بدهي عضدالملك به بانك هاي خارجي و مجموعه اسنادي در مورد مدرس منتشر كند كه در ادامۀ اين تحقيقات به گردآوري و تدوين اسناد علما و روحانيون در قالب يك مجموعه تحت نام "مرجعيت در عرصۀ اجتماع و سياست" پرداخت .
دكتر منظورالاجداد آثار چاپي و غير چاپي ديگري نيز دارد كه اسناد يكسان سازي لباس مردان در دورۀ رضاشاه ، اسناد فدائيان اسلام و اسناد لانه جاسوسي آمريكا را مي توان نام برد كه دو اثر اخير به واسطۀ گستردگي تا به امروز منتشر نشده است .
از ديدگاه وي ويژگي تاريخ معاصر به تأثير تحولات تاريخ معاصر بر اوضاع سياسي امروز كه از ساير ادوار تاريخي آشكارتر است و نيز به منابع و مواد بيشتري كه براي پژوهش در اين دوران در دسترس است ، باز مي گردد. هر چند كه نبايد از اين نكته غافل شد كه ريشه هاي بينش فرهنگي و رفتار اجتماعي ما در اعماق تاريخ گذشته است و براي شناسايي آنها چاره اي جز پژوهش در ادوار پيشين تاريخ وجود ندارد .
وي در باره زنان ،‌تاريخ معاصر و تاريخ نگاري هايي كه به زنان توجه كرده اند معتقد است : "از ماجراي شورش بر ضد امتيازنامه رژي به اين سو ، زنان در تحولات سياسي تاريخ معاصر ايران نقش داشته اند . پس از تحولات دورۀ رضاشاه ، زنان حضور گسترده تر در اجتماع يافتند و شاهد حضور بيشتر و نقش بارزتر آنان در انقلاب اسلامي و تحولات پس از آن هستيم
درباره تاريخ نگاري زنان يادآور شد كه "در تاريخ نگاري معاصر به نقش زنان به طورجدي پرداخته نشده است و تاريخ نگاري زن در ايران ضمن كاستي هاي ديگر ، از بي توجهي يا كم توجهي به نقش زنان نيز رنج مي برد . ضمن آن كه همه چيز را نبايد از تاريخ گران خواست و ضرورت تلاش زنان براي فراهم آوردن مصالح و منابع كار تاريخ گران را نيز نبايد از نظر دور داشت ."

دکتر اسماعيل حسن زاده

دکتر اسماعيل حسن زاده به سال 1348ش. در روستاي ارسي از توابع شهرستان مرند در استان آذربايجان شرقي متولد شد . تحصيلات 4 سال دوره ابتدايي را در مدرسه زادگاه خود گذراند و در پي مهاجرت خانواده به مرند ، کلاس پنجم را در دبستان نور اسلام به پايان رساند . دوره راهنمايي تا متوسطه را به ترتيب در مدرسه لقمان حکيم و دبيرستان شهيد حسن زاده مرند گذراند .
در سال 1367ش. در رشته تاريخ دانشگاه شهيد بهشتي پذيرفته شد و در سال 1371ش. به دريافت مدرک کارشناسي نائل آمد . دوره كارشناسي ارشد  را در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي گذراند و در سال 1373ش. از پايان نامه خود با عنوان «روابط خارجي آق قويونلوها» دفاع كرد .
مقطع دكتري را در سال 1374ش. در دانشگاه شهيد بهشتي آغاز کرد و در سال 1380ش. از پايان نامه خود با عنوان «نقش فرهنگ سياسي نخبگان در خود كامگي شاهان از قرن چهارم تا ششم هـ . ق.» دفاع كرد و به اخذ درجه دکتري نائل آمد .
سوابق آموزشي
دکتر حسن زاده تدريس را از دبيرستان هاي تهران در سال 1371ش. آغاز کرد . با پذيرش در مقطع دکتري و در حين تحصيل به تدريس در دانشگاه آزاد واحد شبستر و مرند و نيز گروه تاريخ دانشگاه شهيد بهشتي اشتغال داشت . ايشان پس از خاتمه تحصيلات به عضويت هيأت علمي گروه تاريخ دانشگاه الزهرا پذيرفته شد و هم اکنون در دوره تخصصي خود يعني قرون چهارم تا ششم تاريخ ايران مشغول به تدريس است .
سوابق پژوهشي
ايشان پژوهش را از همكاري با مركز اسناد انقلاب اسلامي آغاز كرد و مدتي مدير گروه تاريخ منطقه اي آن مركز بود . در حال حاضر  با پژوهشكده امام خميني همكاري دارد . همين امر سبب شد حوزه مطالعات وي به دو بخش تاريخ ميانه ايران و تاريخ معاصر از سال 1340ش. تا انقلاب اسلامي تقسيم شود. هم اكنون نيز مديريت داخلي مجله علمي - پژوهشي علوم انساني دانشگاه الزهرا را بر عهده دارد .  
تاليفات
1)كتاب ها :
- تاريخ تركمانان قراقويونلو و آق قويونلو در ايران – تهران ، سمت
- تاريخ مرند از مشروطه تا انقلاب اسلامي -  زير چاپ
- تحليلي بر پيدايش و تكوين حزب ملل اسلامي - زير چاپ
2) مقالات :
- تاثير انديشه هاي جويني و رشيدالدين در تاريخ نگاري آنها ، سمينار بررسي پيامدهاي يورش مغول در دانشگاه شهيد بهشتي ، 1376ش.
- هويت ايراني در تاريخ نگاري جويني و بيهقي - مطالعات ملي 1382ش.
- هويت ملي در تاريخ نگاري كسروي - مطالعات ملي 1381ش.   
- كسروي و مدرنيته - نامه پژوهش 1378ش.   
- مصلحت عمومي در انديشه سياسي رشيدالدين فضل الله همداني ، سمينار ربع رشيدي - دانشگاه تبريز 1385ش. 
- انديشه مشيت الهي در تاريخ نگاري جويني ، مجموعه دانش تاريخ و تاريخ نگاري اسلامي به اهتمام : حسن حضرتي
- روابط سياسي آق قويونلو ها و امير نشين قرامان - مجله دانشگاه سيستان و بلوچستان 1382ش.
3) مقالات زير چاپ
 - تاريخ نگري و تاريخ نگاري عماد الدين اصفهاني - مجله علمي - پژوهشي  علوم انساني دانشگاه الزهرا
 - ساختار وعملكرد سپاه غزنوي - مجله دانشگاه شهيد بهشتي
- رويكرد متفاوت به رفتار سياسي و عملكرد ابوالقاسم درگزيني  وزير سلجوقيان -  مجله فرهنگ پژوهشگاه علوم انساني
- اصلاحات و بي ثباتي سياسي در دوره سلجوقيان -  مجله علوم انساني دانشگاه اصفهان
علاوه بر آن ، مقالاتي نيز درباره انقلاب اسلامي تأليف کرده است و در حال حاضر نيز به  پژوهش در باره تاريخ نگري و تاريخ نگاري ايرانيان  در قرن چهارم تا هفتم و نقد تاريخي اشتغال دارد.
دکتر حسن زاده درباره تاريخ و نقد تاريخي معتقد است:
مطالعات و پژوهش هاي تاريخي بدون توجه جّدي به مقوله نقد و نقد تاريخي ميسر نخواهد شد . نقد تاريخي به دليل بهره مندي از شيوه هاي مختلف ، خواننده را به لايه هاي گوناگون متن رهنمون مي كند. اين لايه ها چنان در هم پيچيده شده است كه خواننده در نگاه سطحي تصور مي كند آنچه مورخ مي گويد ، همين است كه درقالب حروف ،كلمات و جملات آمده اند . اما مهم تر از آنها انديشه نهفته در لايه هاي مختلف متن است . اگرلايه ها و سطوح متون تاريخي را همچون متون فلسفي  به لايه هاي پيچيده شده پياز تشبيه كنيم بي راهه نرفته ايم . رشته اي كه مي تواند اين لايه هاي بافته شده را از هم جدا سازد ، نقد تاريخي است كه متاسفانه در كشور ما مهجور مانده است. پيش زمينه رونق نقد تاريخي ، نقد مطالعات و پژوهش هاي تاريخي است. براي مثال درك تاريخي محققاني كه مطالعات گسترده در باره جامعه شناسي تاريخي يا انديشه سياسي  دارند با كساني كه به رشته هاي ديگر تسلط چنداني ندارند متفاوت خواهد بود. زيرا عالمي که علاوه بر تاريخ به علوم ديگر نظير جامعه شناسي يا علوم سياسي مسلط است ، در باز کردن لايه ها و کشف سطوح مختلف وقايع تاريخي ، توفيق بيشتري خواهد يافت . 

دکتر طوبي فاضلي پور

دکتر طوبي فاضلي پور از اعضاي انجمن زنان پژوهشگر تاريخ و مدير مجتمع آموزشي -  فرهنگي ربّاني به سال 1329ش. در تهران متولد شد . تحصيلات مقدماتي و متوسطه خود را در دبستان شاه عباس ودبيرستان رضا شاه گذراند . پس از اخذ ديپلم در سال 1351ش. در رشته تاريخ دانشگاه تهران پذيرفته شد و با وقفه اي طولاني در سال 1374ش. دوره کارشناسي ارشد را در دانشگاه تهران به اتمام رسانيد و از پايان نامه خود با عنوان "تاريخ کشاورزي ايران در عصر ساساني" با راهنمايي دکتر شيرين بياني دفاع نمود .
در خلال اين سال ها فعاليت آموزشي خودرا از سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان آغاز کرد و با انقلاب اسلامي و ادغام مراکز آموزشي ، کار در وزارت آموزش و پرورش را ادامه داد . هم زمان با تدريس و خاتمه دوره کارشناسي ارشد ،  فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي را فراموش نکرد و از سال 1375ش. عضو شوراي برنامه ريزي کتب درسي ، سپس از اعضاي هيأت تحريريه مجله رشد تاريخ گرديد . ماحصل همکاري هاي ايشان با سازمان پژوهش و برنامه ريزي ، نگارش بخشي از کتاب درسي تاريخ در مقطع دبيرستان بود . علاوه بر آن با مجله رشد –تاريخ- نيز همکاري داشت و مقالات متعددي را در آن مجله به چاپ رسانيد .
هم زمان با اين فعاليت ها به عنوان مدرس آموزش ضمن خدمت در جلسات آموزشي دبيران تاريخ به تدريس مشغول شد . در فاصله سال هاي 1384ش.- 1379ش.  دوره دکتري تاريخ واحد علوم تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي را گذراند  و از پايان نامه خود با عنوان : "تطبيق نظام زمينداري ايران از دوران انوشيروان تا سال 40 هجري قمري" با راهنمايي دکتر علي اصغر مصدق رشتي دفاع کرد . از سال 1380ش. در کنار فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي به مطالعه در زمينه آموزش و مديريت با رويکرد سيستمي و شناختي پرداخت و شيوه آموزشي مورد نظر را در زمينه کار خود به کار بست . دکتر فاضلي پور معتقد است : تغييرات سريع و پيچيدگي از مشخصات عصر حاضر است . همگي ما در زندگي شغلي و شخصي خود با مسايل غامض و پيچيده اي روبرو هستيم که از آن ها گريزي نيست و بايد براي حل آنها چاره اي انديشيد . سازمان ها و جوامع بشري براي بقاء بايد متناسب با تغييرات جهان تغيير کنند . زيرا تغيير و تحول اتفاقي و يکباره صورت نمي گيرد ، بلکه فرايندي ديناميکي است که ناشي از تعامل متقابل و عوامل مختلف است . آنچه دشواري مي آفريند درک ماهيت تکامل مزبور و پيامد هاي آن است که امور را پيچيده مي کند . بنابراين تشخيص تغيير مناسب و فعاليت در جهت ايجاد آن نيز چالش بزرگي است که به سادگي قابل دسترس نيست.تغيير ، تلاش وانرژي زيادي مي طلبد و مجموعه هايي که بتوانند تغييرات را کشف کنند و فرا بگيرند و آن را در خود بوجود آورند موفق وپيش رونده اند . در دنياي رقابتي امروز ، يادگيري و ايجاد تغيير مناسب ، کليدي ترين قابليتي است که يک مجموعه انساني مانند آموزش وپرورش و ساير نهادهاي آموزشي مي توانند داشته باشند . لذا تلاش مدرسان و معلمان بايد در زمينه يادگيري ، اثربخشي و تسهيل گري آموزشي به دانش آموختگان باشد . در طراحي و تدريس مفاهيم تاريخي به عنوان يکي از مهم ترين ارکان و مولفه هاي هويت ملي بايد اين شيوه دنبال گردد تا صيانت از وطن در نسل جوان اين سرزمين بيدار و ماندگار شود. 

هماي رضواني

هماي رضواني ، عضو هيأت مديره انجمن زنان پژوهشگر تاريخ و عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم به سال 1335ش. در تهران متولد شد .  تحصيلات مقدماتي تا متوسطه را به ترتيب در دبستان معرفت و دبيرستان آزرم تهران گذراند . پس از اخذ ديپلم در سال 1353ش. در رشته تاريخ دانشگاه تهران پذيرفته شد و در سال 1357ش. دوره کارشناسي تاريخ را به اتمام رسانيد . در مهرماه 1357ش. براي ادامه تحصيل در کارشناسي ارشد تاريخ ، آزمون پژوهشکده فرهنگ ايران را با موفقيت پشت سر گذاشت و مشغول تحصيل در آن دانشکده شد . در سال 1359ش. به دليل انقلاب فرهنگي و تعطيلي موقت دانشگاه ها وقفه اي در ادامه تحصيل وي ايجاد شد و در سال 1363ش. پس از تغييراتي که در برنامه ريزي آموزشي دانشگاه ها بوجود آمد ، ادامه کار داد و سرانجام در تيرماه 1365ش. دوره کاشناسي ارشد را به پايان برد .
عنوان پايان نامه وي "تاريخچه شرکت اسلاميه" بود . در خلال تحصيل ، فعاليت هاي پژوهشي را نيز فراموش نکرد و با مراکز مختلف پژوهشي به شرح ذيل همکاري داشته است :
- همکاري با مؤسسه لغت نامه دهخدا که در مرحله اول از سال 1354ش.تا 1359ش. و در مرحله دوم از سال 1365ش. تا 1368ش. ادامه يافت .
در فاصله اين دو مرحله با "نشر تاريخ ايران" به مديريت استاد ارجمند خانم دکتر منصوره اتحاديه ، ناشر موفق کتب و اسناد تاريخي همکاري داشته است که از اين سال ها هميشه به عنوان بهترين و پر برکت ترين سال هاي عمر خود با کسب تجربه هاي بسيار ياد مي کند و نيز با انتشارات دنياي کتاب در زمينه ويرايش کتب و تهيه فهرست اعلام برخي منابع مرجع تاريخ همکاري داشته است .
حاصل همکاري ايشان با نشر تاريخ ايران به چاپ و نشر چندپژوهش تاريخي منجر شده است که عبارتند از:                    
٭ تصحيح رساله لباس التقوي اثر سيد محمد واعظ اصفهاني                                                   
٭ تصحيح رساله راه نجات اثر مرتضي قلي خان صنيع الدوله                                                
٭ لوايح آقا شيخ فضل الله نوري                                                                                     
هماي رضواني از مهر ماه 1368ش.  تا کنون در گروه تاريخ دانشگاه تربيت معلم به تدريس واحدهاي درسي تاريخ ايران باستان اشتغال دارد و از ابتداي تأسيس انجمن زنان پژوهشگر تاريخ همراه اعضاي انجمن بوده و در حد توان در جهت پيشبرد اهداف علمي – پژوهشي انجمن تلاش کرده است .
او طي مطالعات خود در تاريخ ايران به ويژه تاريخ ايران باستان ، در عين کسب اطلاعات تاريخي در باب نقش زن در تاريخ ايران نظراتي دارد که جملات ذيل بخشي از ديدگاه هاي ايشان است :
«زن که در طول تاريخ پر فراز و نشيب ايران يکي از عناصر مهم و تأثير گذار اجتماع بوده است ، متأسفانه هميشه در پس پرده تعصبات جاهلانه و حب و بغض هاي عامدانه قرار داشته است و بدون توجه به اين که بودنش عامل آرامش و آسايش روحي و رواني است و نبودنش مانع پيشرفت هاي اجتماعي در ابعاد مختلف فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و هنري است ، او را به ورطه فراموشي سپرده اند و حضور مؤثرش را ناديده گرفته اند . نام و نشان و جاي پاي او در تاريخ بسيار کمرنگ است و گويي هيچ گاه وجود نداشته است .
و اما جاي خوشبختي و خوشحالي است که در سال هاي اخير معدودي از محققان و پژوهشگران نگاهي به اين جاي خالي در صفحات تاريخ افکنده اند و جسته و گريخته به نقش زن در شکل گيري تاريخ سياسي و به ويژه فرهنگي و اقتصادي از ساليان دور تا به امروز توجه کرده اند . اما هنوز ابتداي کار است و راهي طولاني در پيش است . به آن اميد که اين راه هر چه زودتر هموار و روشن گردد .»

حسين مکي

حسين مکي فرزند باقر ميبدي، در ۱۲۹۰ش. در ميبد يزد متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در مدرسه سلطاني و دوره متوسطه را در دارالمعلمين و مدرسه معرفت تا کلاس دهم گذراند. سپس به شهر يزد رفت و به پيشنهاد رئيس فرهنگ يزد در اداره فرهنگ اين شهر به عنوان معلم کلاس ششم استخدام شد. مدت دو سال به معلمي پرداخت و پس از آن به تهران آمد و تحصيلات خود را نزد معلمين خصوصي ادامه داد. چندي ادبيات فارسي، صرف و نحو عربي، منطق و عرفان تحصيل کرد. در طول خدمت وظيفه، در زمينه هاي مختلف ادبي تتبع نمود و موفق به تصحيح و چاپ ديوان عاشق اصفهاني، گلزار ادب و ديوان مشتاق اصفهاني شد. وي پس از تشکيل نيروي هوايي به ارتش پيوست و درجه استواري را دريافت کرد، اما به دلايلي از خدمت در نيروي هوايي برکنار شد. او پس از مدتي در اداره راه آهن اشتغال يافت و به سمت مديرکل اين اداره رسيد.
 مکي بعد از شهريور ۱۳۲۰ش. و به وجود آمدن فضاي سياسي، رسماً فعاليت خود را در مطبوعات کشور آغاز کرد و به عنوان روزنامه نگار در روزنامه هاي مهر ايران، کيهان، اطلاعات، اطلاعات هفتگي و مجله آينده اقدام به نوشتن مقالاتي کرد. در همين زمان ضمن آشنايي با ملک الشعراي بهار تا سال ۱۳۲۵ش. موفق به چاپ سه جلد از کتاب تاريخ بيست ساله ايران شد.
 وي در ۱۳۲۲ش. به اتفاق عده اي از مهندسين، حزب ايران را تأسيس کرد. در سال ۱۳۲۴ش. ، برابر با پنجمين دوره نخست وزيري قوام به معاونت شهرداري تهران انتخاب شد سپس با سمت مديرکل در وزارت کار به فعاليت پرداخت و پس از تشکيل حزب دموکرات (1325ش.) به درخواست احمد قوام عضويت مؤسس حزب مزبور را پذيرفته عضو کميته تشکيلات شد و سرانجام به رياست تشکيلات حزب در غرب ايران منصوب گرديد. مکي در همين دوران، نماينده مردم اراک در مجلس پانزدهم شد. او در ۱۳۲۶ش. پس از بازنگري در مواضع سياسي خود، در دوران حکومت رزم آرا و ساعد به مخالفت با قرارداد "گس-گلشائيان" پرداخت. در همين ايام با همکاري دکتر بقايي حزب اقليت را تشکيل داد. او در مجلس شانزدهم با همکاري دکتر مصدق به نمايندگي مردم تهران برگزيده شد و قوياً با دولت رزم آرا مبارزه کرد.
 حسين مکي در زمره معترضان انتخابات دوره شانزدهم مجلس به همراه دکتر مصدق و جمعي از مديران جرايد در کاخ شاه متحصن گرديد، همچنين به عنوان مخبر کميسيون نفت در همين دوره انتخاب شد و در سال ۱۳۲۸ش. به جبهه ملي پيوست و با سمت دبير آن حزب در ملي شدن صنعت  نفت فعاليت کرد. در دولت دکتر مصدق به عنوان يکي از اعضاي هيئت خلع يد، از شرکت سابق نفت برگزيده شد و براي تحقق اين امر عازم خوزستان شد و پس از سه ماه مسئوليت امور عمراني خوزستان را بر عهده گرفت و در ۱۳۳۰ش. همه تابلوهاي شرکت نفت ايران و انگليس را پايين آورد و پيام تشکري از دکتر مصدق و نيز آيت الله کاشاني دريافت کرد. وي در همين هيئت براي دستيابي به اهداف نهضت ملي به خارج از کشور رفت. او در شمار افرادي بود که تهديد به جلوگيري از صادرات نفت ايران کرد و به همين علت روزنامه ها به او لقب "سرباز فداکار وطن" دادند.
 مکي در دوره هفدهم مجلس شوراي ملي نيز به عنوان نماينده اول از تهران انتخاب شد. در 29/12/1331 از سوي دکتر مصدق به عنوان مشاور انتخاب گرديد تا براي دفاع از حقوق مشروع کشور با وي همکاري و تشريک مساعي نمايد که البته به علت بروز اختلافاتي، وي از اين کار امتناع ورزيد.
 بعد از واقعه 30سي تير ۱۳۳۱ش. فاصله او از دکتر مصدق بيشتر شد و با آيت الله کاشاني و بقايي به همکاري پرداخت. با اين همه در شهريور 1331 بنا به دعوت بانک جهاني از سوي دکتر مصدق عازم آمريکا شد تا حمايت بانک جهاني را از موضع دولت ايران در مسئله نفت به دست آورد.
 در شانزدهم فروردين ۱۳۳۲ش. به همراه قائم مقام الملک رفيع و دکتر عبدالله معظمي جزء هيئت هشت نفري از سوي مجلس مأمور شد تا از يک سو بين دکتر مصدق و شاه و از سوي ديگر ميان مصدق و آيت الله کاشاني آشتي برقرار سازد. در همين زمان به پيشنهاد دکتر مصدق از سوي شاه نامزد وزارت دربار شد که مکي نپذيرفت.
 در روز اول شهريور 1332 مکي طي نامه هايي خطاب به شاه و نخست وزير محاکمه دکتر مصدق را در دادرسي ارتش خلاف قانون دانست و متذکر شد مصدق بايستي طبق قانون محاکمه وزراء، تحت تعقيب قرار گيرد. در 25 شهريور ماه طبق تصويب نامه هيئت وزيران به عضويت شورايعالي نفت انتخاب شد.
در سال ۱۳۳۴ به دنبال سوءقصد به حسين علاء، دادرسي ارتش، پرونده قتل رزم آرا را مورد رسيدگي قرار داد و عده اي در حدود 22 نفر بازداشت شدند که از جمله بازداشت شدگان حسين مکي بود و مدت زنداني اش قريب يک ماه طول کشيد.
مکي به اتفاق دکتر مظفر بقايي در سال ۱۳۳۹ سازمان "نگهبان آزادي" را بنياد نهاد و عليه انتخابات تابستاني دوره بيستم اعلام جرم کرد، پس از مدت کوتاهي از اين فعاليت جلوگيري شد و پس از آن مکي از فعاليت هاي سياسي تا حدودي کناره گرفت و به کار تدوين و تحقيق تاريخ معاصر پرداخت.
آثار منتشر شده وي بدين شرح مي باشد:
1- کتاب سياه در هشت مجلد
2-  زندگاني سيد حسن مدرس (دو مجلد)
3- وقايع سي تير، نفت و نطق مکي
4- استيضاح مکي
5- بقايي و حائري زاده
6- مجموعه نطقهاي دکتر مصدق
7- خاطرات سياسي (2جلد)
8-  گلستان ادب
9- تاريخ بيست ساله ايران(3 جلد)
 سرانجام در سال ۱۳۷۸ بر اثر بيماري سرطان درگذشت و در مقبره هنرمندان مدفون گرديد.

فريدون آدميت

فريدون آدميت فرزند عباسقلي خان قزويني معروف به آدميت (موسس جامع آدميت) بود. او در سال 1299ش در تهران متولد شد و تحصيلات خود را در مدرسه دارالفنون به پايان برد. آدميت که در دوران تحصيل پدر خود را از دست داده بود با تشويق‌هاي ابراهيم حکيمي دوست پدرش به تحصيل خويش ادامه داد. اودر سال 1318ش. به استخدام وزارت پست و تلگراف درآمد و همزمان تحصيلات خود را در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران ادامه داد و توانست در سال 1321ش. از رساله خود تحت عنوان زندگي سياسي اميرکبير دفاع کرده و موفق به اخذ درجه کارشناسي شد. اين رساله بعدها با مقدمه‌اي از محمود محمود به چاپ رسيد که يکي از کتاب‌هاي مرجع در مورد زندگي اميرکبير و عملکردش مي باشد .
فريدون آدميت که در سال 1319ش. به وزارت امورخارجه منتقل شده بود و سپس با سمت وابستگي به سفارت ايران در لندن فرستاده شد و اين بهترين فرصت براي ادامه تحصيل ايشان بود. او همزمان با خدمتش در لندن وارد دانشکده علوم سياسي و اقتصاد لندن شد و در رشته تاريخ سياسي و فلسفه سياسي تحصيل کرده و در سال 1328ش. در رشته تاريخ ديپلماسي و حقوق بين‌اللمل، درجه دکتري گرفت. اوسپس به ايران بازگشت و در وزارت امورخارجه مسئوليت هايي چون معاون اداره عهود و امورحقوقي، معاونت اداره اطلاعات و مطبوعات، در سال 1329ش. معاونت امور کارگزيني و پس از دو ماه مديريت نشريه و مديريت فني کتابخانه وزارت امور خارجه را عهده دار گرديد. او در 25 ارديبهشت 1330ش. به سمت دبير اول نمايندگي دائمي ايران در سازمان ملل متحد را برعهده گرفت و بعد از سه سال به رايزني سفارت کبري در نمايندگي دايمي ايران در سازمان ملل متحد منصوب شد و به مدت هشت سال در اين سمت باقي ماند.
او در طول خدمت هشت ساله خود مشاغل رسمي ديگري نيز برعهده داشت که مي توان به مهمترين آنها اشاره داشت ازجمله نمايندگي ايران در کميسيون حقوقي تعريف و تعرض، شرکت در کنفرانس ممالک آسيايي و آفريقايي در باندونگ، نمايندگي ايران در دهمين، يازدهمين و دوازدهمين دوره اجلاسيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد، نمايندگي ايران در کنفرانس کانال سوئز در لندن و...
علي دهباشي در مورد فعاليت‌هاي او در اين چند سال مي گويد: آدميت آن دوره هشت ساله را از نظر تجربه کاري و نظرورزي، ارجمندترين دوران خدمت رسمي اش مي داند. او همچنين حدود بيست سال مقام داور بين‌المللي در ديوان لاهه را برعهده داشت. او پس از بازگشت از سازمان ملل به سمت مديرکل سياسي با مقام سفيرکبيري منصوب شد . و در آذر 1340ش. به مدت دوسال سفيرکبير ايران در لاهه تعيين و پس ازآن به مدت دو سال تا سال 1344ش. به عنوان سفير کبير ايران در هندوستان منصوب شد. پس از بازگشت به ايران تقاضاي مرخصي کرد که متن درخواست ايشان اين چنين بود: "تقاضاي بازنشستگي دارم." در سال 1357ش. نيز با تشکيل مجدد کانون نويسندگان رياست نخستين جلسه را برعهده مي گيرد ولي چون عملکرد و تفکر آنان را همسوي خود نمي‌بيند کناره گيري مي‌کند .
فريدون آدميت از آن پس گوشه‌نشيني اختيار مي‌کند و تا زمانب که در قيد حيات بود مشغول نگارش بود. ايشان در روز10 فروردين 1387ش. دار فاني را وداع گفتند. از مهمترين تأليفات ايشان مي‌توان به کتاب‌هاي زير اشاره کرد:
- اميرکبير و ايران
- انديشه‌هاي ميرزا آقاخان کرماني
- انديشه‌هاي ميرزا طالبوف تبريزي
- انديشه‌هاي ميرزا فتحعلي آخوندزاده
- فکرآزادي و مقدمه نهضت مشروطيت
- ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران
- شورش بر امتياز رژي مجلس اول و بحران آزادي
همچنين او مقالات بسياري در نشرياتي چون سخن، نگين، يغما از خود به يادگار گذاشته است.

دکتر علي محمد ولوي

دکتر علي محمد ولوي به سال 1335ش. در بيرجند متولد شد . پس از تحصيلات متوسطه وارد دانشگاه وابسته به آکسفورد گرديد و کارشناسي ارشد خود در رشته علوم اجتماعي (دکتري بدون رساله) را پشت سرگذاشت . به دنبال آن مجدداً در تاريخ اديان رتبه کارشناسي ارشد را اخذ نمود و سپس از دانشگاه تربيت مدرس در رشته تاريخ اسلام به کسب درجه دکترا نائل آمد .
دکتر ولوي از سال 1368ش. تا 1369ش. معاونت پژوهشي دانشگاه الزهرا را عهده دار بود و در حال حاضر نيز مديريت گروه تاريخ اين دانشگاه را در اختيار دارد . عضويت درکميته ها و شوراهاي مختلف دانشگاهي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري مانند کميته تحصيلات تکميلي ، شوراي آموزشي دانشگاه ، کميته هاي علوم انساني ، معاونت پژوهشي وزارت علوم ، عضويت در هيأت تحريريه دو فصلنامه علمي – پژوهشي و سردبيري فصلنامه علمي – پژوهشي علوم انساني دانشگاه الزهرا از جمله سوابق فعاليت هاي اجرايي وي به شمار مي رود . از دکتر ولوي مقالات ، تأليفات و طرح هاي پژوهشي متعددي منتشر شده است که غا لباً در حيطۀ تاريخ اسلام است.ازآن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره نمود :
مقالات :
- لوگوس ، فصلنامه علمي - پژوهشي علوم انساني دانشگاه الزهرا ، 1368ش.
- مذهب ابوالحسن علي بن حسين مسعودي – مسجد – ش17 – س30 – 1373ش.
- ممرا – سوفيا – فصلنامه علمي - پژوهشي دانشگاه الزهرا ، 1369ش.
- نگاهي به مديريت تحقيق و توسعه در ژاپن – فصلنامه سياست – علمي - پژوهشي دبيرخانه سياست هاي علمي کشور – زمستان 1371ش.
- بررسي تأثير تحولات سياسي دورۀ خلفاي راشد ين بر برخي عقايد کلامي ، فصلنامه علمي – پژوهشي دانشگاه الزهرا ، 1374ش.
- شرک و توحيد قبيله اي در جاهليت – کيهان فرهنگي – ويژه صدمين شماره
- ويژگي ها و روش تاريخ نگاري مسعودي – فصلنامه علمي پژوهشي فرهنگ پژوهشگاه علوم انساني – ش19 – پاييز 1375ش.
- زمينه هاي اجتماعي واقعه کربلا – مجله تاريخ اسلام –ش1.
- بررسي تأثير علايق خانداني و رسوبات انديشه ديني نو مسلمانان بر ضبط سيره و تاريخ زندگاني پيامبر – فصلنامه علمي – پژوهشي دانشگاه الزهرا
- سياست ديني خلفاي راشدين – فصلنامه علمي دانشکده ادبيات تبريز
تأليفات :
1- تاريخ علم کلام و مذاهب اسلامي 2 جلد ، انتشارات بعثت
2- ديانت و سياست در قرون نخستين اسلامي ، انتشارات دانشگاه الزهرا
3- شاهدان شهادت : پژوهش در ديدگاه قرآن
4- فرهنگ کار در اسلام ، انتشارات اميرکبير
طرح هاي پژوهشي :
1- فرهنگ کار در اسلام : دفتر تحقيقات وزارت کار و امور اجتماعي
2- طرح طبقه بندي موضوعي ديدگاه ها و آثار حضرت امام خميني – با همکاري مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني
3- پژوهشي در سيره نظري و عملي معصومين نسبت به بازماندگان شهدا
4- پژوهشي جامعه شناختي در تبيين جايگاه زن در قرآن ، سيره نظري و عملي معصومين در قرون اوليه اسلام
همچنين دکتر ولوي در کنفرانس ها و مجامع بين المللي و داخلي متعددي حضور داشته است که از آن جمله اند : ارائه مقاله در آکادمي علوم تاجيکستان ، ارائه مقاله در دانشگاه پتسدام آلمان ، عضويت در بنگاه همکاري هاي بين المللي علمي ژاپن (jica) و نيز شرکت در بيش از 10 کنفرانس علمي داخلي با ارائه مقاله و سخنراني . وي تا کنون راهنمايي رساله هاي متعدد دانشجويي از مقطع ليسانس تا دکتري را بر عهده داشته است که از ميان آنها پايان نامه دکتر زهرا رباني در سال 1383ش. به عنوان طرح پژوهشي برگزيده فرهنگي سال انتخاب شد و به دريافت جايزه نايل آمد .
دکتر علي محمد ولوي در حال حاضر نيز به عنوان يکي از اساتيد صاحب تخصص در حيطه تاريخ اسلام و مسايل مرتبط با حوزه جامعه شناختي اديان و اسلام شناخته مي شود .

دكتر محمد تقي امامي خويي

اين استاد برجسته رشته تاريخ كه در آبان 1318در خوي متولد شد ، تحصيلات خود را در مقاطع ابتدايي و دبيرستان تا پنجم متوسطه در خوي به انجام رساند و براي اخذ ديپلم راهي تبريز شد . سپس در سال 1338 به دنبال اخذ مدرك خود به استخدام بانك كشاورزي درآمد . در سال 1341 در دانشكده ادبيات و علوم انساني تبريز قبول شد و چون اين دوران مصادف با اصلاحات ارضي گرديد دكتر امامي كه به عنوان جوان ترين مأمور انجام اصلاحات ارضي همزمان به تحصيل و كار اشتغال داشت با مشكلات زيادي روبرو شد . در نهايت به سال 1344 با ارائه رساله اي در (انقلابات آفريقا) ليسانسيه تاريخ گرديد و بلافاصله در كنكور فوق ليسانس دانشگاه تهران پذيرفته شد و با گذارندن 32واحد درسي كه اغلب از دروس علوم اجتماعي بود و با نگارش رساله اي تحت عنوان (نقش شركت هاي تعاوني در اصلاحات ارضي) با زنده ياد دكتر غلامحسين صديقي موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس شد . وي در ادامه تحصيلات خود راهي تركيه شد و در دانشگاه آنكارا در مقطع دكتري مشغول به تحصيل گرديد . از سال 46 تا 1350 كه مسافرت هاي طولاني و پياپي ايشان با اتوبوس هاي آن موقع كه مسير تبريز- آنكارا را در 4 روز طي مي كرد تمام قهوه خانه ها و رستوران هاي مسير راه را براي دكتر به مكان هاي آشنايي تبديل كرده بود . رساله دكتري ايشان با عنوان (سازمان اداري ايلخانان) در سال 1350 قبول و به دنبال اخذ مدرك دكتري از همان سال به صورت ساعتي در دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) با گروه تاريخ به همكاري پرداخت . از سال 1354 تدريس تاريخ عثماني دانشگاه تهران به ايشان واگذار شد و از سال 57 و پس از انقلاب فرهنگي دروس تخصصي دانشگاه هاي تربيت معلم – تربيت مدرس و الزهرا به عهده ايشان بوده است كه اين همكاري در سطحي محدودتر تا كنون نيز ادامه دارد . دكتر امامي در سال 1359 از بانك كشاورزي با 20 سال سابقه بازنشسته شد و از سال 1373 به عنوان هيأت علمي تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرري به همكاري هاي دانشگاهي خود افزود . دكتر محمد تقي امامي داراي آثار و تأليفات بسياري است كه بخشي از آن به شرح زير است :
1- ترجمه نقش تركان آناطولي در تشكيل و توسعه حكومت صفوي (با همكاري دكتر اشراقي)
2- زنانِ فرمانروا در دولت هاي اسلامي
3- علويان و بكتاشيان آناطولي
4- تاريخ عثماني (در دست تأليف)
5- جنبش عرفاني بابا ها در زمان سلاجقه آناطولي و نيز مقالات متعددي كه در مجلات ، فصلنامه ها ،‌كنگره ها و سمينارهاي مختلف ارائه شده است از جمله :
1- نفوذ فرهنگ ايران به آناطولي در زمان ايلخانان / كنگره مشترك ايران – تركيه
2- منابع عهد ايلخاني / كنگره مشترك ايران – تركيه
3- دست آوردهاي غرب از كانال عثماني به ايران / كنگره مشترك ايران – تركيه
4- نفوذ فرهنگ متقابل ايران و عثماني / گفتگوي تمدن ها
5- تجارب و راه هاي تجاري آناطولي در عهد ايلخانان / كنگره ربع رشيدي
6- نبرد صليبي كوسوا / مجله فرهنگ پژوهشگاه علوم انساني
7- معرفي يك شاعر علوي بكتاشي اهل آناطولي / دانشگاه شهيد بهشتي
8- مقاله آبش خاتون – تركان خاتون ها / براي دايرةالمعارف زنان
9- قانون نامه برادركشي در امپراطوري عثماني
10- گشايش روابط ايران و عثماني سفر مظفر الدين شاه به استانبول
11- تدوين نقشه تاريخي ايلخانان / اطلس ملي سازمان نقشه برداري
12- ترجمه نقش نقيب الاشرافها (سادات) در امپراطوري عثماني / نامه پژوهش 
13- محاكمه و اعدام افشين اشروسنه اي / كنگره ساسانيان
14- قوپوزاريتن ، ساز متداول در ميان اقوام ترك آسياي مركزي / يادنامه استاد صفا
و ديگر آثار و ترجمه هايي كه به دليل كثرت از ذكر آن خودداري مي شود .
"نگاه استاد به نقش زنان در تكامل جامعه بشري"
دكتر محمد تقي امامي نقش تاريخ را بررسي تكامل جامعه انساني ، قوانين آن و قوانين حاكم بر تكامل مذكور مي داند كه ارزش هاي مادي ، محيط جغرافيايي و افزايش جمعيت آگاه در اين تكامل نقش آفريني مي كنند . وي تاريخ بشري را آموزگاري مي داند كه يادآوري مي كند در مراحل مختلف زندگي اجتماعي ، همزيستي زن و مرد در اشكال مختلف خود را آشكار مي سازد و هر بارمتناسب با تحولات تازه در امر توليد تغيراتي در ساخت اجتماعي و از جمله در شكل اين همزيستي را موجب مي شود . از ديدگاه ايشان تنها با بررسي نحوه شكل گيري و تكامل همزيستي بين زن و مرد و آموزش هايي كه تجربه تاريخي در اختيار ما مي گذارد مي توان به تجزيه و تحليل شرايط كنوني نايل شد . وي شكاف كنوني بين زن و مرد و عللي را كه موجب آن شده بررسي كرد و با مسلح شدن به تحليل درست تاريخي به مرحله اي رسيد كه در سايه آن بتوان اسارت زن و در سطح عالي تر اسارت كل افراد جامعه را زدود . دكتر امامي مي گويد : "خوشبختانه در اين روزها ورود زنان به عرصه كارو توليد به دست آوردن استقلال اقتصادي و نيز روي آوردن آنها به مراكز دانشگاه ها شرايط رهايي  و رشد زنان را فراهم كرده و افزايش زنان آگاه كه داراي استقلال اقتصادي هستند موجب تشكيل انجمن هاي متعدد با هدف بيداري ساير زنان و آشنا نمودن آنها به حقوق ابتدايي خود گرديده است . اميد است اين روند به همت زنان شجاع و پژوهشگر هر چه بيشتر تداوم پيدا كند و ايشان بتوانند در جهت احقاق حقوق خود در جامعه قدم هاي مؤثرتري بر دارند."

دکتر عبدالهادي حائري

عبدالهادي حائري فرزند ميرزا احمد به سال 1314ش. در شهر قم متولد شد . در سال هاي آخر سلطنت رضا شاه کودکي آماده رفتن به دبستان بود ، اما چون برنامه هاي آموزش و پرورش رژيم پهلوي به نظر پدر وي با دستورهاي اسلام هيچ گونه مطابقت نداشت ، به مدرسه فرستاده نشد و در مکتب هاي سنتي به درس و مشق پرداخت . پدربزرگ او از جانب پدر ، حاج ميرزا عبدالله حائري از مجتهدان برجسته و عارف پيشه کربلا به شمار مي رفت و پدربزرگ وي از جانب مادر ، حاج شيخ عبدالکريم حائري مؤسس حوزه علميه قم بود .
 از همان اوان کودکي نزد پدر و برادر خود به تحصيل دروس حوزوي پرداخت و مدتي نيز به کار و کارگري و کارمندي و حتي روزنامه نگاري مشغول شد .
در روزنامه هاي استوار و پيکار مردان در قم و روزنامه قانون در تهران پيرامون بسياري از مسايل سياسي و اجتماعي روز قلم فرسايي کرد . وي با نشريات ديني تهران نيز همکاري داشت و در مجلات مسلمين ، نور دانش ، حيات مسلمين و سالنامه نور دانش مقالاتي گوناگون مي نوشت .
با اين که اين گونه در جمع نويسندگان قرار گرفتن براي دکتر حائري در آن سنين جواني خالي از جاذبه نبود ، اما روح بلند وي را کاملاً راضي نمي کرد ، زيرا خود را در زمينه تحصيلات رسمي عقب مانده مي ديد . بنابراين ، از همان دوران سرگرمي خود به نويسندگي و روزنامه نگاري به جبران مافات پرداخت و به تحصيل دروس دبستاني و دبيرستاني سرگرم شد و آن دوره دوازده ساله را با رفتن به کلاس هاي شبانه و پنهان از چشم پدر در فاصله چهار سال به طور متفرقه تمام کرد . پس از يک سال و نيم خدمت وظيفه در سال 1336ش. وارد دانشگاه تهران شد و در رشته الهيات به تحصيل خود ادامه داد .
پس از پايان رسانيدن دوره سه ساله دانشگاه و اخذ درجه ليسانس ، چند سال در اداره بهداشت و بهداري مشهد کار کرد . در همان دوران بود که کتابي تحت عنوان ابن مقفع که به قلم حنّا الفاخوري عرب نوشته شده بود از زبان عربي به فارسي ترجمه و توسط انتشارات زوار چاپ کرد . در سال 1343ش. با به دست آوردن يک بورس دانشگاهي به کانادا رفت .
دکتر حائري به مدت نه سال در کانادا در رشته تاريخ و مطالعات خاور ميانه مشغول به تحصيل بود و در همان خلال ، دوسال را به تدريس زبان و ادب فارسي گذراند . با اين که ميل شديد به بازگشت به ايران داشت ، اما به عللي که بي ارتباط با رشته تحصيلي او و رژيم حاکم بر ايران آن روزها نبود ، پس از نيل به درجه دکتري در سال 1352ش. موقتاً به ايران نيامد و از همان سال به مدت چهار سال در دانشگاه کاليفرنيا در برکلي به عنوان استاديار به تدريس پرداخت .
او در سال 1353ش. با دکتر زهرا افشار نژاد که در آن زمان در انگلستان تحصيل مي کرد و اکنون عضو هيأت علمي بخش رياضي دانشکده علوم دانشگاه فردوسي مشهد است ، ازدواج کرد . دکتر حائري در سال 1357ش. به ايران آمد و با عنوان دانشيار در گروه تاريخ دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي به تدريس تاريخ دو سده اخير ايران ، خاورميانه و ديگر سرزمين هاي اسلامي مشغول شد .
هنگامي که دکتر حائري به کلاس هاي دانشگاهي دوره هاي فوق ليسانس و دکتري در خارج از کشور راه يافت و در برخي از کنگره هاي بين المللي مربوط به مطالعات خاورميانه و اسلام در اروپا و آمريکا شرکت کرد ، چنين دريافت که موضوعات مربوط به مذهب شيعه و تحولات ايران قرون اخير از حوزه مطالعات خاورشناسان و اسلام شناسان غرب تا حدود فراواني بدور مانده است .
وي نارسايي هاي پژوهشي خاور شناسي و اسلام شناسي غرب را بيشتر در چارچوب دو قرن اخير تاريخ تشيع و ايران يافت ، بر آن شد که اصولاً حوزه مطالعاتي و تخصصي خود را در همان محدوده زماني قرار دهد و از آن پس قسمت عمده تحقيقات خود را به موضوعات مربوط به دو قرن اخير اختصاص داد . نقش هاي سياسي و اجتماعي رهبران مذهبي شيعه در جريان حوادث تاريخ ايران بويژه فعاليت هاي آن دسته از علما که در خط مبارزه با استبداد داخلي و استعمار خارجي قرار داشته است ، کمتر توجه محققان غربي را به خود جلب کرده بود . بنابراين ، دکتر حائري رساله دکتري خود را پيرامون درگيري فکري و عملي علما و مجتهدان در انقلاب مشروطيت ايران نوشت و بويژه جنبه هاي ضدامپرياليستي رهبران روحاني مشروطه را مورد تأکيد قرار داد . اين اثر انگليسي وي در سال 1356ش. / 1977م. به صورت کتاب در ليدن هلند به چاپ رسيد و ترجمه فارسي آن تحت عنوان تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق دو بار در سال هاي 1360ش. و 1364ش. در تهران چاپ و منتشر شد .
«تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق»، «نخستين رويارويي هاي انديشه گران ايران با دو رويه تمدن بورژوازي غرب»، «تاريخ جنبش ها و تکاپوهاي فراماسونگري در کشورهاي اسلامي » ، « ايران و جهان اسلام : پژوهش هايي تاريخي پيرامون چهره ها ، انديشه ها و جنبش ها» و « آن چه گذشت ... نقشي از نيم قرن تکاپو » کتاب هايي است که توسط دکتر حائري به رشته تحرير در آمده است . علاوه بر آن ، وي ده ها مقاله فارسي و غير فارسي در مجلات علمي و کنفرانس هاي بين المللي داخل و خارج از کشور نيز ارائه داده است .
 سرانجام دکتر عبدالهادي حائري استاد برجسته دانشگاه فردوسي مشهد در حوزه تاريخ معاصر ايران و خاورميانه و متخصص دوره مشروطه ايران در پي سپري کردن يک دوره بيماري طولاني – عليرغم مساعدت هاي مالي وزير فرهنگ و آموزش عالي وقت در اعزام ايشان به اطريش جهت درمان – در تاريخ 23 تيرماه 1372ش. در مشهد چشم از جهان فرو بست .
استاد حائري با جديت و پشتکاري وصف ناشدني و سختگيري هاي علمي بر شاگردان خود ، همواره الگويي براي آنها بود و چه بسيار دانشجوياني که پس از ادامه تحصيلات عالي در مقاطع فوق ليسانس و دکتري به تبعيت از استاد ، گرايش تاريخ ايران معاصر را براي پژوهش هاي علمي – تاريخي خود انتخاب کردند .                    يادش گرامي باد

دکتر افسانه نجم آبادي

دکتر افسانه نجم آبادي از نوادگان آقا شيخ هادي نجم آبادي به سال 1325ش. در تهران متولد شد . تحصيلات ابتدايي تا متوسطه را در مدرسه عفاف ، مدرسه فيروزکوهي و دبيرستان هدف گذراند . تحصيلات عالي را با رشته فيزيک در دانشکده علوم دانشگاه تهران آغاز کرد و دو سال آخر دوره ليسانس را راهي آمريکا شد و تحصيل در همان رشته را تا مقطع فوق ليسانس در دانشگاه هاروارد ادامه داد . دوره دکتري را در رشته جامعه شناسي دانشگاه منچستر انگليس سپري کرد و از پايان نامه خود با عنوان : "اصلاحات ارضي و تحولات اجتماعي در ايران" با راهنمايي پروفسور تئودور شنين دفاع نمود.
وي در طول زندگي خود ، فعاليت هاي اجتماعي و علمي را با  هم در آميخته و  از هر كدام براي ديگري بهره جسته است. از دغدغه هاي اصلي او نقش زن ايراني در تحولات تاريخ معاصر بخصوص در دروه قاجار و انقلاب مشروطه است. پس از نه سال تدريس در رشته مطالعات زنان در دانشگاه بارنارد از سال1380ش. تا کنون به عنوان استاد تاريخ در دانشگاه هاروارد مشغول به تدريس است و علاوه بر دروس تاريخ، مطالعات زنان و تاريخ جنسيت را نيز درس مي دهد و  رئيس كميته برنامه مطالعات زنان و جنسيت اين دانشگاه است.
دکتر نجم آبادي داراي كتب و مقالات بسياري است كه اكثر آنها در زمينه تاريخ معاصر ايران با محوريت زن است. وي در يكي از نوشته هايش به زبان انگليسي تحت عنوان: دختران قوچان: جنسيت و خاطره ملي در تاريخ ايران، سعي نموده به كمبودهاي بسياري از آثار تاريخ معاصر ايران در مورد عوامل ناشناخته و پنهان يا حلقه گمشده بپردازد. در اين كتاب وي بر مبناي شواهد و مدارك تاريخي ، فروش دختران قوچان را به عنوان يكي از عوامل اصلي يا موتور حركت اوليه يا حلقه گمشده انقلاب مشروطه معرفي كرده است.
ديگر تأليفات ايشان عبارتند از:
معايب الرجال، سوئد 1993م.
زنان شرق : اسنادي درباره دومين کنگره زنان شرق نشر شيرازه 1384ش.
بي بي خانم استرابادي و خانم افضل وزيري  ، 1996 چاپ نيويورک
صديقه دولت آبادي : نامه ها ، نوشته ها و خاطرات 1999 چاپ نيويورک
علاوه بر آن، بيش از 20 مقاله تاريخي در ارتباط با زنان دوره قاجار و اسناد تاريخي نگاشته است و نيز از وي مقالاتي تحت عنوان: "زنان در برابر چالش هاي نو زو زنان و مدرنيته ايراني" در مجله زنان به چاپ رسيده است. همچنين ايشان به نقد بيش از 7 کتاب از جمله حجاب ها و گفتارها از فرزانه ميلاني، دختران ايران از ستاره فرمانفرمانيان و ايران بين دو انقلاب از آبراهاميان پرداخته است و از جمله تأليفات ايشان: تبارشناسي فمينيسم ايراني و آقا چگونه آقا شد: جامعه جوئي و گرايشات جنسي در دوره قاجار و ويراستاري مجموعه اي از نوشته هاي پژوهشي تحت عنوان: خود سرگذشت نامه ها در دوره معاصر ايران مي توان نام برد.
وي در مورد تاريخ نگاري زنان مي گويد: تاريخ زنان در مقايسه با تاريخ نگاري به مثابه پژوهش ها و نگارش هايي که لااقل در دانشگاه هاي اروپا و آمريکا قريب دويست سال عمر دارد مبحثي جوان است (کمتر از چهل ساله)
در اين دوره آغازين - که گاه عنوان بازيابي زنان در تاريخ را به خود گرفته است - يکي از مهم ترين مشکلات تاريخ نگاران، ماهيت منابع و دوره بندي هاي تاريخ هاي موجود بود (که پيرامون تاريخ دول و جنبش هاي سياسي و اجتماعي قرار دارد) است.
تا يک دهه بعد اين گونه تاريخ نگاري چالش هاي دروني خود را برانگيخته بود: آيا مي شود بدون زير و رو شدن معناي تاريخ و روش هاي پژوهشي بدون تعريف متفاوت از سوژه تاريخي ، از اتفاق هاي تاريخي ، حتي از آرشيو ، از راه بازيابي زنان در تاريخ هاي موجود و اضافه کردن آن به تاريخ هاي موجود ، زنان را بر تاريخ نگاشت ؟ اگر پاسخ به اين سؤال منفي باشد خود تاريخ نگاري چه دگرگوني هايي بايد پذيرا باشد. در اين زمينه بود که مقاله جان دبليو اسکات، استاد تاريخ فرانسه، جنس گونگي را به مثابه مقوله اي براي تحليل تاريخ ، نه براي تکميل تاريخ پيشنهاد کرد که نتايج مهمي براي تاريخ نگاري به همراه دارد و مسأله "منبع براي نگارش تاريخ زنان نداريم" را به شکل تازه اي حل مي کند.
* تاريخ جنس گونه است و بدون در نظر گرفتن جنس گونگي آن نمي توان تاريخ مؤثري نگاشت .
* مسئله مرکزي ما بازيابي و افزودن زنان به تاريخ هاي موجود نيست . بازانديشي آن است که تاريخ چيست ؟ چرا بعضي وقايع شايسته تاريخ نگاري دانسته مي شود و برخي از ياد تاريخي فراموش مي شود ؟
با در نظر گرفتن نکات بالا مي توان به برخي مشکلات کتوني تاريخ نگاري زنان در ايران نيز نظير چگونگي استفاده از منابع موجود، بازخواني منابع از زاويه جنس گونگي، توجه به منابعي که کمتر به فکر آن بوده¬ايم و يا در گنجينه خانواده ها محفوظ مانده است، توجه کرد .

دکتر سيد جعفر شهيدي

سيد جعفر شهيدي فرزند سيد محمّد سجّادي که از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبي ايران به شمار مي رفت، در سال 1297ش. در شهرستان بروجرد به دنيا آمد. وي دوران تحصيل ابتدايي و اندکي از متوسطه را در بروجرد و سپس ادامه آن را در تهران به انجام رساند. شهيدي ابتدا به نام سجّادي معروف بود که بعدها تغيير نام داد و با نام شهيدي در مراکز علمي و دانشگاهي شهرت پيدا کرد.
در سال 1320ش. براي تحصيل علوم ديني و فقه و اصول راهي نجف شد و تحصيلات حوزوي اش را در شهر نجف که شهر علم نام داشت، تا حد رسيدن به درجه اجتهاد بالا برد. وي پس از آن چند سالي را در عوالم طلبگي در قم سپري نمود و از محضر آيت الله بروجردي و بسياري از مراجع و بزرگان ديني استفاده کرد. براي گذران زندگي و به منظور ترجمه متون عربي، نزد دکتر سنجابي - وزير فرهنگ وقت - مي رفت که سرانجام به او اشتغال به تدريس پيشنهاد شد. سپس در دبيرستان ابومسلم مشغول به تدريس شد و با توجه به اهميت مدرک تحصيلي در ميزان حقوق بدون شرکت در کلاس ها، ليسانس الهيات را با بهترين نمره ها اخذ نمود.
برخورد با محمّد معين، باب آشنايي وي را به حضور استاد علي اکبر دهخدا فراهم کرد و پس از تشکيل سازمان لغت نامه دهخدا، معاونت سازمان را به عهده گرفت. سپس علامه دهخدا از سيد جعفر شهيدي دعوت به همکاري کرد و در نامه اي به دکتر مهدي آذر - وزير فرهنگ وقت - نوشت: "او اگر نه در نوع خود بي نظير، ولي کم نظير است." دهخدا در اين نامه مي خواهد که به جاي 22 ساعت، به او 68 ساعت تدريس اختصاص دهند تا بقيه وقتش را در لغت نامه دهخدا بگذراند. مدتي اين گونه مي گذرد، تا سال 1340ش. که با مدرک دکتري به دانشگاه منتقل مي شود. تدريس در دانشگاه تا حدود سال 1345ش. ادامه پيدا مي کند. اما، با توجه به ناامني دانشگاه، دانشجويان خود را به لغت نامه مي برد. پس از سال ها نيز، تا پايان عمر وي هنوز دانشجويانش چهارشنبه ها به لغت نامه مي رفتند و با شهيدي جلساتي را داشتند. پس از مرگ مرحوم معين، شهيدي مسئوليت اداره سازمان لغت نامه دهخدا را بر عهده گرفت. او در زمينه ادبيات عرب و فارسي استادي به نام بود و درک محضر و همنشيني با استاداني نظير بديع الزمان فروزانفر، علي اکبر دهخدا، جلال الدين همائي و محمد معين اعتبار علمي و معنوي او را دو چندان کرد.
شهيدي اولين کتاب خود را در نجف در رد احمد کسروي نوشت. هر چند بر خوب بودن کارهاي تاريخي او چون تاريخ آذربايجان، تاريخچه چپق و قليان، مشعشيان و ... تأکيد داشت. ديگر کتابش، سه جلد "جنايات تاريخ" توسط ساواک توقيف شد، اما بعدها با گذشت دوره زماني، بعضي مطالب انتقادي را چندان ضروري نديد و آنها را از چاپ بعدي حذف کرد.
دكتر سيّد جعفر شهيدي با داشتن بيش از 15 كتاب ارزنده و تاليف حدود 120 مقاله از شاخص¬ترين تاريخ‌نگاران مذهبي معاصر ايران است که آثار و فعاليت هاي علمي – فرهنگي ايشان به شرح ذيل است:
تأليفات:
 مهدويت در اسلام ؛ 1324ش.
 جنايات تاريخ، جلد اول و دوم، تهران،  شهريور 1327ش.
 جنايات تاريخ، جلد سوم، دفتر نامة فروغ علم، تهران 1329ش.
 چراغ روشن در دنياي تاريك (يا زندگاني امام سجاد) تهران، كتابفروشي و چاپخانه محمد حسن علمي 1335ش.
 در راه خانة خدا، دانش نو، تهران 1356ش.
پس از پنجاه سال، پژوهشي تازه پيرامون قيام امام حسين عليه السلام، چاپ اول، امير كبير 1358 ش.، چاپ شانزدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1372ش.
 شرح لغات و مشكلات ديوان انوري، چاپ اول انجمن آثار ملي 1358ش.، چاپ دوم انتشارات علمي و فرهنگي 1364ش.
 تاريخ تحليلي اسلام، تاريخ تحليلي اسلام تا پايان امويان، تهران، مركز نشر دانشگاهي1362ش.
 زندگاني حضرت فاطمه (ع)، چاپ اول تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1360ش.، چاپ هجدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1373ش.
 آشنايي با زندگاني امام صادق(ع)، جامعه الامام الصادق، تهران1362ش.
 زندگاني علي بن الحسين (ع)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1365ش.، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي1372ش.
 ستايش و سوگ امام هشتم در شعر فارسي 1365ش.
 عرشيان، نشر مشعر، قم 1371ش.
 شرح مثنوي شريف، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1373ش.، جلد چهارم (دنبالة كار 3 جلد مرحوم فروزانفر) و جزء 5 و 6 (دفتر دوم) ، شرح مثنوي دفتر سوم
 از ديروز تا امروز، مجموعة مقاله ها، به كوشش هرمز رياحي و شكوفه شهيدي، تهران، انتشارات قطره 1373ش.
 علي از زبان علي، شرح زندگاني امير مؤمنان، تهران، دفتر نشر ؛ 1376ش.
 شرح مثنوي دفتر چهارم، پنجم و ششم ؛ 1374ش. تا 1380ش.
 تصحيحات:
 تصحيح آتشكده آذر، اثر لطفعلي بيك آذر بيگدلي، مقدمه،فهرست و تعليقات: دكتر سيد جعفر شهيدي، مؤسسه نشر كتاب 1337ش.
 تصحيح درة نادره، اثر ميرزا مهديخان استرآبادي، چاپ اول، انجمن آثار ملي 1341ش.، چاپ دوم انتشارات علمي و فرهنگي 1366ش.
براهين العجم، اثر محمد تقي سپهر، حواشي و تعليقات: سيد جعفر شهيدي، دانشگاه تهران 1351ش.
 ترجمه ها:
 ابوذر غفاري نخستين انقلابي اسلام، [بي نا] 1320ش.، چاپ سوم، نشر سايه 1370ش.
 شير زن كربلا، اثر: بنت الشاطي، بروجرد 1332ش.
 انقلاب بزرگ اثر دكتر طه حسين، تهران، مؤسسه مطبوعاتي علي اكبر علمي 1336ش.
 ترجمه نهج البلاغه، تهران چاپ اول، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي 1368ش.، چاپ ششم 1373ش.
 مجموعه ها:
 محمد خاتم پيامبران، مقاله از ولادت تا بعثت، ج. اول، از بعثت تا هجرت،ج. دوم، حسينيه ارشاد 1347ش.
 علامه اميني، با همكاري محمدرضا حكيمي 1351ش.
 محيط ادب، مجموعة سي گفتار به پاس پنجاه سال تحقيقات و مطالعات سيد محمد محيط طباطبايي، با همكاري حبيب يغمايي، محمد ابراهيم باستاني پاريزي و ايرج افشار، تهران، مجلة يغما 1357ش.
 
 سمت هاي علمي و اجرايي:
 معاون مؤسسه لغت نامه دهخدا 1342ش.
 رئيس مؤسسه لغت نامه دهخدا
 رئيس مركز بين المللي آموزش زبان فارسي 1368ش.
همكاري با دكتر محمّد معين در تهيه فرهنگ فارسي معين 1346ش.
سخنراني ها:
 شركت و سخنراني در كنفرانس شيعه در دانشگاه تمپل، فيلادلفيا 1368ش.
 ايراد سخنراني در دانشگاه بغداد و دانشگاه  موصل 1357ش.
 سفر به الجزيره (ايراد سخنراني) 1351ش.
 سفر به مصر و شركت در كنفرانس اسلامي قاهره با ايراد سخنراني 1349ش.
 سفر به اردن به دعوت دانشگاه عُمان (ايراد سخنراني)
 ترجمه آثار به زبان هاي غير فارسي:
 كتاب پس از پنجاه سال (قيام امام حسين(ع)) به زبان هاي عربي، انگليسي، تركي استانبولي، تركي آذربايجاني، ژاپني و اردو
 كتاب زندگاني حضرت فاطمه به زبان تركي استانبولي و عربي
 تاريخ تحليلي اسلام به زبان هاي عربي و يوناني
  كسب افتخارات:
 استاد افتخاري در دانشگاه پكن 1373ش.
 رياست افتخاري انجمن بين المللي استادان زبان و ادبيات فارسي
 استاد ممتاز از دانشگاه تهران
 دريافت نشان درجه يك علمي از رياست محترم جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 1374ش.
كتاب هايي كه به دريافت جايزه نايل و به عنوان كتاب سال شناخته شده اند:
 دُرّه نادره، سال 1341ش.
 زندگاني فاطمه زهرا، 1362ش.
 نهج البلاغه، 1369ش.
 شرح مثنوي(جشنواره خوارزمي)، 1380ش.

دكتر اللهيار خلعتبري

دکتر الهيار خلعتبري در سال 1326ش. در شهرستان قزوين ديده به جهان گشود. وي پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي، راهنمايي و متوسطه در سال 1343ش. در شهرستان شهسوار موفق به اخذ ديپلم گرديد. ايشان تحصيلات کارشناسي خود را در رشته فلسفه اسلامي (معقول) دردانشگاه تهران به پايان برد و پس از آن براي ادامه تحصيل راهي اروپا شد و به فرانسه رفت و از دانشگاه سوربن مدرک کارشناسي ارشد خود را در رشته تاريخ فلسفه به سال 1351ش. دريافت کرد و در همان دانشگاه براي تحصيلات دکتري در رشته تاريخ اقدام کرد و در نهايت سال 1355ش. موفق به اخذ مدرک دکتري شدند. دکتر خلعتبري بعد از اتمام تحصيلات خود به ايران مراجعه کردند و سمت هايي را به شرح ذيل عهده دار بودند: 3 دوره مديريت گروه تاريخ، معاون آموزشي، معاون آموزشي و تحصيلات تکميلي و معاون پژوهشي طي سال هاي 1379ش. تا 1384ش، بيش از 12سال عضو هيأت تحريريه مجله علمي _ پژوهشي و يک سال عضو شوراي دانشگاه شهيد بهشتي. از ديگر مشاغل و سمت هاي ايشان مي توان به عضو هيأت تحريريه و سردبير مجله مسکويه دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرري، سردبير مجله تاريخ و علوم اجتماعي دانشگاه سيستان و بلوچستان، عضو هيأت تحريريه مجله هاي علوم انساني در دانشگاه هاي الزهراء (5 سال)، اصفهان(2سال)، لرستان(2سال)، اورميه(1سال) اشاره کرد. ايشان در دانشگاه شهيد بهشتي و ديگر دانشگاهها و موسسات آموزش عالي دولتي و دانشگاه آزاد اسلامي به مدت 31 سال تدريس در دوره کارشناسي، 20سال تدريس در دوره کارشناسي ارشد و 12 سال تدريس در دوره دکترا داشته اند. نا گفته نماند گرايش خاص ايشان در زمينه تاريخ سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ايران در دوره ميانه (از آغاز اسلام تا تأسيس سلسله صفويه)، انديشه سياسي، نهضت هاي سياسي و اجتماعي در تاريخ ميانه ايران است. از آثار و تأليفات استاد خلعتبري ميتوان به نمونه هاي ذيل اشاره کرد: 1- تاريخ خوارزمشاهيان 2- جنبش بابک 3- يادداشت هاي محمدولي خان تنکابني (سپهسالار اعظم) 4- کارکردها و نقش سياسي و اجتماعي قلاع در تاريخ ميانه ايران

دکتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي

محمد ابراهيم باستاني پاريزي فرزند شيخ علي اكبر ، در سال 1304 هجري شمسي در روستاي پاريز كرمان ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در پاريز به پايان برد و دوره دبيرستان را تا سوم متوسطه در سعيدآباد سيرجان به انجام رسانيد و از دانشسراي مقدماتي کرمان ديپلم گرفت. در دوران تحصيل، با روزنامه روح القدس همكاري می كرد و آثارش را در آن به چاپ رساند. ایشان در دانشسراي عالي تهران در رشته تاريخ و جغرافيا به تحصيل پرداخت و موفق به اخذ مدرک لیسانس گردید و تا درجه دكتری پيش رفت. در تهران فعاليت مطبوعاتي خود را گسترش داد و با نشریات همكاري نزديك داشت. وی مدتي در دبيرستان هاي كرمان مشغول خدمت بود اما سرانجام به تهران آمد و به كار تدريس در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران مشغول گرديد. محمد ابراهيم باستاني پاريزي به مدت سه سال سرپرستي دبيرستان دخترانه « بهمنيار » و حدود ده سال (تا سال 1349ش.) مدیریت مجله دانشکده ادبیات را به عهده داشت. باستاني پاريزي در كنار فعاليت هاي آموزشي ، با نوشتن مقاله و شعر ، با مطبوعات نيز همكاري داشتند. وي در دوره دانشسراي مقدماتي در روزنامه «بيداري ايران» مقاله اي در رثاي معلم دانشسرا ، مرحوم اديب بامداد نوشت و در همين سال ها با انتشار روزنامه «روح القدس» در كرمان مقالات خود را به چاپ رساند. در دوران تحصيل در دانشسراي عالي و دانشكده ادبيات به عنوان مترجم عربي با روزنامه«كيهان» همكاري خود را براي ترجمه روزنامه هاي معروف مصر «المصري، الاهرام، آخرساعه، اخبار اليوم» و امثال آن آ‎غاز نمود. پس از اتمام تحصيلات عاليه در حالی که در دبیرستان های کرمان تدریس می کرد، در روزنامه «بيداري كرمان مقالاتي را منتشر كرد ، پس از آن با به دست آوردن امتياز مجله اي به نام « هفتواد » از سال 1336 تا 1337 در چاپخانه يارمند كرمان 17 شماره آن را به چاپ رساند. همچنین مقالاتي را در مجلات «يغما، دانشكده ادبيات، بررسي هاي تاريخي، وحيد، گوهر، هفت هنر» و امثال آن منتشر نمود. مجله های « سپيد و سياه»، «راه نماي كتاب» و «باستان شناسي» نيز مقالات او را چاپ مي كردند. از جرايد شهرستان ها مثل «پارس شيراز» ،«انديشه كرمان»، «خراسان مشهد»، «استوار قم» مجله «آريانا» در افغانستان، «نواي ملت» خوزستان و امثال آن نيز اشعار و نوشته هايش راچاپ مي كردند. از تألیفات و کتاب های ایشان می توان به آثار پيغمبر دزدان، آسياي هفت سنگ، اژدهاي هفت سر، اصول حكومت آتن، تصحيح و تحشيه تاريخ شاهي قراختائيان، تصحيح و تحشيه تاريخ وزيري، تصحيح و تحشيه جغرافياي كرمان وزيري، تلاش آزادي، تن آدمي شريف است، جامع المقدمات، حماسه كوير، خاتون هفت قلعه، دوره مجله هفتواد، ذوالقرنين (كورش كبير)، راهنماي آثار تاريخي كرمان، زير اين هفت آسمان، سلجوقيان و غز در كرمان، سنگ هفت قلم، سياست و اقتصاد عصر صفوي، شاه منصور، فرماندهان كرمان، فرمانفرماي عالم، كوچه هفت پيچ،گنجعلي خان،محيط سياسي و زندگي مشيرالدوله، منابع و مآخذ تاريخ كرمان، ناي هفت بند، نشريه فرهنگ كرمان، نون جو و دوغ گو، هشت الهفت، وادي هفت واد، ياد و يادبود، يادبود من و يعقوب ليث اشاره کرد.

محمد اسماعیل رضوانی

دکتر محمد اسماعيل رضواني
دکتر محمد اسماعيل رضواني در دهم ارديبهشت 1300 شمسي در روستاي خُراشاد از توابع بيرجند در استان خراسان به دنيا آمد . به امر پدر در 6 سالگي به مکتب رفت و به فراگيري قرآن مجيد پرداخت . در حدود 8 سالگي به بيرجند رفت و تحصيلات خود را در مقطع ديپلم ادامه داد . پس از اتمام تحصيلات متوسطه به تدريس در مدارس بيرجند پرداخت . در سال 1328ش. به تهران منتقل شد و ضمن تدريس در دبيرستان هاي تهران ، ادامه تحصيل داد . سرانجام در سال 1341ش. موفق به اتمام دوره دکتراي تاريخ از دانشسراي عالي گرديد و به سمت استادياري در دانشگاه شهيد بهشتي (ملي) اشتغال يافت . در سال 1349ش. به دانشگاه تهران منتقل شد و تا هنگام بازنشستگي در آنجا انجام وظيفه نمود .
استاد رضواني در طي عمر پر بار خويش شاگردان بسياري را تربيت کرد که برخي از آنها اکنون خود از استادان و محققان برجسته تاريخ مي باشند . ايشان در بيشتر محافل علمي و دانشگاهي حضور داشت و فعالانه به راهنمايي و ارشاد محققان و علاقمندان به تاريخ و ادبيات ادامه داد .
مرحوم دکتر رضواني ، محقق و استاد "تاريخ معاصر" و "تاريخ مطبوعات" ايران بود و تا واپسين سال هاي عمر ، تحقيق و تدريس در اين دو حوزه را رها نکرد . در اين زمينه آثار ارزشمندي را نيز از خود به يادگار گذاشت که به عنوان نمونه مي توان از کتاب انقلاب مشروطيت ، تصحيح کتاب هاي تاريخ منتظم ناصري ، عالم آراي عباسي ، سفرنامه ظهيرالدوله و ده ها مقاله در مجلات ادبي و تاريخي نام برد . اما بزرگترين يادگار ايشان و حاصل تلاش سال هاي متمادي ، مجموعه کم نظيري از روزنامه ها و مجلات و نشريات ايران از ابتدا تا زمان حاضر است که هم اکنون در اختيار مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران قرار دارد .
انجمن زنان پژوهشگر تاريخ ضمن گراميداشت ياد استاد ارجمند دکتر محمد اسماعيل رضواني مفتخر است که اقدام به چاپ سلسله مقالاتي از ايشان تحت عنوان "تاريخ روزنامه نگاري در ايران" نمود و جلد اول مجموعه مقالات آن مرحوم را نيز در دست چاپ دارد .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

دكتر عبدالحسين نوايي

دكترعبدالحسين نوايي به سال  1302 هجري شمسي درتهران متولد شد. پس ازپايان تحصيلات ابتدايي درمدرسه تمدن ودوره متوسطه درمدرسه شرف مظفري تحصیلات خود را در دانشسراي عالي ادامه داد. وي در رشته زبان و ادبيات فارسي دانشگاه سوربن فرانسه موفق به اخذ درجه دكتري گرديد.پس از مراجعت به ايران  به شغل پیشین خود يعني  معلمي بازگشت و به خدمت به فرهنگ ادامه داد. در طي اين سال ها ،استاد در دانشگاه هاي تهران و ملي و پژوهشكده ادبيات  به تدريس اشتغال داشت، ضمن آن كه به چاپ و انتشار آثار محققانه متعددي بویژه درحوزه تاریخ ایران اقدام ورزيد. كوشش  و پويشي كه تا  به حال كه بيش از شصت سال  از آن روزگار مي گذرد،  ادامه يافته است.
  دكترعبدالحسين نوايي از جمله نويسندگان مجله ارزشمند يادگار به شمار مي رود كه از سال 1323 تا 1328 در آن مجله به تاليف مقالات متعددي مبادرت نموده است. كار در زمينه انتشار اسناد و مدارك تاريخي از جمله حوزه هاي تخصصي استاد است كه در همين مقوله،  تأليفات بسياري  را  به چاپ رسانده و از پيشكسوتان اين رشته در مطالعات  و تحقيقات  تاريخي مي باشد.
علاقه و دغدغه اصلي استاد مربوط به دوره قاجاريه است .خودوی می گوید:
« درتاریخ بخش های زنده ترو نزدیک تر را باید بیشتر بررسی کرد.ما برای  شناخت وضع خودمان و شناخت علاج  دردهای مان، باید این دوره های نزدیک تر را بشناسیم  ، چون مستقیما از آنها تاثیرپذیرفته ایم.» دکترعبدالحسین نوایی در طی دوران بازنشستگی به عنوان استاد مدعو در دانشگاههای تهران، بهشتی ، تربیت مدرس، دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای شهرری، ابهر، علوم وتحقیقات وتهران مرکزی به تدریس پرداخت.وی دارای تالیفاتی بالغ برشصت جلدکتاب درحوزه های تاریخ، تصحیح متون واسناد و ادبیات و نیز نگارش بیش از140 مقاله در مجلات تخصصی وروزنامه های متعدد از سال های 1323تا1382 می باشد.ضمن آن که ایشان طی دو نوبت به دریافت جایزه بهترین «کتاب سال» در سال 1349(تصحیح وتعلیق کتاب احسن التواریخ در3 جلد) و سال 1364(کتاب اسنادتاریخی ایران از 1038 تا 1105 ه   ق ) نائل شده است. استادعبدالحسین نوایی در حال حاضر نیز با بیش از هشتادسال سن ، همچون  روزگار پرشور و انرژی جوانی و با ذوقی سرشار به کارهای تحقیقاتی و تالیف و تصحیح  کتب تاریخی اشتغال دارد.

11, 2008

دکتر عبدالحسين زرين کوب

استاد دکتر عبدالحسين زرين کوب، اديب، مورخ، اسلام شناس، ايران شناس، محقق و نويسنده بزرگ معاصر در 27 اسفند 1301 شمسي در بروجرد چشم به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در همان شهر به پايان آورد. سپس در کنار تحصيل در دوره متوسطه رشته علمي، اوقات فراغت را صرف فراگيري علوم ديني و حوزه اي نمود. به دنبال تعطيلي کلاس ششم متوسطه در تنها دبيرستان شهر براي ادامه تحصيل به تهران رفت. اما اين بار رشته ادبي را برگزيد. در سال 1320 عليرغم کسب رتبه اول در امتحان ورودي دانشکده حقوق به الزام پدر ناچار به ترک تهران شد و به زادگاه خود بازگشت و به کار معلمي پرداخت. در ايام تحصيل در تهران، چندي نزد حاج شيخ ابوالحسن شعراني به تلمذپرداخت و با مباحث حکمت و فلسفه آشنايي بيشتر يافت. از همان روزگار با فلسفه هاي معاصر غربي نيز آشنا شد و بعد به مطالعه در باب تصوف نيز علاقمند گرديد. سرانجام اشتياق به تحصيل، بار ديگر او را به دانشگاه کشاند. در سال 1324 وارد رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران شد و در سال 1327 به عنوان دانشجوي رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصيل شد و سال بعد وارد دوره دکتر رشته ادبيات دانشگاه تهران گرديد.
پس از ازدواج با دکتر قمر آريان، همدرس دانشکده در سال 1334 از رساله دکتر خود با عنوان "نقدالشعر، تاريخ و اصول آن" دفاع کرد. در سال 1335 با رتبه دانشياري، کار تدريس را در دانشگاه تهران آغاز کرد. در سال هاي 1337 تا 1349 در آمريکا به عنوان استاد ميهمان در دانشگاههاي کاليفرنيا و پرينستون به تدريس تاريخ ايران و تاريخ تصوف پرداخت. پس از بازگشت به ايران، استاد به دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران انتقال يافت و در دو گروه تاريخ و ادبيات مشغول کار شد.
در تمام اين سال ها، دکتر زرين کوب عمر را به مطالعه و تدريس و تحقيق و تأليف گذرانده و با ساده زيستي هيچ گاه خود را گرفتار وسوسه اشتغال به کارهاي غير علمي نساخت. استاد زرين کوب که در زمستان 1377 براي انجام برخي معالجات پزشکي عازم آمريکا شد، در ايام اين اقامت اجباري توفيق يافت تا در بستر بيماري و رنجوري يادداشت هاي خود را درباره عطار نيشابوري به صورت کتابي تحت عنوان "صداي بال سيمرغ" تدوين و تنظيم نمايد.

عباس اقبال آشتیانی

وي در سال 1276ش. در يک خانواده پيشه ور تهيدست و گمنام از مردم آشتيان به دنيا آمد. خيلي زود وارد عرصه زندگي شد؛ با وجود سختي معيشيت در ضمن کار به مکتب رفت و مقدمات علوم را در زادگاه خود فرا گرفت و بعد به تهران آمد و به مدرسه دارالفنون راه يافت و پس از فراغت از تحصيل در همان مدرسه به تدريس زبان فارسي پرداخت و نيز معاونت کتابخانه معارف را که در دارالفنون داير شده بود به عهده گرفت.
اقبال در سال 1304 به سمت منشيگري هيأت نظامي ايران به پاريس رفت و در آنجا با استفاده از فرصت به تکميل معلومات پرداخت و از دانشکده سوربن ليسانس زبان و ادبيات گرفت و در سال 1308 به ايران بازگشت در اواخر سال 1313 که نخستين سنگ بناي دانشگاه تهران نهاده شد، اقبال به سمت دانشياري دانشکده ادبيات دعوت شد و به مقام استادي دانشگاه رسيد.
اقبال در رشته هاي زبان شناسي، سبک شناسي تاريخ، اديان و جغرافيا مطالعه زياده کرده و در 58 سال زندگي پر سود خود در جمع آوري و تصحيح و نشر نسخه هاي کمياب و گزارش هايي که ي دور زمان از تاريخ ايران را روشن مي کند، رنج فراوان برده بود. حواشي و تعيقات که وي براي نسخه هاي خطي نوشته داراي ارزش تاريخي و جغرافيايي فراواني هستند.
در شهريور سال 1323 مجله ادبي و تاريخي يادگار را، با همکاري استاد محمد قزويني و دکتر غني، انتشار داد و چون اين مجله کمک مالي از دولت دريافت نمي داشت، ناچار در نتيجه اشکالات مالي، پس از 5 سال انتشار، در خرداد 1328 تعطيل شد و اقبال به اميد اينکه پايان عمر را به آسودگي و آرامش بگذراند از فعاليت ادبي دست کشيد و به سمت نمايندگي دايمي فرهنگ ايران در کشورهاي ترکيه و ايتاليا، ابتدا به آنکارا و بعد به رم رفت و در همان سمت و مقام بود که در واپسين ساعات روز بيست و يکم بهمن ماه 1334 در شهر رم زندگي را بدرود گفت.